بزرگان جهان از امام حسین(ع) می گویند

یروان حسین(ع) به واسطه عزاداری حسین می دانند که پستی و زیردستی استعمار و استثمار را نباید قبول کنند زیرا شعار پیشرو و آقای آنها تن ندادن زیر بار ظلم و ستم بود.

 دیکنز چارلز:
اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنین حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری کرد.

 جرجی زیدان، نویسنده لبنانی:
پس از رحلت پیامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضائل اخلاقی فائق آمد و افکار و آرای آل علی(ع) در میان چنان مردمی بی اثر ماند. چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بیعتی را که با امام حسین(ع) بسته بودند در هم شکستند و به این نیز اکتفا نکرده و او را کشتند.

 توماس مان، متفکر آلمانی:
اگر بین فداکاری مسیح و حسین(ع) مقایسه شود حتماً فداکاری حسین پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زیرا مسیح روزی که آماده برای فدا شدن گردید زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند آمد. امام حسین(ع) زن و فرزند داشت و بعضی از آنها کودک خردسال بودند و احتیاج به پدر داشتند.

 کورت فریشلر، مورخ بزرگ آلمانی:
امام حسین(ع) در فداکاری قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد.. تصمیم ثابت حسین(ع) برای فداکاری مطلق نه ناشی از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پیروی از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاری کند تا اینکه مجبور نشود بر خلاف عقیده و آرمان والای خود به وسیله سازشکاری با یزید بن معاویه و زندگی ادامه دهد. می دانیم که حسین(ع) خود را برای کشته شدن آماده کرده بود. و او عزم داشت خویش را فدا نماید چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب می تاخت و شمشیر می انداخت... حسین(ع) دست روی دست گذاشتن و توقف برای کشته شدن را دور از مردانگی و جهاد در راه عقیده و آرمان خود می دانست. در نظر حسین(ع) در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا این که دیگران نزدیک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشی محسوب می شود. یک مرد دلیر و با ایمان خودکشی نمیکند.

توماس کارلایل، دانشمند بزرگ انگلیسی:
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق و باطل روبرو می شوند اهمیت ندارد. پیروزی حسین(ع) با وجود اقلیتی که داشت موجب شگفتی من است.

خطبه امام حسين (ع) در روز عاشورا



امام مي فرمايند: ولي من خدايي است که کتاب فرود آورده و هم او ولي شايستگان است. بنگريد من از چه خاندانم و به خود آييد.
خويش را سرزنش کنيد و بنگريد آيا کشتن من رواست؟ حرمت من براي شما زير پا گذاشتني است؟ آيا من پسر پيغمبر (ص) شما نيستم؟ پسر وصي و عموزاده شما نيستم؟ آيا حمزه سيدالشهدا (ع) عموي پدرم نيست؟ آيا جعفر بن ابيطالب برادر پدرم که در بهشت با دو بال پرواز مي کند ، عمويم نيست؟ به شما نرسيده که رسول خدا (ص) درباره من و برادرم فرمود سيد جوانان اهل بهشتند؟ اگر گفتار مرا درست مي دانيد ، بسيار خوب ، باور کنيد.

از وقتي دانستم خدا دروغگو را دشمن دارد ، دروغ نگفتم و اگر باور نداريد کساني از اصحاب پيغمبر هنوز زنده اند ، برويد از آنها بپرسيد تا به شما خبر دهند. از جابربن عبدالله انصاري ، ابوسعيد خدري ، سهل بن سعد انصاري ، زيد بن ارقم و انس بن مالک بپرسيد. اين پرسيدن از ريختن خونم جلوگير شما نيست؟
اگر شما در اين ترديد داريد که من زاده دختر پيغمبرم ، واي بر شما. آيا از شما خوني ريختم؟ مالي از شما خورده ام؟ زخمي به شما زدم که حالا قصاص آن را مي خواهيد؟

همگي دشمنان خاموش شدند. سپس امام فرياد زد: اي شبث بن ربعي ، اي حجار بن ابجر ، اي قيس بن اشعث و اي يزيد بن حارث! آيا به من ننوشتيد که ميوه ها رسيده و باغها سبز شده و به سوي لشکري که براي تو آماده شده ، بيا؟
گفتند: ما ننوشتيم. امام فرمود: به خداوند نوشتيد. اکنون که مرا نمي خواهيد بگذاريد به مامن خود در هر جاي زمين که باشد برگردم. قيس بن اشعث - لعنه الله عليه - گفت: اي حسين (ع) نمي دانم چه مي گويي؟ تو بايد تسليم پسر عم خود شوي. او به دلخواه تو رفتار مي کند. امام فرمودند: نه ، به خدا قسم به شما دست خواري ندهم و از شما مانند بنده نگريزم.
زهير دوباره فرمود: اي بندگان خدا ، پسر فاطمه (س) بدرستي و نصرت شايسته تر از ابن سعد و ابن زياد است ؛ اگر او را ياري نکنيد به خدا پناهتان باد. او را نکشيد. او را با عموزاده اش ، يزيد گذاريد. به جانم سوگند که يزيد با نکشتن حسين هم از اطاعت شما راضي است. شمر بن ذي الجوشن تيري به او انداخت و گفت: خاموش باش. ما را از پرگويي خسته کردي. زهير به او گفت: من با تو سخن نگويم. همانا تو جانوري ، به خدا گمان ندارم دو آيه قرآن درست بخواني ، مژده ات باد به رسوايي و عذاب دردناک در قيامت.

شمر گفت: خداوند تا يک ساعت ديگر خودت و آقايت را خواهد کشت. زهير گفت: مرا از مرگ مي ترساني؟ بخدا مرگ با حسين (ع) نزد من بهتر است از آن که با شما جاويدان بمانم. زهير رو به مردم کرد وگفت: اي بندگان خدا ، اين پست جفاجو و همگامانش شما را از دينتان خارج کردند. بخدا شفاعت محمد (ص) به مردمي نرسد که خون خاندان او و کساني که آنها را ياري مي کنند ، بريزند.
مردي از اصحاب او را صدا کرد که امام مي فرمايند: برگرد ، به جان خودم اگر مومن آل فرعون قوم خود را نصيحت کرد ، تو هم اينها را نصيحت کردي.

سپس امام به يزيد بن خضير فرمود: با آنها سخن بگو. يزيد پيش رفت وگفت: اي مردم ، از خدا بپرهيزيد. سپرده محمد (ص) ميان شماست. اينان ذريه و خاندان و دختران حرم اويند. آنچه در دل داريد بگوييد. مي خواهيد با آنها چه کنيد؟ گفتند: مي خواهيم آنها را در اختيار ابن زياد قرار دهيم. يزيد گفت: چرا از آنها نمي خواهيد به جاي خود برگردند؟ اي اهل کوفه ، نامه ها و پيمان هايي را که به آنها داديد و خداوند را بر آنها گواه گرفتيد از ياد برده ايد؟ واي بر شما.
خاندان پيامبر(ص) خود را دعوت کرديد چون نزد شما آمدند ، آنها را به دست ابن زياد مي دهيد و آب فرات را روي آنها مي بنديد؟ بسيار بد کرديد. خداوند روز قيامت شما را سيراب نکند که بسيار بد مردمي هستيد. خدايا آنها را به جان هم انداز تا نزد تو آيند و تو بر آنها خشمگين باش. لشکر عمر سعد او را تيرباران کردند ، او نيز برگشت.

ادامه نوشته

علت نامگذاری ماه محرم


تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با مشورت حضرت علی (علیه‌السلام) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی كه هجرت روی داده بود گرفتند.(1) علت نامگذاری این ماه آن بود كه در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می‌دانستند.ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری كاروان حضرت امام حسین (علیه السلام) وارد كربلا شد و سپاهیان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شد در روزهای تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم می‌باشد او و یارانش را به شهادت رساندند.

امام هشتم شیعیان امام رضا(علیه السلام) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می‌شد و در آن نمی‌جنگیدند ولی در این ماه، خون‌های ما را ریختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسیر كردند و خیمه‌ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پیامبر را دربارة ذریه‌اش رعایت نكردند.

آیت الله میرزا جواد ملكی تبریزی در «مراقبات» نوشته است: «كودكانم را می‌دیدم كه در دهه نخست ماه محرم غذا نمی‌خوردند و به نان خالی اكتفا می‌كردند كسی هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان می‌كنم عشقی درونی آنان را برمی‌انگیخت.» (2) به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می‌سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (علیه السلام) از اول محرم، محافل و مجالسی را سیاهپوش كرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می‌پردازند.(3) 

پی‌نوشت‌ها:

1- تاریخ تحلیلی اسلام، دكتر سیدجعفر شهیدی، ص130.

2- پیام‌آور عاشورا، مهاجرانی، ص 11.

3- با اندكی دخل و تصرف، فرهنگ عاشورا جواد محدثی، ص 406 .

اصحاب و یاران شهید امام حسین علیه السلام

شهدای خاندان ابوطالب علیه السلام

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عبدالله بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عباس بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عبدالله بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عثمان بن علی بن ابیطالب علیه السلام
جعفر بن علی بن ابیطالب علیه السلام
ابوبکر بن علی بن ابیطالب علیه السلام
ابوبکر بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام
قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام
عون بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب علیه السلام
محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب علیه السلام
مسلم بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
عبدالله بن مسلم بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
محمد بن مسلم بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
محمد بن ابو سعید بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
عبدالرحمان بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
جعفر بن عقیل بن ابیطالب علیه السلام
عبدالله بن یُقطر حِـمیری
سلیمان بن رزین ؛ غلام امام حسین علیه السلام
اسلم بن عمرو ؛ غلام امام حسین علیه السلام
قارب بن عبدالله دئلی ؛ غلام امام حسین علیه السلام
منجح بن سهم ؛ غلام امام حسین علیه السلام
سعد بن حارث ؛ غلام حضرت علی علیه السلام
نصر بن ابو نیزر ؛ غلام حضرت علی علیه السلام
حارث بن نبهان ؛ غلام حمزه بن عبدالمطلب علیه السلام

شهدای بنی اسد و بردگان آنها
انس بن حارث بن نبیه بن کاهل بن عمرو بن صعب بن اسد بن خزیمه
حبیب بن مظاهر
مسلم بن عوسجه اسدی
قیس بن مُسهر صیداوی
ابو خالد ؛ عمرو بن خالد اسدی صیداوی
سعد ؛ غلام عمرو بن خالد اسدی صیداوی
ابوموسی ؛ موقع بن ثمامه اسدی صیداوی

شهدای هَمدانی و بردگان آنها
ابو ثمامه عمرو صائدی
بُرَیر بن خُضیر هَمدانی مِشرَقی
عابس بن ابو شبیب شاکری
شَوذَب بن عبدالله هَمدانی شاکری
حنظله بن اسعد شبامی
عبدالرحمان اَرحبی
شبیب ؛ غلام حارث بن سُرَیع هَمدانی جابری
عمّار دالانی
حبشی ین قیس نَهمی
ابو عمره ؛ زیاد هَمدانی صائدی
سّوار بن منعم بن حابس بن ابو عمیر بن نَهمِ هَمدانی نهدی
عمرو بن عبدالله هَمدانی جندُعی

شهدای مَذحِجی
هانی بن عروه مرادی
جنادة بن حارث مَذحِِجی مرادی سلمانی کوفی
واضح تُرک ؛ غلام حارث مَذحِجی سلمانی
مُجمَّع بن عبدالله عائذی
عائذ بن مُجَمّع بن عبدالله مَذحِجی عائذی
نافع بن هلال جَمَلی
حجاج بن مسروق بن جُعف بن سعد العشیره مَذحِجی جُعفی
یزید بن مُغفِل بن جُعف بن سعد العشیره مَذحِجی جُعفی

شهدای
 انصاری
عمرو بن قَرظه انصاری
عبدالرحمان بن عبد ربّ انصاری خزرجی
نُعیم بن عجلان انصاری خزرجی
جُنادة بن کعب بن حارث انصاری خزرجی
عمر بن جُنادة بن کعب بن حارث انصاری خزرجی
سعد بن حرث انصاری عجلانی و برادرش ابوالحتوف

شهدای بَجَلی و خَثعَمی
زُهیر بن قین بن قیس انماری بَجَلی
سلمان بن مُضارب بن قیس انماری بَجَلی
سُوَید بن عمرو بن ابوالمطاع انماری خَثعَمی
عبدالله بن بِشر خثعمی

شهدای کِندی
یزید بن زیاد بن مهاصر ؛ ابو شعثاء کِندی بَهدلِی
حارث بن امرء القیس کِندی
زاهر بن عمرو کِندی
بِشر بن عمرو بن احدوث حَضرَمی کِندی
جُندَب بن حجیر کِندی خَولانی

شهدای غفاری
عبدالله بن عروة بن حرّاق غفاری و برادرش عبدالرحمان
جَون بن حوی ؛ غلام آزاد شده ابوذر غفاری

شهدای کلبی
 عبدالله بن عُمَیر کلبی
عبد الاعلی بن یزید کلبی عُلَیمی
سالم بن عمرو ؛ غلام بنی مدینه کلبی

شهدای أزدی
مسلم بن کُثیر اعرج ازدی ازد شنوه کوفی
رافع بن عبدالله ؛ غلام مسلم ازدی
قاسم بن حبیب بن ابو بِشر ازدی
زُهَیر بن سُلیم ازدی
نُعمان بن عمرو ازدی راسبی و برادرش حُلاس
عُمارة بن صَلخَب ازدی

شهدای عبدی
یزید بن ثُبَیط عبدی ؛ عبد قیس بصری و پسرانش عبدالله و عبیدالله
عامر بن مسلم عبدی بصری و غلامش سالم
سیف بن مالک عبدی بصری
أدهَم بن آُمّیه عبدی بصری

شهدای تَیمی
جابر بن حجاج ؛ غلام عامر بن نهشل تَیمی تَیم الله بن ثَعلبه
مسعود بن حجاج تَیمی تَیم الله بن ثَعلبه و پسرش عبدالرحمان
بکر بن حی بن تیم الله بن ثعلبه تَیمی
جوین بن مالک بن قیس بن ثعلبه ضَبُعی تَیمی
عمر بن ضبیعة بن قیس بن ثعلبه ضَبُعی تَیمی
حبّاب بن عامر بن کعب بن تَیم اللاة بن ثَعلَبه تَیمی

شهدای طایی
عمّار بن حسّان طایی
اُمیّه بن سعد طایی

شهدای تَغلِبی
ضَرغامة بن مالک تَغلبِی
کِنانه بن عتیق تَغلِبی
قاسط بن زُهَیر بن حارث تَغلبی و برادرانش کردوس و مُقسِط

شهدای جُهنی
مُجمّع بن زیاد بن عمرو جُهنی
عَبّاد بن مهاجر بن ابو مهاجر جُهنی
عُقبة بن صلت جُهنی

شهدای تمیمی
حُر بن یزید ریاحی
حجاج بن بدر تمیمی سعدی

یاران متفرقه اباعبدالله الحسین علیه السلام
جبلة بن علی شیبانی
قَعنَب بن عمر نَمِری
سعید بن عبدالله حنفی

امام حسین علیه السلام :

من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود و اهل بیت و

 خاندانی با وفاتر و وظیفه شناس تر از اهل بیت خویش 

 سراغ ندارم

متن زیارت عاشورا همراه با معنی آن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ

و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ

وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ

مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ 

يا اَباعَبْدِاللَّهِ 


ادامه نوشته

السلام و علیک یا قاسم بن الحسن(ع)

یک لحظه بی هیاهو ؛ دل را حریم هو کن

جز او مخواه از او ؛ او را طلب از او کن

گم گشته تو با توست ؛ خود را مزن به کوری

بگشای چشم او را ؛ در خویش جستجو کن

این نامه سیه را ؛ با سوز دل بسوزان ؛  این رنگ تیرگی را با اشک شستشو کن

یک عمر در بر یار با غیر خو گرفتی ؛ یک شب ز غیر بگریز با یار گفتگو کن

یا دیده ای از او خواه تا غیر او نبینی ؛ یا خنجری زفولاد در چشم خودفرو کن

از غیر تا نرستی چون دل به یار بستی؟ اول ببند احرام آنگه با کعبه رو کن

همچون نسیم تا کی؟ آورده کو به کویم ؛ آئینه باش و خود را با یار روبرو کن

اول به شوق مردن بگذر ز آرزوها ؛  آنگه حیات خود را در مرگ آرزو کن

 

حسین جان:

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم ؛ اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره ی آبم که در اندیشه دریام ؛ افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

 

 


گل طوفان سواری وای بر من ؛ تمام عشق یاری وای بر من

علی اکبر که جوشن داشت آن شد؛توکه جوشن نداری وای برمن

 

 

مختصرى از زندگینامه حضرت قاسم ‏علیه السلام

 

حضرت قاسم بن الحسن ‏علیه السلام فرزند امام حسن مجتبى ‏علیه السلام است.

در مورد تاریخ ولادت ایشان اطلاع دقیقى در دست نیست ولى عموما در پنجم رمضان شهرت یافته است

مادر او بانویى بزرگوار به نام ام ولد است که نام ایشان نجمه بوده است

حضرت قاسم‏علیه السلام حدود 2-3 سال قبل از شهادت پدر بزرگوارش دیده به جهان گشود. از این رو با عموى مهربان

خویش حضرت اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام خو گرفته بود. و در دامان امام حسین ‏علیه السلام پرورش یافت.

ظاهراً شکل و شمایل ظاهرى و خصوصیات دیگر حضرت قاسم ‏علیه السلام شباهت بسیارى به پدر بزرگوارش امام حسن ‏علیه السلام داشته به گونه ‏اى که امام حسین ‏علیه السلام با دیدار او از برادر محبوب خویش یاد مى ‏کرد و فرزند برادرش را در آغوش مى‏گرفت و نوازش مى ‏کرد.
چهره ‏ى آن جناب چنان زیبا و دل ‏انگیز بود که او را به پاره‏ ى ماه یا ستاره‏ ى زیبا (ستاره سهیل) تشبیه کردند.

 

 

غیرت خاکسترش ؛ رنگ دگر داشت

شعله بال و پرش میل سفر داشت

آنکه در این یازده سال یتیمی

تا که عمو بو انگار پدر داشت

 

 

 

 

کتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 375

نویسنده: شهید مطهرى

 

در آن شب،بعد از آن اتمام حجت‏ها وقتى که همه یکجا و صریحا اعلام وفادارى کردند و گفتند:ما هرگز از تو جدا نخواهیم شد،یکدفعه صحنه عوض شد.امام علیه السلام فرمود:حالا که این طور است،بدانید که ما کشته خواهیم شد.همه گفتند:الحمد لله،خدا را شکر مى‏کنیم براى چنین توفیقى که به ما عنایت کرد،این براى ما مژده است، شادمانى است.طفلى در گوشه‏اى از مجلس نشسته بود که سیزده سال بیشتر نداشت.این طفل پیش خودش شک کرد که آیا این کشته شدن شامل من هم مى‏شود یا نه؟از طرفى حضرت فرمود:تمام شما که در اینجا هستید،ولى ممکن است من چون کودک و نا بالغ هستم مقصود نباشم.رو کرد به ابا عبد الله و گفت:«یا عماه!»عمو جان!«و انا فى من یقتل؟ »آیا من جزء کشته شدگان فردا خواهم بود؟نوشته‏اند ابا عبد الله در اینجا رقت کرد و به این طفل-که جناب قاسم بن الحسن است-جوابى نداد.از او سؤالى کرد،فرمود: پسر برادر!تو اول به سؤال من جواب بده تا بعد من به سؤال تو جواب بدهم.اول بگو: «کیف الموت عندک؟»مردن پیش تو چگونه است،چه طعم و مزه‏اى دارد؟عرض کرد:«یا عماه احلى من العسل‏»از عسل براى من شیرین‏تر است،تو اگر بگویى که من فردا شهید مى‏شوم،مژده‏اى به من داده‏اى.فرمود:بله فرزند برادر،«اما بعد ان تبلو ببلاء عظیم‏»ولى بعد از آنکه به درد سختى مبتلا خواهى شد،بعد از یک ابتلاى بسیار بسیار سخت.گفت:خدا را شکر،الحمد لله که چنین حادثه‏اى رخ مى‏دهد.

حالا شما ببینید با توجه به این سخن ابا عبد الله،فردا چه صحنه طبیعى عجیبى به وجود مى‏آید.بعد از شهادت جناب على اکبر،همین طفل سیزده ساله مى‏آید خدمت ابا عبد الله در حالى که چون اندامش کوچک است و نابالغ و بچه است،اسلحه‏اى به تنش راست نمى‏آید.زره‏ها را براى مردان بزرگ ساخته‏اند نه براى بچه‏هاى کوچک.کلاه خودها براى سر افراد بزرگ مناسب است نه براى سر بچه کوچک.عرض کرد:عمو جان!نوبت من است،اجازه بدهید به میدان بروم.(در روز عاشورا هیچ کس بدون اجازه ابا عبد الله به میدان نمى‏رفت.هر کس وقتى مى‏آمد،اول سلامى عرض مى‏کرد: السلام علیک یا ابا عبد الله،به من اجازه بدهید.)ابا عبد الله به این زودیها به او اجازه نداد.او شروع کرد به گریه کردن.قاسم و عمو در آغوش هم شروع کردند به گریه کردن.نوشته‏اند: «فجعل یقبل یدیه و رجلیه‏» (1) یعنى قاسم شروع کرد دستها و پاهاى ابا عبد الله را بوسیدن.آیا این[صحنه]براى این نبوده که تاریخ بهتر قضاوت کند؟او اصرار مى‏کند و ابا عبد الله انکار.ابا عبد الله مى‏خواهد به قاسم اجازه بدهد و بگوید اگر مى‏خواهى بروى برو،اما با لفظ به او اجازه نداد،بلکه یکدفعه دستها را گشود و گفت: بیا فرزند برادر،مى‏خواهم با تو خداحافظى کنم.قاسم دست‏به گردن ابا عبد الله انداخت و ابا عبد الله دست‏به گردن جناب قاسم.نوشته‏اند این عمو و برادر زاده آنقدر در این صحنه گریه کردند-اصحاب و اهل بیت ابا عبد الله ناظر این صحنه جانگداز بودند-که هر دو بى حال و از یکدیگر جدا شدند.

این طفل فورا سوار بر اسب خودش شد.راوى که در لشکر عمر سعد بود مى‏گوید:یکمرتبه ما بچه‏اى را دیدیم که سوار اسب شده و به سر خودش به جاى کلاه خود یک عمامه بسته است و به پایش هم چکمه‏اى نیست،کفش معمولى است و بند یک کفشش هم باز بود و یادم نمى‏رود که پاى چپش بود،و تعبیرش این است:«کانه فلقة القمر» (2) گویى این بچه پاره‏اى از ماه بود،اینقدر زیبا بود.همان راوى مى‏گوید:قاسم که داشت مى‏آمد،هنوز دانه‏هاى اشکش مى‏ریخت.رسم بر این بود که افراد خودشان را معرفى مى‏کردند که من کى هستم.همه متحیرند که این بچه کیست؟ همین که مقابل مردم ایستاد،فریادش بلند شد:

ان تنکرونى فانا ابن الحسن سبط النبى المصطفى المؤتمن

مردم!اگر مرا نمى‏شناسید،من پسر حسن بن على بن ابیطالبم.

هذا الحسین کالاسیر المرتهن بین اناس لا سقوا صوب المزن (3)

این مردى که اینجا مى‏بینید و گرفتار شماست،عموى من حسین بن على بن ابیطالب است.

جناب قاسم به میدان مى‏رود.ابا عبد الله اسب خودشان را حاضر کرده و[افسار آن را]به دست گرفته‏اند و گویى منتظر فرصتى هستند که وظیفه خودشان را انجام بدهند. من نمى‏دانم دیگر قلب ابا عبد الله در آن وقت چه حالى داشت.منتظر است،منتظر صداى قاسم که ناگهان فریاد«یا عماه‏»قاسم بلند شد.راوى مى‏گوید:ما نفهمیدیم که حسین با چه سرعتى سوار اسب شد و اسب را تاخت کرد.تعبیر او این است که مانند یک باز شکارى خودش را به صحنه جنگ رساند.نوشته‏اند بعد از آنکه جناب قاسم از روى اسب به زمین افتاده بود در حدود دویست نفر دور بدن او بودند و یک نفر مى‏خواست‏سر قاسم را از بدن جدا کند ولى هنگامى که دیدند ابا عبد الله آمد،همه فرار کردند و همان کسى که به قصد قتل قاسم آمده بود،زیر دست و پاى اسبان پایمال شد.از بس که ترسیدند،رفیق خودشان را زیر سم اسبهاى خودشان پایمال کردند.جمعیت زیاد،اسبها حرکت کرده‏اند، چشم چشم را نمى‏بیند.به قول فردوسى:

ز سم ستوران در آن پهن دشت زمین شد شش و آسمان گشت هشت

هیچ کس نمى‏داند که قضیه از چه قرار است.«و انجلت الغبرة‏» (4) همینکه غبارها نشست، حسین را دیدند که سر قاسم را به دامن گرفته است.(من این را فراموش نمى‏کنم،خدا رحمت کند مرحوم اشراقى واعظ معروف قم را،گفت:یک بار من در حضور مرحوم آیت الله حائرى این روضه را-که متن تاریخ است،عین مقتل است و یک کلمه کم و زیاد در آن نیست-خواندم.به قدرى مرحوم حاج شیخ گریه کرد که بى تاب شد.بعد به من گفت:فلانى! خواهش مى‏کنم بعد از این در هر مجلسى که من هستم این قسمت را نخوان که من تاب شنیدنش را ندارم).در حالى که جناب قاسم آخرین لحظاتش را طى مى‏کند و از شدت درد پاهایش را به زمین مى‏کوبد(و الغلام یفحص برجلیه) (5) شنیدند که ابا عبد الله چنین مى‏گوید:«یعز و الله على عمک ان تدعوه فلا ینفعک صوته‏» (6) پسر برادرم!چقدر بر من ناگوار است که تو فریاد کنى یا عماه،ولى عموى تو نتواند به تو پاسخ درستى بدهد، چقدر بر من ناگوار است که به بالین تو برسم اما نتوانم کارى براى تو انجام بدهم.

و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.

پى‏نوشت‏ها:

1) این عبارت در مقاتل به این صورت است:«فلم یزل الغلام یقبل یدیه و رجلیه حتى اذن له‏»(بحار الانوار،ج 45/ص 34).

2) مناقب ابن شهر آشوب،ج 4/ص‏106.

3) بحار الانوار ج 45/ص 34.

4) همان،ص 35.

5 و 6) مقتل الحسین مقرم،ص 332.

٧) سایت تبیان 

 

 

  

کتابخانه صوتی امام حسین علیه السلام

کتابخانه صوتی امام حسین علیه السلام


روضه محرم
مولودی ولادت امام حسین علیه السلام

نتايج و پيامدهاى قيام عاشورا

نتايج و پيامدهاى قيام عاشورا

قيام و نهضت امام حسين ـ عليه السلام ـ آثار و نتايج بزرگى در جامعهء اسلامى بر جا گذاشت كه ذيلاً برخى از آنها را به عنوان نمونه مورد بررسى قرار مى دهيم:
1ـ رسوا ساختن هيئت حاكمه

ادامه نوشته

اوضاع سياسى و اجتماعى دوران امامت امام حسين (ع)

اوضاع سياسى و اجتماعى دوران امامت امام حسين (ع)


در زمان امام حسين (ع) انحراف از اصول و موازين اسلام، كه از «سقيفه» شروع شده و در زمان عثمان گسترش يافته بود، به اوج خود رسيده بود. در آن زمان معاويه كه سالها از سوى خليفه دوم و سوم به عنوان استاندار در منطقه شام حكومت كرده و موقعيت خود را كاملا تثبيت كرده بود، بنام خليفه مسلمين سرنوشت و مقدرات كشوراسلامى را در دست گرفته حزب ضد اسلامى اموى را بر امت اسلام مسلط ساخته بود و به كمك عمال ستمگر و يغماگر خود مانند: زياد بن ابيه، عمرو بن عاص، سمرة بن جندب و... حكومت سلطنتى استبدادى تشكيل داده، چهره اسلام را وارونه ساخته بود/
معاويه از يك سو، سياست فشار سياسى و اقتصادى را در مورد مسلمانان آزاده و راستين اعمال مى‏كرد و با كشتار و قتل و شكنجه و آزار، و تحميل فقر و گرسنگى بر آنان، از هر گونه اعتراض و جنبش و مخالفت جلوگيرى مى‏كرد، و از سوى ديگر، با احياى تبعيضهاى نژادى و رقابتهاى قبيله‏اى در ميان قبائل، آنان را به جان هم مى‏انداخت و از اين رهگذر نيروهاى آنان را تضعيف مى‏كرد تا خطرى از ناحيه آنان متوجه حكومت وى نگردد، و از سوى سوم، به كمك عوامل مزدور خود با جعل حديث و تفسير و تاويل آيات قرآن به نفع خود، افكار عمومى را تخدير كرده، و به حكومت خودش وجهه مشروع و مقبول مى‏بخشيد/

----------------------------------
ادامه نوشته

تصاويري از حرم امام حسين(ع)

تصاويري از حرم امام حسين(ع)
یکی از درس های مهم نهضت عاشورا برای همه انسان ها این بود که صرف نظر از هر عقیده ای که دارند، سعی کنند در زندگی آزاده باشند و تن به
یکی از درس های مهم نهضت عاشورا برای همه انسان ها این بود که صرف نظر از هر عقیده ای که دارند، سعی کنند در زندگی آزاده باشند و تن به هیچ گونه خواری ندهند و تسلیم ستم هیچ ستمگری نشوند
 
تصاويري از حرم امام حسين(ع)
 
 

ادامه نوشته

گزیده ای از اخلاق و رفتار امام حسین علیه السلام

گزیده ای از اخلاق و رفتار امام حسین علیه السلام

با نگاهى اجمالى به 56 سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجويى حسين (ع ), درمي يابيم كه هماره وقت او به پاكدامنى و بندگى و نشر رسالت احمدى و مفاهيم عميقى والاتراز درك و ديد ما گذشته است .اكنون مرورى كوتاه به زواياى زندگانى آن عزيز, كه پيش روى ما است :

ادامه نوشته

پرندگان زیبا را ببینید

هارمونی رنگها

















































اعمال روز عید قربان

اعمال روز عید قربان



اعمال روز عید قربان

 


اعمال روز دهم ذی الحجه (روز عید قربان)



ادامه نوشته

شهادت حضرت مسلم علیه السلام

شهادت حضرت مسلم علیه السلام



شهادت حضرت مسلم علیه السلام


نهم ذیحجه مصادف با سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل سفیر و نماینده سالار شهیدان در کوفه است. 
ادامه نوشته

مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام

مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام


مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام

از صداى سخن عشق، ندیدم خوشتر                                          یادگارى که در این گنبد دوار بماند

وصال مسلم به ملکوت، او که در عرفه شهید شد تا دعاى عرفه مولى الکونین را تفسیر کند و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافریند.


ادامه نوشته

محتوای دعای روح‎بخش عرفه

محتوای دعای روح‎بخش عرفه

دعای عرفه

 برگزیده‎ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه

 

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی‎دریغ است. اوست كه بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت... .

 

 2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:

ادامه نوشته

پیامبران در سرزمین عرفات

پیامبران در سرزمین عرفات

صحرای عرفات

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می‎كنند و به دعا و نیایش می‎پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می‎گردند و وجه تسمیه آن را چنین گفته‎اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می‎آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته‎اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‎كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‎دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)

 

ادامه نوشته

اسرار وقوف در عرفات

اسرار وقوف در عرفات

دعای عرفه

امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع كند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد كه جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای كه انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام كرده‌اند: "و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2) تطهیر و پاك می‌كند؛ زیرا خداوند در خانه پاك، تنها مهمانان پاك را می‌پذیرد.


ادامه نوشته

توصیه آیت الله جوادی برای روز عرفه


حضرت آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی بر قرائت دعای عرفه و توجه بر فرازهای گهربار آن تاکید کرد.


به گزارش مرکز خبر حوزه، این مرجع تقلید، امروز در پایان درس خارج تفسیر خود در مسجد اعظم قم با اشاره به قرار گرفتن در آستانه روز عرفه و زیارت امام حسین‌(ع) در این روز، گفت: کسی که قدرت بدنی دارد، روزه عرفه را فراموش نکند؛ چرا که در روایات د اریم این روزها «ربیع مومن» است، چون روزهای آن برای روزه گرفتن کوتاه و شب‌های آن برای شب زنده‌داری طولانی است.

وی با تاکید بر تلاوت دعای روز عرفه، افزود: این دعای پرخیر و برکت را کاملا مطالعه و مباحثه کنید و فردا بعد از ظهر آن را تلاوت نماید.

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی‌آملی با بیان این که ما بیش از هر چیزی به دعا نیاز داریم، اظهار داشت: اگر در کشور از نظر اقتصادی مشکل داریم، اما از نظر امنیت به فضل الهی کامل هستیم و هیچ‌گونه مشکلی نداریم.

این مرجع تقلید با اشاره به این که ما بیش از هر چیزی به دعا نیاز دارم، یادآور شد: در دعای خود از خدا بخواهید مشکلات اقتصادی حل گردد و نظامی که به وجود آمده و امنیتی که با خون‌های طاهر تامین شده است، آسیب نبیند.

برخی اعمال شب و روز عرفه

روایت شده که حضرت امام زین العابدین (ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک می کرد. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎کنى؟ حال آن که در این روز امید مى‎رود که بچه‎ها در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند.

روز عرفه از روزهای پرفضیلتی است که زمینه و بستر مناسب برای بهره‌مندی هرچه بهتر از برکات الهی آماده است، انجام برخی اعمال در این زمان مشخص، موجب نزدیکی سازنده تر به خالق هستی و کسب خیرات دنیوی و اخروی بیشتر است .


ادامه نوشته

یونسکو «قبرستان بقیع» را با جمع‌آوری امضاءهای اینترنتی ثبت نمی‌کند

علی‌رغم تبلیغات متعدد برای جمع‌آوری امضاهای اینترنتی به منظور ثبت جهانی قبرستان بقیع در یونسکو، یک مقام رسمی در ثبت میراث فرهنگی اعلام کرد: ثبت جهانی آثار در یونسکو با این روش غیرممکن میباشد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ؛ چند روزی است که یک متن مشترک از طریق ایمیل یا پیامک در بین مردم کشورمان در حال رد و بدل شدن است، پیامکی با این عنوان که «برای ثبت بقیع در یونسکو، به ثبت و تأیید 50000 نفر نیاز است. شما هم می توانید برای شرکت در این طرح و کمک به ثبت این مکان عظیم جهان تشیع همین الآن به آدرس اینترنتی dar-alhuda.net  بروید و ثبت‌نام کنید.»

ادامه نوشته

هشتم ذی الحجه روز ترویه؛


آداب و اعمال روز ترویه

هشتم ذیحجه روز ترویه است، ترویه یعنی ذخیره کردن آب، در این روز زئران خانه خدا از مکه به منی رهسپار شده تا شب را در آنجا گذرانده و صبح روز بعد خود را برای عرفات آماده کنند.

 




 آداب و اعمال روز ترویه

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ ترویه به معنای ذخیره کردن آب است و چون در این روز حجاج باید برای توقف در عرفات و بیتوته در مشعرالحرام و انجام اعمال خاص منی، به فکر ذخیره آب می بودند، به آن (یوم الترویه) گفته می‌شود.

چون در گذشته در صحرای عرفات آب نبود، در این روز برای آب دادن به حجاج از مکه آب ‌می بردند، از این رو به این روز روز "آب‌ رسانی" می گویند.

در این روز حجاج با نیت تمتع، از مکه به منی محرم می شوند، شب را در آنجا به سر می بردند و صبح خود را به عرفات می رسانند. این روز مقدمه ای برای انجام مراسم روز عرفه است.


ادامه نوشته

هشتم ذی‌الحجه سال ۱۰ هجری: استقرار مراسم حج در ذی‌الحجه

هشتم ذی‌الحجه سال ۱۰ هجری: استقرار مراسم حج در ذی‌الحجه

از احادیث و روایات متعدد، به‌دست می‌آید که انجام مراسم حج برای نخستین‌بار از سوی آدم(ع) واقع گردید، و حج او، پس از پذیرفته شدن توبه‌اش بود، و او در ماه ذی‌الحجه، این عمل عبادی را به‌جای آورد.(۱)

هم‌چنین در زمان ابراهیم(ع) و فرزندش اسماعیل(ع)، که آن‌دو به ‌امر پروردگار متعال، خانه خدا را تجدید بنا نموده بودند، در ایام ذی‌الحجه مراسم حج را به‌جای آوردند،(۲) و این سنت الهی در میان اولاد و احفاد اسماعیل(ع) تا صدها سال برقرار بود، تا این‌که مردم جزیره العرب، به‌تدریج به ‌کفر و شرک روی آوردند، و خانه خدا را بتکده خویش قرار دادند، ولی مراسم حج را به‌خاطر افتخار و مزیت خویش نگاه داشتند.

آنان به‌دلایل شخصی و عدم شکیبایی در سه‌ماه حرام متوالی، یعنی ذی‌القعده، ذی‌الحجه، و محرم، برای قتل و غارت و تجاوز به‌یک‌دیگر،(۳) یا به‌انگیزه اقلیمی و اوضاع جوی، جهت نگاه داشتن ایام حج در یک مقطع خاص، از سال شمسی(۴) اقدام به ‌جابه‌جایی ماه‌های حرام کردند، و قرآن مجید با اشاره به‌کردار آنان، عمل‌شان‌ را مورد نکوهش و سرزنش قرار داد.
در قرآن کریم، در این باره آمده است: «اِنّمَا النَّسیی زیادَه ُفی الکفرِ یضَّلُ به‌اِلذّینَ کفَرُوا یحِلُونَهُ عاماً وَ یحَّرِمُونَهُ عاماً، لِیوطِئُوا عِدََّهَ ما حَرَّمَ اللهُ فَیحِلُوا ما حَرَّمَ اللهُ زُینَ لَهُم سُوُء اَعمالِهِم، (ترجمه: همانا فراموشی در کفر عصر جاهلیت بسیار بود که بدان جهت گمراه می‌شدند، آنانی که کفر ورزیده بودند به‌طوری‌که ماه حرام را در یک‌سال حلال، و در سالی دیگر حرام می‌شمردند، تا پایمال کنند شمار آن‌چه را که خداوند متعال حرام کرده است، پس حلال می‌شمردند آن ماه‌هایی را که خداوند حرام کرده بود، بدین ترتیب کردار زشت‌شان بر آنان آراسته می‌گردید)».(۵)

به‌هر روی، عرب‌های جزیره‌ العرب برای گریز از حرمت ماه‌های حرام، ترفندهای گوناگونی به‌کار بستند، آنان بنابر قولی، ماه‌هایی ذی‌القعده و ذی‌الحجه را ماه‌های حرام می‌شمردند، و سپس ماه محرم را حلال اعلام کرده، و ماه صفر را به‌جای آن حرام می‌شمردند، تا آن‌که، هم حرمت سه‌ماه را نگاه داشته، و هم به‌مدت یک‌ماه، فرصت جنگ و جدال و غارت داشته باشند.

بنابر قولی دیگر، آنان در هر دو‌سال، یک‌ماه را حرام می‌شمردند، و دوماه دیگر را حلال می‌دانستند، مثلاً دوسال پشت‌ سر هم، ماه ذی‌القعده، و دوسال پشت سر هم، ماه ذی‌الحجه، و دوسال متوالی، ماه محرم، را ماه حج قرار می‌دادند، و بقیه ماه‌ها را بر خود حلال می‌کردند، و بدین‌گونه ماه‌های حرام و ایام حج را دست‌خوش هواهای نفسانی خود قرار داده، و سنت الهی را تعطیل کردند.

با ظهور اسلام و آزادسازی مکه به‌دست توانای رسول خدا(ص)، از سنت‌شکنی عرب‌ها جلوگیری شد، و ماه حج و زیارت خانه خدا، به‌جای اصلی‌اش بازگشت.(۶)

عرب‌های جزیره‌العرب در سال هشتم هجری، حج را در ذی‌القعده انجام دادند، اما در سال نهم و دهم هجری آن‌را در ماه ذی‌الحجه به‌جای آوردند، و در حجه الوداع، که رسول خدا(ص) در ذی‌الحجه سال دهم هجری به‌زیارت خانه خدا رفته بود، همان ماه را برای همیشه ماه انجام حج واجب قرار داد، و در ضمن خطبه‌ای فرمود: «همانا زمان به‌مانند هیاتی که خداوند در آفرینش زمین و آسمان به‌وجود آورد به‌جای اصلی‌اش بازمی‌گردد، به ‌این‌صورت که هرسال دوازده ماه دارد، و چهارماه از آن‌ها حرام است، که سه‌ماه متوالی ذی‌القعده، ذی‌الحجه، و محرم، و چهارمین ماه، رجب است، که میان جمادی‌الثانی و شعبان قرار گرفته است».(۷) از آن‌زمان تاکنون، مراسم حج، همه ساله در ذی‌الحجه برگزار می‌گردد.

  1. بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۱۱، ص ۱۷۸؛ و ج ۹۸، ص ۱۸۹.
  2. بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۲۱، ص ۹۹؛ مجمع االبیان (فضل ابن‌ حسن طبرسی)، ج ۲-۱، ص ۳۹.
  3. بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۹، ص ۷۹.
  4. بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۵۳، ص ۳۹.
  5. سوره ۹ توبه، آیه ۳۷.
  6. بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۵۳، ص ۳۹.
  7. مجمع االبیان (فضل ابن‌ حسن طبرسی)، ج ۶-۵، ص ۴۵.

هشتم ذی‌الحجه: نخستین حج ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع)

هشتم ذی‌الحجه: نخستین حج ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع)

هنگامی‌که حضرت اسماعیل(ع) به‌سنین میان‌سالی رسید، خداوند متعال به‌حضرت ابراهیم(ع) فرمان داد که بار دیگر از شام به‌ مکه رود و با یاری اسماعیل(ع) خانه خدا را تجدید بنا کند، و حضرت ابراهیم(ع) عرض کرد: «پروردگارا در چه مکانی آن‌‌را بنا کنیم؟»، وحی شد: «در همان مکانی که پیش از تو، آدم(ع)، در آن قبه‌ای بنا نهاده بود».

آنگاه، جبرئیل مکان بیت‌الله را به‌ ابراهیم(ع) نشان داد و برای وی، حدود و مساحت آن‌را معین نمود، و پایه‌های آن‌را از بهشت آورد، هم‌چنین خداوند متعال سنگی که از برف سفیدتر بود از بهشت برای حضرت ابراهیم(ع) نازل کرد، ولی پس از نصب بر دیوار کعبه ‌و دست‌زدن مشرکین و کافران بر آن، به‌رنگ سیاه درآمد، و به ‌حجرالاسود معروف گردید.

به‌هرحال حضرت اسماعیل(ع) از کوه ذی‌طوی سنگ می‌آورد، و حضرت ابراهیم(ع) دیوار خانه خدا را می‌چید، و هنگامی‌که دیوار را به‌مقدار نُه ذراع از زمین بالا آوردند، سنگ بهشتی را بر بدنه آن مکانی که هم‌اکنون قرار دارد، نصب کردند، و برای کعبه، ‌دو در گذاشت، یکی به‌سمت شرق، و دیگری به‌سمت غرب.

هنگامی که کار ساخت کعبه‌ پایان یافت، ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) به‌زیارت آن پرداختند، و جبرئیل امین(ع) در روز هشتم ذی‌الحجه، که روز ترویه است، بر آنان نازل گردید و به‌ ابراهیم گفت: «ای ابراهیم! برخیز و برای خود آب تهیه کن، زیرا در منی و عرفات آب وجود ندارد»، بدین لحاظ روز هشتم ذی‌الحجه روز ترویه نامیده شد.

آنگاه جبرئیل امین(ع)، ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) را به‌ منی و عرفات راهنمایی کرد، و اعمال حج را به ‌آنان آموخت، همان‌طوری‌که پیش از آن، به‌حضرت آدم(ع) آموخته بود.(۱)

در قرآن کریم، آیات متعددی به ‌این ماجرا پرداخته و آن‌را از زوایای گوناگون تشریح نموده است. از جمله، آیات ۱۲۵ تا ۱۳۲ سوره ۲ بقره، داستان ساختن کعبه ‌به‌دست ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) و درخواست‌های حضرت ابراهیم(ع) از محضر پروردگار متعال را بیان نموده است.

  1. مجمع البیان (فضل ابن‌ حسن طبرسی)، ج ۲-۱، ص ۳۹؛ بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج ۲۱، ص ۹۹.

هشتم ذی‌الحجه: آغاز مراسم حج و روز ترویه

هشتم ذی‌الحجه: آغاز مراسم حج و روز ترویه

 

هشتم ذی‌الحجه، روز ترویه است، و علت نام‌گذاری این‌روز بدان جهت است که در منی و عرفات آب وجود ندارد، و حاجیانی که قصد وقوف در منی و عرفات را دارند، باید از مکه برای خویش آب تهیه کرده و به‌همراه خود ببرند، و چنین حالتی را ترویه می‌نامند.

این روز، از روزهای مهم ذی‌الحجه است، و براساس روایتی از امام جعفرصادق(ع)، روزه گرفتن در آن کفاره شصت‌سال آدمی است،(۱) و در این روز، حاجیان خانه خدا، مراسم حج تمتع و حج اکبر را آغاز می‌کنند، که این اعمال عبارتند از:

الف. مُحرم شدن؛ پوشیدن لباس ویژه احرام، و نیت حج نمودن، و بهترین زمان محرم شدن، روز هشتم ذی‌الحجه است، که در مکه انجام می‌گیرد، و اگر در مسجدالحرام باشد، افضل خواهد بود.

ب. وقوف در عرفات: حضور در عرفات، از ظهر روز نهم ذی‌الحجه تا غروب شرعی.

ج. وقوف در مشعر: بیتوته در مشعر الحرام، واقع در مزدلفه، از شب دهم ذی‌الحجه تا طلوع فجر روز دهم.

د. انجام واجبات منی در روز دهم ذی‌الحجه: که واجبات منی عبارتند از ۱. رمی جمره عقبه؛ ۲. قربانی کردن حیوان حلال‌گوشت (گوسفند، گاو، شتر)؛ ۳. حلق و تقصیر (تراشیدن و کوتاه کردن موی سر).

هـ. اعمال واجب مکه: پس از بازگشت از عرفات و منی به ‌مکه، چند عمل را باید در آن انجام دهد، که عبارتند از ۱. طواف واجب خانه خدا؛ ۲. خواندن دو رکعت نماز طواف؛ ۳. سعی بین صفا و مروه.

و. طواف نساء.

ز. خواندن دو رکعت نماز طواف نساء در پشت مقام حضرت ابراهیم(ع).

ح. بیتوته در منی، در شب‌های یازدهم و دوازدهم ذی‌الحجه.

ط. رمی جمرات سه‌گانه، که عبارتند از ۱. جمره الاولی، ۲. جمره الوسطی، ۳. جمره العقبه، ‌در روزهای یازدهم و دوازدهم ذی‌الحجه.

شایان ذکر است که علاوه بر واجبات حج که اختصاراً بیان گردید، مستحبات و ادعیه فراوانی نیز وارد شده‌اند، که به‌خاطر رعایت اختصار، از ذکر آن‌ها صرف‌نظر می‌کنیم، هم‌چنین مسایل فرعی فقهی فراوانی درباره حج تمتع وجود دارد، و برخی از اعمال اعم از واجبات و مستحبات، میان زن و مرد حج‌گذار تفاوت‌هایی است، که تمامی آن‌ها در مناسک حج فقهای اعظام به‌طور تفصیلی بیان گردیده است، و طالبین را برای فرعیات فقهی و احکام شرعی حج، به‌رساله‌های عملیه و مناسک حج مراجع اعظام تقلید، و برای ادعیه و مناجات ایام حج، به‌ کتاب الاقبال سید ابن‌طاووس، المراقبات میرزا جواد ملکی تبریزی، و دیگر کتب ادعیه ارجاع می‌دهیم.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا حَجَّ بیتک الْحَرَامِ، فی عامی هَذَا وَ کلّ عَامٍ مَا ابقیتنی.

  1. الاقبال بالاعمال الحسنه (سید ابن ‌طاووس)، ج ۲، ص ۴۹.

نصب پرده جدید خانه خدا تا هشتم ذی‌الحجه

نصب پرده جدید خانه خدا تا هشتم ذی‌الحجه/ شستشوی کعبه با گلاب ناب ایرانی
همزمان با نصب پرده جدید خانه خدا تا هشتم ذی الحجه در مراسمی رسمی کعبه با گلاب ناب ایرانی شستشو خواهد شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به مدینه منوره، با انجام مراسمی رسمی پس از شست و شوی کعبه با گلاب ناب ایرانی، پرده جدید خانه خدا روز هشتم ذی الحجه بر بنای کعبه نصب‌ می‌شود.

بعثه مقام معظم رهبری به نقل از اداره کل امور حرمین شریفین اعلام کرد: بر اساس سنت هر ساله و طرح مصوب موسم حج، امسال بخش پایینی پرده کعبه به مقدار سه متر از پایه مرمری، تا مقداری بالاتر از الحجرالاسود بالا کشیده می شود.
 
در همین حال شیخ عبدالرحمن بن عبدالعزیز السدیس تاکید کرد: آن بخش از پرده کعبه که بالا کشیده می شود، با پارچه سفید به عرض دو متر از چهار جهت پوشانده می شود.
 
این پرده جدید که با صرف هزینه‌ای بالغ بر 20 میلیون ریال سعودی تهیه‌ شده، از جنس حریر طبیعی خالص و به رنگ مشکی، منقش به آیات قرآن‌کریم است که با خط زیبا، با نخ‌های طلا و نقره بافته ‌شده‌ و ده‌ها کیلو طلا و نقره در ساخت این پرده استفاده شده‌ است.
 
ارتفاع این پرده 14 متر و نوار دور آن به عرض 95 سانتی متر است که از 16 قطعه به شکل مربع تشکیل‌ شده ‌است. نوار اطراف این پرده منقش به آیات قرآن‌کریم است که در فواصل معین عبارات "یا حی و یا قیوم" ،"یا رحمن و یا رحیم" و "الحمدالله رب‌العامین" با رنگ طلایی دوخته‌ شده‌اند.
 
پوشش در کعبه نیز از حریری به ارتفاع شش و نیم متر و عرض سه و نیم متر منقش به آیات الهی و تزئینات اسلامی با طلا و نقره است. پرده خانه خدا از پنج قطعه تشکیل ‌شده ‌است که هر قسمت یک طرف کعبه را می‌پوشاند و قطعه پنجم هم درب کعبه را دربرمی‌گیرد که هنگام نصب، وزن این پرده به حدود دو تن می‌رسد.
 
این پرده با همکاری کارخانه‌های داخل و خارج عربستان تهیه ‌می‌شود و پارچه حریر این پرده را هر سال یکی از کشورها هدیه‌ می‌کند؛ پرده قبلی نیز به روسا و سران کشورهای اسلامی اهدا می‌شود. بافندگی و تهیه پرده کعبه نیز با دست و ماشین حدود 8 ماه به طول انجامیده است.

مکه ـ سال۶۰ هجری ـ هشتم ذی الحجه

مکه ـ سال۶۰ هجری ـ هشتم ذی الحجه


خبر خروج قافله حسین(ع) از مکه به حاکم شهر رسیده و او شتابان دستور حرکت نیروهای خود را برای تعقیب و بازگرداندن آنها به شهر، اعلام می دارد. گرچه کاروان حسین(ع) قبل از بالا آمدن خورشید، راهی سفر شده وحال، فاصله بسیاری از شهر گرفته است، اما سربازان، خود را به آنها رسانده و به مقابله با نیروهای حسین(ع) می پردازند. با این وجود موفق به بازگرداندن آنها نمی شوند و دست خالی به مکه باز می گردند.




ادامه نوشته

واقعه غدیر خم و اهمیت آن(1)

2

واقعه غدیر خم و اهمیت آن(1)

 

سرتاسر حیات طیبه رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهمیتی بس شگرف و والاست؛ چرا که نه تنها کلام رسول‌ اکرم به نص صریح آیات قرآن، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحی است(2)، بلکه عمل و فعل آن بزرگوار نیز بر تک تک مسلمانان حجت است و صراط مستقیم را به عالمیان می‌نمایاند.(3) اما در این میان، مقاطعی خاص از زندگی آن بزرگوار، به جهات گوناگون از اهمیتی ویژه برخوردار می‌باشد که یکی از بارزترین آنها، واقعه غدیر خم است. واقعه غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت، دارای درخشندگی و تلألؤ خاصی در تاریخ اسلام است. کمتر مقطع تاریخی را می‌توان در جهان اسلام یافت که از لحاظ سند، اطمینان از اصل وقوع، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، قوت و استحکامی نظیر این رویداد مهم داشته باشد.

هنگامی که به راویان حدیث غدیر می‌نگریم، در مرتبه نخست نام اهل‌ بیت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی امام ‌علی (علیه السلام)، فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) دیده می‌شود و در مرتبه بعدی نام حدود 110 تن از صحابه پیامبر اسلام(4) به چشم می‌خورد که در این میان، نام افرادی شاخص از میان صحابه همچون:

1-     ابوبکر بن ابی­‌قحافه

2-     عمر بن ‌الخطاب

3-     عثمان بن عفان

4-     عایشه بنت ابی‌بکر

5-     سلمان فارسی

6-     ابوذر غفاری

7-     عمار یاسر

8-     زبیر بن‌ عوام

9-     عباس بن عبدالمطلب

10- ام سلمه

11- زید بن ‌ارقم

12- جابر بن عبدالله‌ انصاری

13- ابوهریره

14- عبدالله ‌بن ‌عمر بن ‌الخطاب

 

 

و... توجه آدمی را به خود جلب می‌کند که تمامی آنان در محل غدیر حاضر بوده‌اند و حدیث غدیر را بدون واسطه نقل نموده‌اند. سپس در میان تابعین(5)، حدیث غدیر از 83 تن از تابعین نقل شده است که از جمله آنان می‌توان به:

1-      اصبغ بن‌ نباته

2-      سالم‌ بن ‌عبدالله ‌بن عمر بن الخطاب

3-      سعید بن‌ جبیر

4-      سلیم‌ بن قیس

5-      عمر بن عبدالعزیز(خلیفه اموی)

و... اشاره نمود.

پس از تابعین، در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده‌اند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه)(6) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن(7) نیز در شمار این بزرگان جای دارند.(8)

در بین محدثین و علمای شیعه نیز افراد فراوانی حدیث غدیر را در کتب مختلف، روایت نموده‌اند، که تعداد دقیق آنان مشخص نیست. از این اندیشمندان می‌توان به:

1-      شیخ کلینی

2-      شیخ صدوق

3-      شیخ مفید

4-      سید مرتضی

و... اشاره نمود.(9)

بنا بر آنچه که ذکر گردید، در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن(10)(11) و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح(12) دانسته‌اند(13) و حتی نزد عده‌ای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر(14) ذکر نموده‌اند.(15) علما، بزرگان و محدثین شیعه نیز بالاتفاق، غدیر را حدیثی متواتر می‌دانند.(16)(17)

بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار می‌گردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد، واقعه غدیر خم است.

از منظری دیگر، آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف می‌گرداند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده(18) و دیگری آیه 3 سوره مائده،(19) در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد.(20)(21) هنگامی که کمی بیشتر در مقایسه مفاد این آیات و لحن آنها با سایر آیات قرآن کریم می‌اندیشیم، درمی‌یابیم اگر نگوییم چنین آهنگ کلامی در میان سایر آیات بی‌نظیر است، لااقل کمتر آیه‌ای را می‌توان یافت که مضامین و لحنی شبیه به این دو آیه داشته باشد. طبیعی است هر مسلمان هنگامی که در تلاوت قرآن بدین دو آیه می‌رسد، شگفت زده از خویش بپرسد این چه امر خطیری است که عدم ابلاغ آن توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، ‌زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه می­‌گرداند و در این صورت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز رسالت خویش را به مردم نرسانده و وظیفه پیامبری را بجای نیاورده است؟ واقعاً این چه پیامی است که خداوند متعال به پیامبر خویش وعده داده است تا او را در زمینه ابلاغ آن، حافظ و نگهدار باشد؟ به علاوه، مگر این موضوع چه اهمیتی دارد که ابلاغ این پیام به امت و پیروی مردم از آن، سبب کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و رضایت پروردگار می­‌گردد؟

پس دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمی­ماند که روز نزول و ابلاغ این امر مهم و خطیر که بدین واسطه، روز اکمال دین و رضایت پروردگار محسوب می‌گردد، دارای اهمیت بسزایی در میان مسلمین خواهد بود.(22)

از آنچه که گذشت، مشخص می­گردد علاوه بر مورخان که به تناسب فن خویش (و البته به دلیل اثرات و نتایجی که بر پایه این مطالعه بنا می‌گردد)، به واقعه غدیر نگاهی موشکافانه دارند،(23) غدیر از آن جهت که حدیثی قطعی و متواتر است و کار یک محدث، شناسایی احادیث معتبر و دقت بر روی مفاهیم آنهاست، مورد توجه محدثین است(24) و دارای جایگاهی ویژه در کتب مختلف حدیث می‌باشد. به خاطر نزول 2 آیه ویژه از قرآن کریم درباره این واقعه که القاکننده مفهومی منحصر بفرد و دارای لحنی کم‌نظیر در میان سایر آیات است، غدیر منشأ بحثهای گوناگونی در کتب تفسیری می‌باشد.(25) با تکیه بر مفاهیم این آیات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن، این واقعه منظور نظر مخصوص متکلمان واقع گشته است.(26) حتی لغویین نیز توجه خاص خویش را به این رویداد مهم معطوف داشته‌اند و به هنگام شرح و توضیح کلمه غدیر خم (که نام محلی است)، به اصل این رویداد اشاره نموده‌اند.(27) ادیبان و شعرای بسیاری در میان امت اسلامی در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره این واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خویش، توصیف و تشریح نموده‌اند.(28)

آنچه که تاکنون ذکر شد، گوشه‌ای از اهمیت رویداد غدیر خم بود که در حد گنجایش این مقاله، به آن اشاره گردید. ما در این مجال به دنبال جستجو و تحقیق درباره این رویداد بزرگ اسلامی و این بُرهه از حیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشیم تا هرچه بیشتر و البته با رعایت اختصار، بتوانیم زوایای گوناگون آن را بررسی نماییم. لذا در ادامه،‌ ابتدا اصل واقعه را به گونه‌ای که در بین مسلمین مشهور و مورد اتفاق است، نقل نموده، سپس به بررسی مفاد حدیث غدیر می‌پردازیم و بر روی مفاهیم آن،‌ هرچه بیشتر تأمل می‌نماییم و در انتها نیز نتایجی را که به دنبال واقعه غدیر جلوه‌گر می‌گردد و مستلزم توجه ویژه مسلمانان می‌باشد، بر می­شماریم.

 

واقعه غدیر خم

پیامبر اکرم بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت تصمیم به زیارت خانه خدا و بجاآوردن حج نمودند؛ لذا مردم را از این امر مطلع کردند(29) و حتی برای آگاه‌ نمودن اهالی مناطق مختلف، قاصدانی را به آن شهرها گسیل داشتند. فرستادگان حضرت نیز همانگونه که وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خود اعلام نموده بودند، این پیام را به مردم رساندند که این آخرین حج رسول خداست و این سفر دارای اهمیت فراوانی است. هر کس که توانایی و استطاعت آن را دارد، بر او لازم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در این سفر همراهی نماید. گرچه رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با همراهی عده‌ای از اصحاب خویش پیش از این، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند،(30) اما این نخستین بار و تنها مرتبه‌ای در طول حیات طیبه پیامبر اسلام بود که بنا بر امر الهی، حضرت تصمیم به بجای­آوردن و تعلیم مناسک حج گرفتند. پس از این اعلام، جمعیت کثیری در مدینه جهت همراهی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و بجای آوردن اعمال حج، مجتمع گشتند. مورخان و صاحب‌نظران از این سفر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با عنوان حجة‌الوداع(31)، حجةالاسلام، حجة‌البلاغ(32)، حجة الکمال و حجة التمام(33) یاد می­نمایند.

رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با پای پیاده و در حالیکه غسل نموده بودند، در روز شنبه 24 یا 25 ذیقعده به همراه همراهان خود و اهل‌بیت گرامیشان و عامه مهاجرین و انصار و جمعیت کثیری که گرداگرد حضرت اجتماع کرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسک حج از مدینه خارج گشتند. تعداد جمعیتی که به همراه حضرت از مدینه خارج شده بودند را بین 70000 تا 120000 (و حتی برخی بیشتر از 120000) نقل نموده‌اند؛(34) اما افراد بسیاری به غیر از این عده، نظیر اشخاصی که در مکه مقیم بودند و یا اشخاصی که از شهرهای دیگر خود به مکه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پیامبر و با اقتدای به ایشان مناسک حج را در این سفر بجای آورده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی نمودند. امام علی، پیش از تصمیم پیامبر برای بجای آوردن مناسک حج، از طرف ایشان برای تبلیغ اسلام و نشر معارف الهی به یمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگامی که از تصمیم پیامبر برای سفر حج و لزوم همراهی سایر مسلمین با آن حضرت در این سفر، آگاه گشتند، به همراه عده‌ای از یمن به سمت مکه حرکت نمودند و در آنجا پیش از آغاز مناسک، به رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ملحق شدند.(35)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهیان آن حضرت، در میقات مسجد شجره مُحرم گشتند و بدین ترتیب اعمال حج را آغاز نمودند. گرچه اصول و کلیات مناسک حج قبلاً و به هنگام نزول آیات مربوطه، توسط رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) توضیح داده شده بود، اما در این سفر، پیامبر این اعمال را به طور عَملی برای مردم آموزش داده و جزئیات را برای آنان تبین نمودند و در مواقف گوناگون، با ایراد خطابه، مردم را نسبت به سایر تکالیف الهی و وظایف شرعیشان آگاهی بخشیدند.

سرانجام اعمال حج، پایان یافت و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه جمعیت کثیری که ایشان را همراهی می‌نمودند، شهر مکه را ترک نمودند و رهسپار مدینه شدند که در بین راه به محل غدیر خم رسیدند.

غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل،(36) و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می­‌شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است. غدیر در 3 - 4 کیلومتری جُحفه واقع شده و جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه می‌باشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود.(37) غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می‌شد اما دارای گرمایی طاقت ‌فرسا و شدید بود.(38)

هنگامی که رسول‌ اکرم در روز 5‌شنبه 18 ذی‌الحجه به وادی غدیر خم رسیدند و پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از میان جمعیت، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل گردید و آیه: « یا أیها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس »(39) را نازل نمود و از جانب حق تعالی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را امر نمود تا حکم آنچه را که در قبل بر پیامبر درباره امام علی نازل گشته بود، به مردم ابلاغ نمایند. در این هنگام، پیشتازان کاروان و افرادی که جلوتر حرکت می‌نمودند، حوالی جحفه رسیده بودند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول آیه، دستور توقف کاروانیان را صادر نمودند و امر فرمودند تا آنانی که پیشاپیش حرکت می‌نمودند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریعتر به کاروان در این وادی، ملحق شوند.(40) همچنین به چند تن از صحابه دستور دادند تا فضای زیر چند درخت کهنسال را که در آن محل قرار داشتند، آماده نمایند؛ خارها را از زمین برکنند و سنگهای ناهموار موجود در زیر آن درختان را جمع‌آوری نمایند. در این هنگام، زمان به جای آوردن نماز ظهر فرارسید و رسول‌ اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فریضه ظهر را در گرمای شدید،(41)(42) به همراه جمعیت کثیر حاضر، ادا نمودند. شدت گرما در وادی غدیر به حدی بود که اشخاص، گوشه‌ای از ردا و لباس خویش را برای در امان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر می‌افکندند و مقداری از آنرا برای کاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زیر پای خویش می‌گستردند.(43) برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز پارچه‌ای بر روی شاخسار آن درختان کهن افکندند تا مانعی در برابر حرارت موجود و تابش خورشید، ایجاد نمایند. هنگامی که حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران، در همان محلی که به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود، منبری ساختند و وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز آن در آمدند و شروع به ایراد خطبه، با صدایی بلند و رسا نمودند؛ در حالیکه جمعیت فراوان همراه پیامبر، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبی‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوش فرا می‌دادند و برخی از افراد نیز برای آنکه همگان از کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدایی بلند برای افرادی که دورتر قرار داشتند، تکرار می‌نمودند.

خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید:

« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه می­بریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کننده‌ای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت می‌دهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود.(44) من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه می‌گویید؟ »

حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت می‌دهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»(45)

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « آیا شهادت نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمی‌دهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت می‌آید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث می‌گرداند؟»

حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت می‌دهیم.»

سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) می‌شنوید؟»

حاضرین گفتند: « بله یا رسول‌الله.»(46)

پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) می­باشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار می‌نمایید.»

در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول‌ خدا؟»

رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن به‌دست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره‌ برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمی‌گردند(47) و من این را از پروردگارم مسئلت نموده‌ام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌گردید و از این دو، باز نمانید که هلاک می‌شوید.(48)»

سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند.(49) در این هنگام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدم­تر نیستم؟»(50)(51)

مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»(52)

حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم‌ می‌باشم.»(53)

آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»(54)، رسول خدا 3(صلی الله علیه و آله و سلم) بار این جمله را تکرار نمودند(55) و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می‌دارد(56) و یاری نما هر کسی که او را یاری می­‌نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می­گذارد.(57)»

سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.»(58)

هنوز جمعیت متفرق نگشته بودند که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه: « ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً»(59) را بر پیامبر فرو فرستاد. هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الله‌اکبر بر کامل ‌شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»(60)

در این موقع، مردم به امیر مؤمنان، امام علی(علیه السلام) تهنیت گفتند. از جمله کسانی که پیشاپیش سایر صحابه، به امام علی تهنیت گفتند، ابوبکر و عمر بودند. عمر پیوسته خطاب به امیر مؤمنان می‌گفت: « بر تو گوارا باد ای پسر ابیطالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.»(61)

در این هنگام، حسّان بن ثابت که از شعرای زبردست بود از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه خواست تا آنچه را که در این موقف درباره امام علی (علیه السلام) از رسول ‌اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است، در ضمن ابیاتی بسراید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به برکت الهی، بگو.» حسّان، خطاب به بزرگان قریش گفت: « ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.» و این چنین سرود:

«در روز غدیر پیامبرشان با بانگ بلند ندایشان در داد، غدیری که در سرزمین خم قرار داشت و ای کاش مردم جهان بودند و رسول خدا را در حال ندا می‌دیدند که می‌فرمود: آیا من سرپرست و ولی شما نیستم؟

مردم در پاسخ او بدون هیچ پرده‌ پوشی گفتند: معبود تو، مولای ما و تو ولی ما هستی؛ و تو ای خواننده شعر، اگر در آنجا بودی، حتی یک نفر هم مخالف نمی­‌یافتی.

در این هنگام رو به علی‌بن‌ابیطالب کرد و فرمود: یا علی، برخیز که من تو را برای امامت و هدایت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شایسته دیدم.»(62)(63)

آنچه ذکر شد، خلاصه جریان غدیر بود و همانگونه که در پاورقی­ها، با تفصیل ذکر گردید، علمای بزرگ اهل تسنن و تشیع، آنرا نقل نموده‌اند. به یاری و توفیق الهی در ادامه و در مقاله­ای مجزا، به بررسی مفاد حدیث غدیر و دقت هرچه بیشتر در آن خواهیم پرداخت.

 

 
 

ویژه نامه شهادت امام محمد باقر (ع )+ تصاویري از بقیع


ویژه نامه شهادت امام محمد باقر (ع )+ تصاویري از بقیع 


سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (علیه السلام) امام پنجم از ائمه اثني عشر (علیهم السلام) و هفتمين معصوم از

چهارده معصوم (علیهم السلام) را محضر مبارک ولیعصر ارواحنا له الفداء که در کنار مزار بی زائر آن امام معصوم به سوگ

نشسته اند، تسلیت می گوییم. ...


ادامه نوشته

شهادت امام محمدباقر(ع)

شهادت امام محمدباقر(ع)

ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار*دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار

 

 

حضرت امام محمد باقر ( ع )
 

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ،بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

ادامه نوشته