میلادباسعادت علمدارکربلا ابوالفضل العباس برهمگان مبارک باد


پرچمدار حماسه کربلا

 

مختصری از زندگی نامه حضرت عباس (ع)

فضايل حضرت عباس(ع)

القاب حضرت عباس(ع)

 

حماسه کربلا، بيانگرعشق و شهادت و شهامت اصحابی است که دنيای مادی را رها کردند و با معشوق خويش پيمان بستند که امام زمان و مرادشان را تنها نگذارند و او را ياری دهند . آنان درس ايثار وايمان و شهادت را برای آيندگان به وديعه گذاشتند و خاک مزارشان تا ابد توتيای چشم هر انسان آزاده و  وارسته ای است.

 

مختصری از زندگی نامه حضرت عباس (ع)

حضرت عباس(ع) در چهارم ماه شعبان سال بيست و ششم هجری در مدينه به دنيا آمد. او فرزند بزرگ ام البنين(س) و پسرچهارم اميرالمومنين علي(ع) است. مادر او فاطمه دختر حزام بن خالد از قبيله کلاب است که تاريخ گواهی می دهد که پدران و دايی های ام البنين( س ) در دوران قبل از اسلام جزو دليران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دليری در هنگام نبرد ستوده اند، افزون بر اين، آنان علاوه بر شجاعت وقهرماني، سالار و بزرگ و پيشوای قوم خود نيز بوده اند، آن چنان که سلاطين زمان در برابرشان سر تسليم فرود می آورده اند. اينان همانانند که عقيل به اميرالمومنين علي(ع) گفت: در ميان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمان تر يافت نشود.(1)

ام البنين( س ) درحماسه کربلا چهار فرزند خود به نامهای عباس، جعفر،عون و عثمان را به پيشگاه الهی هديه کرد و خود طلايه دار پيام آوران کربلا پس ازحضرت زينب (س) شد. مسلم است از چنين مادر طاهر و پاکدامنی فرزندان صالحی متولد شود که هر يک حماسه جاويدانشان بر تارک روزگار بدرخشد.

حضرت عباس(ع) نيز يکی از آن آزادگان است. در مورد شمايل آن حضرت، ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبين گفته:" عباس بن علی مردی خوش صورت و زيباروی بود و چون سوار بر اسب می شد پاهای مبارکش به زمين کشيده می شد و به او قمر بنی هاشم نيز می گفتند و پرچمدار لشکر حسين(ع) در روز عاشورا بود. نام آن حضرت را امام علي(ع) انتخاب کرده است . (2) حضرت ابوالفضل (ع) نه فقط برادر جسمانی حضرت حسين(ع) بود بلکه برادر ايمانی و روحانی آن حضرت نيز بوده است. روی همان اصل و قاعده ای که پيغمبر اکرم(ص) و حضرت علي(ع) از نور واحد بودند و مکرر پيغمبر(ص) به آن وجود مقدس " انت اخی فی الدنيا و الاخره" می فرمود. اين اخوت و برادری لازمه اش تساوی و برابری آن دو در جميع جهات و درجات نيست. مقام امامت بالاتر، و ابوالفضل (ع) تابع امام بوده است. او عبدی صالح بود.( 3)

برجسته ترين نمونه اين اخوت بی نظير را می توان در ايثار و مواسات و فداکاری آن بزرگوار مشاهده کرد زيرا حضرت ابوالفضل (ع) درباره برادرش بزرگترين ايثار را انجام داد و جان را فدای او کرد و در سخت ترين بلاها و آزمايش های الهی با آن حضرت مواسات کرد. درباره حضرت عباس بن علی شاعر گفته است:

احق الناس ان يبکی عليه                                          فتی ابکی الحسين بکربلا

اخه و ابن والده علی                                                ابوالفضل المضرج بالدماء

و من واساه لا يثبيه شی                                           و جادلم علی عطش بماء

که ترجمه فارسی آن اين است:

1- شايسته ترين کسی که سزاوار است مردم بر او بگريند آن جوانی است  که ( شهادتش) حسين(ع) را در کربلا به گريه انداخت.

2- يعنی برادر و فرزند پدرش علی (ع) که همان ابوالفضل بود و به خون آغشته گشت.

3- کسی که با او مواسات کرد و چيزی نتوانست جلوگير او( در اين مواسات ) گردد و با اينکه خود تشنه آب بود، آب نخورد و به آن حضرت کرم کرد.(4)

اين شعر که از يک سو بيانگر مظلوميت و شجاعت حضرت عباس بن علي(ع) ، و از سوی ديگر بيانگر اخوتی بی ريا و صادق است که اعجاب همه مردم را بر انگيخت.

در وجود شريف ابوالفضل (ع) دو گونه شجاعت در هم آميخته است:

الف) شجاعت هاشمی و علوی که ارجمندتر و والاتر است و از جانب پدرش سرور اوصيا به او رسيده است.

ب) شجاعت عادی که از جانب مادرش ام البنين (س) به ارث برده است ، زيرا که در ميان تيره مادرش، جدی پيراسته چون عامرين مالک بن جعفر بن کلاب بوده است که به سبب قهرمان سالاری و شجاعتش او را " ملاعب الاستة" يعنی کسی که سر نيزه ها را به بازی می گيرد، می ناميدند.(5)

  

فضايل حضرت عباس(ع)

1- ادب: حضرت علي(ع) از همان اوايل خردسالی حضرت عباس(ع) ، توجه خاصی به تربيت او داشت و او را به تلاشها و کارهای مهم و سخت مانند کشاورزي، تقويت روح و جسم، تيراندازي، شمشيرزنی و ساير فضايل اخلاقی ، تعليم و عادت داده بود. (6)

روايت شده است که حضرت عباس(ع) بدون اجازه در کنار امام حسين(ع) نمی نشست و پس از کسب اجازه مانند عبدی خاضع دو زانو در برابر مولايش می نشست. او تربيت شده حضرت علي(ع) است که از همين مکتب درخشان درس ادب آموخته بود.

حضرت عباس (ع) هيچگاه به خود اجازه نداد امام حسین (ع ) را برادر خطاب نمايد مگر در لحظه شهادت که فرمود ای برادر مرا درياب.

2- يقين:( درجه بالای ايمان) ويژگی است که کمتر درغير معصوم ايجاد می شود ، اما حضرت عباس(ع) از همان کودکي، يقين به وجود آفريدگار يکتای جهان داشت و در سراسر زندگی خود با همان ويژگی مستظهر به عنايات الهی بود و از اين رهگذر ويژگی های ديگر خود را متبلور می ساخت.(7)

3- وفا: وفای او نسبت به اهل بيت عليهم السلام به غايت زياد و در خور نخستين است. در وفا همين بس که باقر شريف قريشي، نويسنده عرب زبان معاصر، در کتاب" حياة الامام حسين بن علی عليهما السلام " می نويسد:" در تاريخ انسانيت، در گذشته و امروز، برادری و اخوتی صادق تر و فراگيرتر و با وفاتر از برادری ابوالفضل (ع ) نسبت به برادر بزرگوارش امام حسين(ع) نمی توان  يافت که براستی همه ارزشهای انسانی و نمونه های بزرگواری را در بر داشت."

4- دلاوري: دلاوری حضرت عباس(ع) نه تنها در حماسه کربلا نمايانگر بود،  بلکه در صفين نيز نمايان شده بود به ويژه در جنگ صفين افراد زيادی را کشت و حيرت همگان را از آن دلاوری برانگيخت.

 

القاب حضرت عباس(ع)

حضرت عباس(ع) القاب گوناگونی دارد که ما در اين قسمت به مهمترين آنان اشاره می کنيم:

1- باب الحوائج: بر اثر بروز کرامات و برآورده شدن حاجات متوسلين به او در السنه و افواه عامه و خاصه به اين لقب مشهور شد. (8)

2- سقا: در روزهايی که اهل کوفه آب را بر روی اهل بيت امام حسين(ع) بستند، قمر بنی هاشم(ع) برای آنها آب آورد. (9)

3- سپهسالار: لقب سپهسالار به بزرگترين شخصيت فرماندهی و ستاد نظامی داده می شود و آن حضرت را نيز به سبب اينکه فرمانده نيروهای مسلح امام حسين(ع) در روز عاشورا بود و رهبری نظامی سپاه ايشان را بر عهده داشت سپهسالار ناميده اند. (10)

4- قمر بنی هاشم: از آنجا که آن حضرت در ميان بنی هاشم از نظر زيبايی ممتاز بود وی را ماه بنی هاشم می ناميدند. (11)

5- اطلس: ظاهرا يکی از معانی اطلس شجاعت است و چون آن حضرت شجاع بوده و از کثرت شجاعت صفوف دشمن را می شکافته است، به وی اطلس می گفتند.(12)

6- پرچمدار: از القاب مشهور حضرت ، پرچمدار و " حامل اللواء" است، زيرا ايشان ارزنده ترين پرچمها، پرچم سرور آزادگان امام حسين(ع) را در دست داشتند حضرت به دليل توانايی های نظامی فوق العاده در برابر خود، از ميان ياران خود، پرچم را تنها به ايشان سپردند. (13)

7- طيار: ديگر از القاب حضرت ابوالفضل(ع) طيار است، يعنی پرواز کننده در فضای قدس و درجات و مقامات عالی بهشت. (14)

8- المستجار: از ديگر القاب حضرت، مستجار يعنی منجی و نجات دهنده است. (15)

9- العبد الصالح: ديگر از القاب آن جناب عبد صالح است، چنانکه در زيارت او می خوانيم" السلام عليک ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله"؛

10- حامی الضعيفه: از القاب مشهور حضرت ابوالفضل(ع) حامی الضعيفه به معنی حامی بانوان است به خصوص در نقشی که در دفاع از بانوان حرم و اهل بيت نبوت بر عهده داشت. (16)

 

پی نوشتها:

1- سردار کربلا، ترجمه العباس مرحوم مقرم، انتشارات الغدير، ص 154.

2- خصائص العباسيه، ص118.

3- چهره درخشان قمر بنی هاشم، علی رباني، ج 1، ص 158.

4- ترجمه مقاتل الطالبين، ابوالفرج اصفهاني، مترجم هاشم رسول محلاتي، ص 82.

5- چهره درخشان قمر بنی هاشم، علی ربانی خلخالي، ج 1، ص 62.

6- پرچمدار نينوا، شيخ محمد اشتهاردي، ص 20.

7- محمد ناصرعلايي، آينه حيدرنما، روزنامه کيهان، 10/8/1376.

8- چهره درخشان قمر بنی هاشم، علی ربانی خلخالي، ص 146.

9- همان، ص 147.

10- همان، ص 148.

11- همان، ص 143.

12- همان، ص 147.

13- زندگانی حضرت ابوالفضل (ع) ، ص 25.

14- خصائص العباسيه، ص 131.

15- همان، ص 131.

16- همان، ص 148.

چهل معماي عاشورايي


چهل معماي عاشورايي

كدام يار امام حسين(ع) در كربلا، شبيه ترين فرد به پيامبر اكرم (ص) بود؟

حضرت علي اكبر(ع) فرزند امام حسين(ع). سيدالشهدا(ع) هنگام عزيمت فرزندش به صحنه نبرد، فرمود: خدايا شاهد باش و گواهي بر اين قوم بده، جواني به سوي آنان به ميدان نبرد رفت كه در خلقت، اخلاق و گفتار، شبيه‌ترين مردم به رسول تو بود. هرگاه مشتاق پيامبرت بوديم به چهرة او نگاه مي‌كرديم.


سن و سال كدام يك از شهداي كربلا، بيشتر از بقيه بود؟

حبيب بن مظاهر. او در هنگام شهادت 75 سال داشت. اين يار امام حسين(ع) در جنگ‌هاي صفين، نهروان و جمل نيز در ركاب امام علي(ع) شركت كرده بود.


خردسال‌ترين شهيد كربلا كيست؟

حضرت علي اصغر (ع) ، فرزند شش ماهه امام حسين(ع)


اولين شهيد از شهداي خاندان بني‌هاشم در واقعه عاشورا چه كسي است؟

حضرت علي اكبر (ع)


كدام شهيد نزديك‌تر از ساير شهداي كربلا به امام حسين(ع) دفن شده است؟

حضرت علي اكبر(ع)


اولين كسي كه مصيبت اهل بيت (عليهم السلام) را به فارسي نوشت كه بود؟

ملاحسين كاشفي نويسنده كتاب روضه الشهدا حضرت امام حسين(ع)


در دوران حكومت حضرت علي(ع) در چه جنگ‌هايي شركت كرد؟

جمل، صفين و نهروان حضرت امام حسين(ع)


هنگام شهادت مادرشان حضرت فاطمه (س) چند سال داشت؟

7 سال


كدام سورة قرآن به سورة امام حسين(ع) معروف است؟

سوره فجر.


رهبر نهضت توابين در كوفه كه به خونخواهي سيدالشهدا‌ (ع) قيام كرد، چه نام داشت؟

سليمان بن صرد خزاعي


علمدار لشكر امام حسين(ع) در كربلا چه كسي بود؟

حضرت ابوالفضل العباس (ع)


شهيد نوجوان حماسه عاشورا كه جمله معروف « شهادت شيرين‌تر از عسل است». را در مقابل امام حسين(ع) بر زبان آورد چه كسي است؟

قاسم بن الحسن(ع) ، فرزند امام حسن مجتبي (ع)


كداميك از فرزندان مسلم بن عقيل در 14 سالگي در كربلا به شهادت رسيد؟

عبدالله


عمرو بن جناده انصاري كه بود؟

‌يكي از شهداي نوجوان كربلا كه پدرش نيز در ركاب امام حسين(ع) به شهادت رسيد


. تنها زني كه در كربلا به شهادت رسيد، كيست؟

ام وهب،


همسر عبدالله بن عمير كلبي فرمانده سپاه دشمن در كربلا چه كسي بود؟

عمر بن سعد

عقيلة بني‌هاشم لقب كيست؟

حضرت زينب (س)

ام خلف كه بود و مادر كدام شهيد كربلاست؟

همسر مسلم بن عوسجه و يكي از زنان برجسته شيعه كه در كربلا حضور داشت. او پس از شهادت همسرش در روز عاشورا، پسرش را نيز روانه ميدان كرد تا به ياري امام حسين(ع) بشتابد. سرانجام پسرش نيز در اين راه به شهادت رسيد.


ام المصائب لقب كداميك از بانوان حاضر در صحنه كربلاست؟

حضرت زينب (س)

نام همسر امام حسين(ع) كه در كربلا حضور داشت چيست؟

رباب،

دختر امروالقيس كلبي ام البنين كيست و چرا به او اين لقب را دادند؟

مادر حضرت ابوالفضل (ع) و همسر حضرت علي(ع) . اين زن كه نامش فاطمه است از قبيله بني‌كلاب بود كه پس از شهادت حضرت فاطمه(س) با امام علي (ع) ازدواج كرد و صاحب چهار پسر به نام‌هاي عباس، جعفر، عبدالله و عثمان شد. ام‌البنين به معناي مادر پسران است. تمامي پسران ام البنين در كربلا به شهادت رسيدند.


كدام زن در مسير حركت كاروان امام حسين(ع) به سوي كربلا، همراه با همسرش به آن حضرت پيوست؟

دلهم. وي دختر عمر و همسر زهير بن قين بود. زهير تحت تأثير سخنان همسرش به كاروان امام حسين(ع) پيوست.


كداميك از دختران امام حسين(ع) در شام به سخنراني افشاگرانه عليه دشمنان پرداخت و محضر چهار امام معصوم را نيز درك كرد؟

فاطمه، دختر امام حسين(ع) ، وي امام حسين(ع) حضرت سجاد(ع)، حضرت امام محمدباقر (ع) و حضرت امام جعفر صادق (ع) را ديد وسپس در سال 117 هجري در سن 70 سالگي در مدينه در گذشت.


كدام زنان در كربلا از فرزندان و نوادگان حضرت علي (ع) بودند؟

حضرت زينب (س)، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هاني از اولاد امام علي(ع) بودند كه در كربلا حضور داشتند.


كودكان و نوجوانان هر ساله در يكي از ويژه برنامه هاي ماه محرم، حضوري چشمگير و قابل توجه دارند. نام اين مراسم كه شب هنگام برگزار مي‌شود چيست؟

مراسم شام غريبان كه در شب يازدهم ماه محرم اجرا مي‌شود.


نام فرزند امام حسن مجتبي (ع) و برادر حضرت قاسم كه در كربلا به شهادت رسيد چيست؟

عبدالله نوجوان يازده ساله


قبر كدام امام شش گوشه دارد و چرا؟

قبر امام حسين(ع) ، زيرا در پايين پاي آن حضرت ، فرزند دلبندش حضرت علي اكبر (ع) را به خاك سپرده‌اند. به همين دليل ضريح آن حضرت داراي شش گوشه است.


رجز چيست؟

شعرهاي حماسي كه جنگاوران در ميدان‌هاي نبرد مي‌خواندند، رجز نام دارد.


نام زيارتنامه‌اي كه با كيفيت مخصوص خطاب به امام حسين(ع) و شهداي كربلا در روز اول ماه رجب و نيمه ماه شعبان خوانده مي‌شود چيست ؟

زيارت رجبيه 


اين جمله از كيست؟«حسين از من است و من از حسين هستم.»

پيامبر گرامي اسلام (ص)


سپاهيان يزيد در روز تاسوعا براي كداميك از ياران امام حسين(ع) امان نامه آوردند، اما او نپذيرفت و در كنار آن حضرت ماند تا به شهادت رسيد؟

حضرت ابوالفضل العباس (ع)


فرمان كشتن امام حسين(ع) و يارانش را به همراه اسير گرفتن اهل بيت آن حضرت،‌ چه كسي به عمر سعد داده بود؟

عبيدالله بن زياد


مردم كدام طايفه براي دفن شهداي كربلا اقدام كردند؟

بني اسد


عابدة آل علي (ع) لقب كدام بانوي حاضر در كربلاست؟

حضرت زينب (س)‌


قمر بني‌هاشم لقب كيست؟

حضرت ابوالفضل العباس (ع)


در كدام منزلگاه كه مسير حركت كاروان امام حسين(ع) به سمت كوفه بود، خبر شهادت مسلم بن عقيل وهاني بن عروه را به آن حضرت دادند؟

ثعلبيه


فرماندهي سمت راست و چپ لشكر امام حسين(ع) در روز عاشورا را چه كساني بر عهده داشتند؟

فرمانده سمت راست زهير بن قين و فرمانده سمت چپ لشكر سيدالشهدا (ع) را حبيب بن مظاهر بر عهده داشت.


كداميك از ياران امام حسين(ع) هنگام ظهر عاشورا، فرا رسيدن وقت نماز را يادآوري كرد و آن حضرت در پاسخش فرمود: خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد.

ابوثمامه صائدي


هنگامي كه امام حسين(ع) در ظهر عاشورا به نماز ايستاد، دو نفر از يارانش خود را سپر تيرهاي دشمن قرار دادند تا آن امام نماز خود را بجا آورد. نام اين دو تن چيست؟

زهير بن قين و سعيد بن عبدالله حنفي


امام حسين(ع) پس از شهادت چه كسي فرمود: بعد از تو خاك بر سر دنيا و زندگي دنيا.

فرزند دلاورش حضرت علي‌اكبر‌(ع)

اس ام اس مذهبي


فرزند دلیر حیدر آمد/عباس امیر لشکر آمد/می خواست نشان دهد ادب را /یک روز پی از برادر آمد.

 


 

امشب شب میلاد علمدار حسین است/میلاد علمدار وفادار حسین است /گر بود علی محرم اسرار محمد /عباس علی محرم اسرار حسین است .

 

 

حسين جان!

اي كه مرگ سرخ را برگزيدي تا عاشقانت رااز مرگ سياه برهاني,
تاباقطره خونت,ملتي راحيات بخشي, وتاريخي رابه طپش آري,وكالبد مرده وفسرده عصري را گرم كني, وبدان جوشش و زندگي وعشق واميد دهي!
ايمان ما, جهان ما و كالبد زمان ما به تو محتاج است
ميلاد حضرتش مبارك باد

 


 

قدم به ساحت جهان،زدندبهرحفظ دين/
سه هم قدم،سه هم قسم،سه هم سخن،سه هم نشين/
سه هم سفر،سه هم هدف،سه هم نظر،سه بي قرين/
سه دلربا،سه جان بكف،سه هم ندا،سه نازنين/
يكي پدر،يكي پسر،يكي عموي محجبين/
اعيادشعبانيه مبارك

 


 

با يك نفس تمام جهنم شود بهشت،گويند اگر جهنميان يكصدا حسين...

 


 

صدمرده زنده ميشود از ذكر ياحسين . ارباب ما معلم عيسي بن مريم است.عيسي اگر در آخر عمرش به عرش رفت. قنداقه حسين شرف عرش اعظم است..

 

 

سومين روز شعبان چو برآمد خورشيد/سومين شمس ولايت ز افق چهره گشود/روز ميلاد همايون حسين ابن علي است/باد بر خلق جهان مقدم پاكش مسعود
ميلاد باسعادت امام آزادمردان را به شما و خانواده محترمتان تبريك عرض ميكنم.

 

 

شعبان شدوپيك عشق ازراه رسيد،عطرنفس بقية ا...رسيد،باجلوه سجاد و ابوالفضل وحسين يك ماه و سه خورشيد در اين ماه رسيد.اعيادشعبانيه مبارك

 


 

پیشاپیش اعیاد ولادت امام حسین(ع)و حضرت عباس (ع) و امام الساجدین زین العابدین (ع) بر عموم مسلمین و پیروان آنان مبارک باد.

 


 

پیشاپیش میلاد با سعادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و میلاد خجسته حضرت ابولفضل عباس (ع) را به تمام ایرانیها تبریک و تهنیت عرض مینمایم..

 

 

شعبان شدوپيك عشق ازراه آمد/ عطر نفس بقيه"اله آمد/با جلوه سجادوابوالفضل وحسين/يك ماه و سه خورشيددراين ماه آمد.

 


 

امام علي ع:
روز انتقام مظلوم از ظالم شدیدتر است . از روز ستم کردن ظالم بر مظلوم .

 


 

امام علي ع:
بزرگی خالق نزد تو ،مخلوق را در چشم تو کوچک می کند.

 


 

 رمضان آمد و روان بگذشت ………. . بود ماهي به يک زمان بگذشت
شب قدري به عارفان بنمود .......... . اين معاني از آن بيان بگذشت

 


 

اگر بر دشمنانت دست یافتی،بخشیدن او را شکرانه ی پیروزی قرار ده.امام علی

گزارش تصویری - دیدار اتباع خارجی از نمایشگاه 5015 و غرفه دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

گزارش تصویری - دیدار اتباع خارجی از نمایشگاه 5015 و غرفه دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

نمایشگاه 5015 در بعد از ظهر روز یازدهم خرداد جان تازه ای به خود گرفت. از ساعت 16تا 20 این روز، شاهد حضور گروه های مختلف میهمانان خارجی در باغ موزه قصر و نمایشگاه 5015 بودیم. این میهمانان از کشورهای هند، پاکستان، رومانی و چند کشور عرب زبان و افریقایی آمده بودند و اتفاقا استقبال خوبی از آثار گردآوری شده در کتابخانه انقلاب اسلامی و همچنین وبسایت 15 خرداد 42 به عمل آوردند.

حضور آقای بیژن حاج رضایی در غرفه کتابخانه تخصصی انقلاب اسلامی و سایت 15 خرداد 42

حضور آقای بیژن حاج رضایی در غرفه کتابخانه تخصصی انقلاب اسلامی و سایت 15 خرداد 42
پیرو اطلاع رسانی پیشین، در مراسم تجلیل از جوانمردان 15 خرداد آقای بیژن حاج رضایی فرزند برومند شهید طیب حاج رضایی هم حضور داشتند که در حاشیه مراسم از غرفه کتابخانه انقلاب اسلامی و پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد هم دیدار کردند.

برگزاری مراسم گلریزان و تجلیل از جوانمردان پانزدهم خرداد

با نزدیک شده به سالروز قیام پانزدهم خرداد 42 و رشادت جوانمردانی همچون طیب حاج رضایی، مراسم گلریزان و تجلیل از پیش کسوتان ورزش باستانی و کشتی در زورخانه باغ موزه قصر با حضور آقای بیژن حاج رضایی برگزار شد.این مراسم قسمتی از برنامه های یادواره 5015 بود که در باغ موزه قصر تهران (محل برگزاری نمایشگاه یادواره 5015) با دعوت از مسئولین شهرداری تهران، مسئولین فدراسیون کشتی، ورزش های باستانی و اعضای شورای شهر تهران اجرا گردید.

آغاز فعالیت یادواره 5015 و حضور پر رنگ دفتر ادبیات انقلاب اسلامی

نمایشگاه یادواره پنجاهمین سالگرد نهضت امام خمینی(ره)، با عنوان «5015» در باغ موزه قصر برپا شد و كتابخانه تخصصی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری با بیش از 200 عنوان كتاب در زمینه قیام 15 خرداد و پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 42 در آن شركت نمودند. این نمایشگاه تا 17 خردادماه جاری در باغ موزه قصر تهران دائر خواهد بود.

ویژه‌نامه مطالعات تاریخی قیام 15 خرداد به چاپ می‌رسد

موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، به مناسبت پنچاهمین سالگرد قیام 15 خرداد 1342 شماره ویژه فصلنامه این موسسه را با مقالات تحلیلی و مطالبی در قالب‌های روایی، خاطره و اسناد و گزارشی از کتاب‌های چاپ شده با موضوع آغاز نهضت امام خمینی (ره) از 15 خرداد سال 1342 ارایه خواهد داد

تالیف کتاب با موضوع قیام 15 خرداد مردم ورامین

به همت محققان موسسه رسول آفتاب خاطرات بازماندگان قیام پانزده خرداد سال 1342 شهرستان ورامین گردآوری می‌شود. محققان این موسسه کار خود را از دو سال پیش آغاز کرده‌اند. آن‌ها قصد دارند کتابی بنویسند که حق مطلب را درباره قیام مردم شهرستان ورامین ادا کند.رحیم مخدومی، مدیر موسسه رسول آفتاب در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در این باره توضیح می دهد.

چهارمین شماره فصلنامه اینترنتی 15 خرداد 42 (وِیژه خرداد 92) منتشر شد

با نزدیک شدن به پنجاهمین سالروز قیام 15 خرداد 42، چهارمین شماره از فصلنامه اینترنتی 15 خرداد 42 منتشر شد. پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 42 با همت و همکاری اساتید و نویسندگان تاریخ انقلاب اسلامی، در این شماره، مقالات ویژه و متعددی را ارائه نموده است که تماما برای اولین بار منتشر می شوند. علاقه مندان می توانند از طریق پیوند سمت راست و چپ صفحه اصلی پایگاه و یا آدرس اینترنتی http://15khordad42.ir/faslname به فصلنامه دسترسی پیدا کنند.

جلسه شورای اجرایی یادواره «5015» برگزار شد.

سایت جماران خبر داد که در جلسه شورای اجرایی یادواره «5015» که در محل ستاد مرکزی بزرگداشت حضرت امام خمینی (ره) برگزار شد، مقرر گردید یادواره پنجاهمین سالگرد قیام 15 خرداد با عنوان «5015» از تاریخ 7 لغایت 17 خرداد 92 در محل باغ موزه قصر برگزار شود.

برگزاری هفتمین نشست از سلسه نشست‌های پنجاهمین سال شروع نهضت امام خمینی (ره)

هفتمین نشست از سلسه نشست‌های پنجاهمین سال شروع نهضت امام خمینی (ره) با موضوع تاریخ‌نگاری قیام 15 خرداد، با سخنرانی حجت‌الاسلام علی باقری، نویسنده و تدوین کننده مجموعه‌ای از خاطرات این قیام در ساختمان پژوهشکده اسناد و مرکز پژوهش‌های ایران‌ شناسی و اسلام ‌شناسی کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران و با حضور جمعی از پژوهشگران حوزه تاریخ برگزار شد.

گفتگو با آقای علی‌اکبری، از شاهدان حماسه پانزده خرداد ورامین

آقای علی اکبری از جمله افرادی بود که اعلامیه‌های رسیده از قم را در ورامین پخش می‌کرد. او صاحب مغازه و کسب و از دوستان شهید معصوم شاهی- از شهدای 15 خرداد ورامین - و از شاهدان عینی و افراد مطلع وقایع روز 15 خرداد ورامین است. متاسفانه پایگاه 15 خرداد تصویری از ایشان در دست نداشت تا به خوانندگان ارائه دهد. از این رو از خوانندگان مطلب و اهالی ورامین خواهشمندیم در صورت داشتن تصویری از ایشان، ما را در جریان قرار دهند. در ادامه خاطرات ایشان از روز پانزدهم خرداد 1342 را مرور می کنیم.

از قیام علیه فراموشخانه تا قیام پانزده خرداد - بررسی وِیژگی های قیام پانزده خرداد

نهضت‌هایی که در دو سده گذشته در ایران پدید آمدند یا ضد استعماری بودند (مانند نهضت تنباکو) یا ضد استبدادی (مانند نهضت مشروطه) و از آنجا که این دو شیطان سلطه‌جو طی تاریخ مکمل هم بوده‌اند، خیزش و خروش توطئه‌ها بر ضد فقط یکی از آن دو نمی‌توانست کارایی لازم را داشته باشد و آن را از بین ببرد؛ زیرا دومی، اگر هم‌زمان مورد حمله قرار نمی‌گرفت، بی‌شک خود توطئه می‌کرد و آب رفته را به جوی بازمی‌گرداند. امام (ره) با عبرت‌آموزی از تاریخ، مبارزه با استبداد و استعمار را هم‌زمان آغاز کرد و تا روز پیروزی، نهضت را در این دو جبهه رهبری کرد و سرانجام نیز توانست فروپاشی نظام 2500 ساله شاهنشاهی را با قطع دست اجانب از سرنوشت ملت همراه سازد و به سلطه بیگانگان در ایران برای همیشه پایان دهد.

برگزاری یادواره 5015

به مناسبت پنجاهمین سالگرد نهضت حضرت امام خمینی(ره)، یادواره «5015» با همکاری سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی از جمله شهرداری تهران، شرکت توسعه فضاهای فرهنگی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، بنیاد شهید و امور ایثار گران و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، در باغ موزه قصر تهران برگزار می‌شود.

پانزده خرداد و شهدای آن را بشناسید

آنچه پیش رو دارید، متن کامل بیانات تاریخی امام خمینی (ره) در پانزدهم خرداد 1358 است که در مدرسه فیضیه قم ایراد گشته است. نگاه ژرف امام خمینی به زمینه ها و پدید آورندگان این حماسه بزرگ، به شکل ضمنی در بر دارنده تجلیل امام از رشادت های شهدای پانزدهم خرداد ازجمله شهیدان طیب و حاج اسماعیل رضایی است

ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی کشور را از ادبیات وارداتی بی‌نیاز کرد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز – دوشنبه، 23 اردیبهشت 1392 - در دیدار دست اندرکاران دفاتر ادبیات و هنر مقاومت و ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ایجاد یک حرکت عظیم، الهام بخش و برانگیزاننده در زمینه ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی و همچنین جلوگیری از به ثمر نشستن خواست برخی جریان های معاند انقلاب اسلامی در جهت انزوای مفاهیم و حقایق انقلاب اسلامی را دو ویژگی مهم و شاخص در فعالیت های حوزه هنری خواندند و تأکید کردند: این حرکت پیشرو و موثر، کشور را از ادبیات وارداتی بی نیاز کرد.

جلوه ای دیگر از 15 خرداد تبریز - گفتگو با حجت الاسلام وحدت نیا

حجت‏الاسلام محمود وحدت‏نيا فرزند حجت‏الاسلام والمسلمين حاج ميرزا ابراهيم سال 1312 ش، در تبريز، متولد شد.پس از طى مقدمات در سالهاى حدود 28 ـ 1327 ش به قم مشرف شد و تحت‏نظر و الطاف آيت‏اللّه آقاى سيدحسين قاضى و حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى حاج ميرزا حسن تيلى قرار گرفت. در تفسير، اصول فقه و فلسفه از محضر حجج و آيات، آقايان امام موسى صدر، برادرشان آقا رضا صدر، شبيرى زنجانى (زاهدى) نورى، مجاهد تبريزى، ايوقى منجمى، موسوى اردبيلى، سبحانى، مستنبط غروى بهره گرفت. خارج فقه را از آقاى شريعتمدارى آموخت. پس از شهادت گروهى از اعضاى فداييان اسلام، به تبريز رفت و در آنجا سكنى گزيد. در اعتراض به رفراندوم ششم بهمن 41، دستگير و به زندان قزل‏قلعه اعزام شد. در 15 خرداد 1342 همراه آقايان اهرى و بكايى به كاروان زندانيان در عشرت‏آباد پيوست.در هجده رجب همان سال، همراه با علماى تبريز دستگير و در ساواك تبريز زندانى شد.

15 خرداد و مطبوعات مزدور خارجی

اسنادی که در این بخش منتشر می شوند مربوط به اظهارنظر بعضی از رسانه‌های کشور ترکیه پیرامون نهضت خونبار 15 خرداد سال 1342 است. قیام خونین مردم مسلمان ایران در 15 خرداد، بسیاری از بافته‌ها و دروغ‌های رژیم پهلوی را در جهان، به ویژه در منطقه آشکار ساخت. اما وقتی قیام ملت ایران در 15 خرداد سال 42 به جهان مخابره شد، تمامی بافته‌های مطبوعات مزدور خارجی مورد تردید قرار گرفت و مطبوعات ترکیه که بیشترین نقش را در دفاع از اقدامات ضد ملی و ضد دینی رژیم پهلوی داشتند، به سفارش کنسولگری‌های ایران به دست و پا افتادند که چهره واقعی قیام 15 خرداد را برای مردم مسلمان ترکیه مخدوش کنند...

بسترها و دستاوردهای قیام 15 خرداد

بی‌تردید هیچ دگرگونی و انقلابی بی‌ریشه و علت پدید نمی‌آید و بسترها و عواملی در شکل‌گیری آن مؤثر است. قیام 15 خرداد نیز جنبشی ماندگار و اثرگذار است و نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رود. این قیام، سرآغاز تحولات و دگرگونی‌های شگفت‌آوری شد که به حق می‌توان از آن به عنوان «یوم‌الله» نام برد. عوامل و بسترهای چندی در پیدایش قیام 15 خرداد نقش دارد که در این نوشتار ابتدا به بررسی و تبیین آنها می‌پردازیم و سپس پیامدها، آثار و دستاوردهای عظیم آن را مورد بازکاوی دقیق قرار می‌دهیم.

صبح صادق - بررسی تحلیلی درباره ریشه‌های قیام 15 خرداد

ریشه‌های نهضت مقدس پانزده خرداد سال 1342 (ه.ش) را باید در این نقشه دشمنان جستجو نمود که می‌خواستند با انواع واقسام حیله‌ها، سیل تهمت‌ها و مخدوش ساختن سنت‌های مذهبی، مردم را از اسلام اصیل و ارزش‌های الهی جدا سازند. آنها در خیزش‌های امت مسلمان به رهبری علما، قیام تنباکو و واقعه رژی، مبارزات شیخ فضل‌الله نوری در دفاع از موازین شرعی و قیام مردم به رهبری آیت‌‌الله کاشانی در برابر توطئه‌های استعماری؛ به این واقعیت رسیدند که تا مردم به دیانت و صیانت از مقدسات، پای‌بند باشند؛ این حماسه‌ها با شدت تمام به رهبری عالمان فرزانه ادامه و استمرار خواهد داشت...

جنبش دانشجویی ایران در خارج از کشور - کنفدراسیون دانشجویان ایران / اتحادیه ملی

بررسی حاضر، تلاشی است که برای بازسازی تاریخچه جنبش دانشجویی ایرانیان در خارج از کشور در چارچوب تحولات داخلی و خارجی به عمل می‌آید. تأکید اصلی این بررسی، بر تحولات و فعالیت‌های کنفدارسیون دانشجویان ایرانی / اتحادیه ملی است که سازمان اصلی این حرکت محسوب می‌شد. این سازمان در دوران فعالیتش از شناخته‌شدگی و اهمیت بسیاری برخوردار بود. به عنوان مثال می‌توان از ناظرانی خارجی نام برد که این سازمان را «شناخته شده‌ترین بخش مخالفین حکومت شاه در سال‌های نخست دهه 1350 دانسته‌اند(2)»، و نیز از کسانی همچون آخرین سفیر شاه در انگلستان و سفیر آمریکا در ایران و نیز از خود شاه نقل قول آورد که مخالفت‌های دانشجویان ایرانی مقیم خارج را رکن عمده ائتلافی به شمار آورده‌اند که به سرنگونی رژیم سلطنتی در ایران انجامید

کاپیتولاسیون؛ سابقه آن در ایران، الغاء، احیای دوباره و عکس‌العمل امام خمینی و پیامد‌های آن

دولت امیر اسداللّه علم، پس از پشت سر گذاشتن واقعه 15 خرداد 1342 و انجام دادن انتخابات مجلس بیست‌ویکم، در تاریخ 13 مهر ماه 1342 تصویبنامه‌ای صادر کرد که به موجب آن، دولت هنگام تقدیم قرارداد بین‌المللی وین مربوط به مصونیت‌های دیپلوماتیک به مجلسین، ماده واحده‌ای را مبنی بر برخورداری اعضای هیئت‌های مستشاری آمریکا در ایران از امتیازات و مصونیت‌های مربوط به کارکنان اداری و فنی نمایندگی‌های دیپلماتیک ذکر شده در قرارداد وین، به آن منضم نماید. این تصویبنامه به منظور قبول تقاضای دولت ایالات متحده‌آمریکا صادر شده بود. توضیح آنکه سفارت آمریکا در تهران، در اسفند ماه 1340 در دوران نخست‌وزیری دکتر علی امینی، طی یادداشتی به عنوان وزارت امور خارجه ایران، برخورداری اعضای هیئت‌های مستشاری آمریکایی از مصونیت‌های قرارداد وین را خواسته بود.

آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی و پانزدهم خرداد شیراز به روایت فرزندشان آیت الله محمد هادی ربانی شیرازی

آيت الله حاج شيخ عبدالرحیم رباني شيرازي در سال 1301 در شيراز متولد شد ، وي در سال 1327 براي تكميل مباني علمي خود به قم رفت و محضر اساتيدي چون مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد و مرحوم يزدي را درك كرد و فقه و اصول را فرا گرفت . آيت الله رباني شيرازي در طول مبارزات سياسي خود عليه رژيم شاه بيش از ده بار زنداني شد . آخرين بار در ماه مبارك رمضان سال 57 پس از سخنراني در شيراز دستگير شد و به زندان افتاد . ايشان پس از انقلاب اسلامي نماينده حضرت امام در استان فارس شد و نيز به عضويت شوراي نگهبان درآمد . وي در هفدهم اسفند ماه ۱۳۶۰ هنگام عزيمت به تهران براي شركت در جلسه شوراي نگهبان بر اثر واژگون شدن خودرو در گذشت و به ديار باقي شتافت . بنا بر نقش پر اهمیتی که ایشان در حوادث 15 خرداد شیراز رقم زدند، به مرور خاطرات آن مرحوم از زبان فرزندشان، آیت الله محمد هادی ربانی شیرازی می پردازیم.

پانزدهم خرداد تبریز به روایت حجت الاسلام سید مهدی امینی محرر (دروازه ای)

حجت‏الاسلام والمسلمين سيدمهدى امينى محرّر، مشهور به دروازه‏اى، فرزند آيت‏اللّه حاج سيدابراهيم موسوى دروازه‏اى در بهمن 1313، در تبريز، متولد شد.پس از بهره‏گيرى از دروس اساتيدى چون: حاج شيخ على‏اكبر اهرى، پدرشان، آيت‏اللّه سيدمهدى انگجى، آيت‏اللّه مفيد طباطبايى، آيت‏اللّه بادكوبه‏اى و آيت‏اللّه مستنبط غروى، در 1333 ش راهى قم شد و تا 1340 ش، به تحصيل كفايه و فقه و اصول در محضر اساتيد بزرگى مانند: آيت‏اللّه حاج ميرزا احمد شربيانى، آيت‏اللّه سلطانى طباطبايى، آيت‏اللّه بروجردى و امام خمينى پرداخت. پس از فوت پدر در 1340 ش، به تبريز بازگشت. در 1342 ش، به دليل همگامى با نهضت امام خمينى دستگير شد و بيش از شش ماه در زندان به‏سر برد. آنچه در پى مى‏آيد، حاصل گفتگويى است كه در تاريخهاى 13 تير و 13 مرداد 1372 در منزل ايشان صورت گرفته است.

میراث آیت‌الله بروجردی

موضوع این مقاله پاسخ‌گویی به این پرسش است که آیت‌الله خمینی با استفاده از چه نیروهای بالقوه‌ای در پیوند با نهادهای دینی توانست حمایت طبقات مذهبی جامعه را در انقلاب به دست آورد. از آنجا که زمینه‌های فراهم شده حاصل تکاپوهای دیرینه نهادهای مذهبی بوده و به خصوص این نهادها در دوره مرجعیت و زمامت آیت‌الله بروجردی به ساختاری منسجم دست یافت، از این رو برای پاسخ به این سؤال، ضمن بررسی کوتاهی از پیشینه تاریخی مرجعیت، دستاوردهای اصلی آن مرحوم را مورد بازکاوی قرار داده، سپس به موضوع اصلی نوشته که همانا سرنوشت مرجعیت بعد از آیت‌الله بروجردی می‌باشد، خواهیم پرداخت.

واقعه 15 خرداد از منظر سپهبد مبصّر

با وجود گذشت 50 سال از واقعه قیام 15 خرداد 1342 و به رغم نگارش كتابها و مقالات چندی درباره این خیزش مردمی، همچنان ابعاد گوناگون این رخداد به طور شایسته واكاوی نشده است. در این نوشته برخلاف تحلیلهای مرسوم، از منظر یكی از عوامل سركوب قیام به این رویداد نگریسته می‏شود. حدود ده سال پیش انتشارات كتاب ایران بخشهایی از خاطرات سپهبد محسن مبصر را منتشر كرد. در این میان مطالعه و بررسی گزیده‎ای از یادمانده های مبصر كه به اتفاقات و ماجرای 15 خرداد اختصاص دارد، جالب است؛ به ویژه آنكه توجه داشته باشیم مبصر در آن هنگامه از سوی نصیری، رئیس شهربانی، عهده ‎دار سركوب قیام شد. به عبارت دیگر مسئولیت حفظ نظم و پیشگیری از شورش در قم به او محول گردید. مبصر در آن ایام معاون انتظامی شهربانی بود.

گفتگویی منتشر نشده، با حجت الاسلام محمد غیبی، از شاهدان و مصدومان حادثه فیضیه

حجه الاسلام محمد غیبی، از روحانیون به نام شهر قم و از معدود بازماندگان حادثه فیضیه سال 1342 هستند. رد ارتباط با ایشان را در میان گفتگوهایی با برادر محترمشان، حجت الاسلام والمسلمین علی غیبی، مدیر کل سنجش و پذیرش حوزه های علمیه داشتیم گرفتیم و الا توفیقی برای انجام این مصاحبه بدست نمی آمد. نکته اینجاست که در مصاحبه تلفنی که با ایشان انجام شد، توانستیم چند نفر دیگر از حاضران حادثه فیضیه را هم از طریق خود آقای محمد غیبی شناسایی کنیم. این مصاحبه دلایل محکمی به دست ما داد تا بعدها سفری تکمیلی به قم انجام دهیم که در شماره های آتی فصلنامه، شرح آن ارائه خواهد شد. حجت الاسلام محمد غیبی به همراه پدر بزرگوارشان نه تنها در بطن حادثه فیضیه بودند، بلکه جزو مضروبین عمال ساواک هم بودند. حال شرح این خاطره را پس از نیم قرن، از زبان خود ایشان می شنویم. ما سعی کردیم لحن زیبای روایت ایشان دست نخورده باقی بماند و تصرف ها فقط در حد بر طرف کردن نکات مبهم بوده اند.

زمینه های حضور ابرقدرت ها در واقعه پانزدهم خرداد


این نوشتار،برای رسیدن به مقصود کلام خود، اندکی پا به عقب گذاشته و تا سال 1320 عقب گرد کرده است و سخن خود را از سالهای 1320-1332آغاز نموده. در این دوران ایران صحنه درگیری و رقابت سه ابر‌قدرت بود تا این که کودتای 28 مرداد 1332 که به رهبری امریکا و با مشارکت فعال انگلیس صورت گرفت به رقابت‌ها خاتمه داد و امریکا توانست بر قدرت سیاسی حاکم بر ایران و در رأس آن محمد‌رضا‌شاه نفوذ بیشتری پیدا کند. انگلیس راضی شد سهمی از امتیازات نفتی خود را به امریکا واگذار نماید و بپذیرد که امریکا موقعیت برتری داشته باشد. شوروی ناراضی بود ولی با توجه به مشکلات داخلی خود و گرفتاریهایش در سایر مناطق جهان ناگزیر پذیرفت که ایران درقلمرو نفوذ غرب قرار گیرد...

نعمت الله نصیری و قیام پانزدهم خرداد

نعمت الله نصیری به عنوان یک شخصیت نظامی در دوران رژیم پهلوی نقش مهمی در برابر حوادث ایفا کرد. وی بعد از کودتای 28مرداد به مناصب بالاتری دست یافت و کم کم تبدیل به یکی از مؤثرترین نیروهای شاه در تثبیت و تداوم سلطنت پهلوی شد. او بدون کوچکترین تردیدی هر اقدامی را برای حفظ سلطنت، مجاز می دانست و کارنامه ی خدماتش در دوره ی پهلوی دلیل این مدعاست. نصیری در سال1339ش، به ریاست شهربانی کل کشور منصوب گردید و در 15خرداد سال 1342 با اوج گرفتن قیام مردم به رهبری امام خمینی، با حفظ سمت ریاست شهربانی به فرمانداری نظامی تهران و حومه منصوب شد و به اقداماتی در مقابله با این قیام، پرداخت که در هم شکستن مبارزان و قلع و قمع آنان، دستگیری فعالان سیاسی، ایجاد حکومت نظامی و... از جمله اقدامات وی بود. پژوهش حاضر در نظر دارد نقش نعمت الله نصیری به عنوان رئیس شهربانی کل کشور در قیام پانزده خرداد را مورد بحث و بررسی قرار دهد تا گوشه ای از زوایای این قیام را آشکار سازد.

منبع شناسی اصلاحات ارضی

توجه به امر اصلاحات ارضی در دوره پهلوی دوم به حدی بود که منابع بسیاری در این زمینه در دوره ی پهلوی به رشته ی تحریر در آورده شد. به طوری که قوانین آن در فاصله ی کوتاهی در معرض تصحیح و اجرای آن در دست ترمیم قرار می گرفت. منابع این برنامه یا به طور مستقیم با همین عنوان تدوین می شد که تعداد کثیری از این منابع توسط شاه و دستگاه های دولتی پهلوی تدوین گشته و یا به طور غیرمستقیم در لابه لای منابع دست اول دوره ی پهلوی دوم دیده می شود. در ضمن بیشتر منابعی هم که در زمینه ی انقلاب سفید نوشته شده اند به طور مختصر به این موضوع پرداخته اند لذا منبع شناسی حاضر صرفا منابعی را ذکر کرده که به طور مفصل یا مجمل به موضوع اصلاحات ارضی پرداخته اند.

ناگفته‌هایی از ارتباط حضرت امام(ره) با آیت‌الله العظمی بروجردی از زبان آیت الله علوی بروجردی

پیرامون ارتباط آیت‌الله العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی(ره) مطالب زیادی در کتب و نشریات مختلف منتشر شده است، با این حال مطالب و ناگفته های بسیاری در سینه شاگردان و نزدیکان این دو زعیم بزرگ حوزه نهفته است. در گفت وگوی خبرگزاری حوزه با آیت‌الله سیدجواد علوی بروجردی، نوه آیت‌الله العظمی بروجردی و استاد درس خارج حوزه، مطالب و خاطرات ارزشمند و بعضا ناگفته ای از ارتباط و تعاملات این دو شخصیت نام‌آور حوزه های علمیه به دست آمد که قطعا برای علاقمندان به تاریخ معاصر و پژوهشگران، ارزشمند و مثمرثمر خواهد بود.

بازخوانی تحلیلی نقش آیت‌الله بروجردی و امام خمینی(قدس‌سره) در مبارزه با اسلام‌ستیزی و نفوذ بهائیان در حکومت پهلوی

فرقه بهائیت از نظر باورهای اعتقادی در گستره توحید،‌ نبوت و معاد، عملاً خلاف آن چیزی را معتقدند که باور مشترک تمام فرق اسلامی است، تا جایی که رهبران خود،‌ مقام نبوت و رسالت قائل بوده و دین اسلام را دین نسخ‌شده و پایان‌یافته‌ای می‌دانند. نفوذ این فرقه، پس از شکست فکری از علمای عصر قاجار و اعدام علی‌محمد باب کاهش یافت، ولی پس از به حکومت رسیدن محمدرضا پهلوی و به‌خصوص در دهه‌های سی تا پنجاه، به مناصب اساسی در حکومت و دربار دست یافتند و با حمایت دولت‌های استعماری، روش‌های مختلف اسلام‌ ستیزی را پیش گرفتند. نقش روحانیت و مراجع آگاه، به‌خصوص آیت‌الله بروجردی و پس از ایشان، امام خمینی(قدس‌سره) در مبارزه فکری و قانونی با این فرقه، بسیاری از اهداف مشترک حکومت و بهائیت را خنثی کرد.

پانزدهم خرداد شیراز و شهادت شهید خلیل دستغیب از زبان چند تن از نزدیکان

"خلیل دستغیب" و‌‌ "اسدالله پروا" دو نام پرآوازه در میان شهدا و علمداران شهیدان استان فارس در مسیر پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران به‌شمار می‌روند، دو جوانی كه تاریخ شهادت آنان شانزدهم خردادماه 42 یعنی یك‌روز پس از اولین جرقه رسمی انقلاب در ایران‌زمین است. در این مقاله ابتدا نگاهی به خاطره شهادت شهید خلیل دستغیب می اندازیم که از زبان چند تن از نزدیکان تعریف شده است.

مبارزه و دستگیری دوشادوش پدر - خاطرات آیت الله سید محمد هاشم دستغیب از مبارزات 15 خرداد شیراز

آیت الله سيدمحمدهاشم دستغيب، به سال 1320 در شيراز متولد شد. پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه، به فراگيرى دروس حوزوى پرداخت. هم‏زمان با آغاز نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى، در منطقه فارس همراه و در كنار پدر بزرگوارش آيت‏الله سيدعبدالحسين دستغيب به مبارزه پرداخت و در جريان مبارزه دستگير و بازداشت شد و تا سال 43 به همراه عده‏اى ديگر از مبارزان در زندان و تبعيد به سر برد. در 1343 به قم عزيمت كرد و در درسهاى امام خمينى و آيت‏الله اراكى شركت كرد. وى پس از واقعه 13 آبان 43 و تبعيد امام خمينى، به شيراز بازگشت و تا سال 46 درس خارج فقه و اصول را نزد پدرش فراگرفت. در 1346 به نجف اشرف رفت و ضمن تحصيل نزد استادانى چون امام خمينى، آيت‏الله خوئى و آيت‏الله شيخ عباس هاتف قوچانى به تدريس نيز مى‏پرداخت. اين مصاحبه در سالهاى 1365 و 1372 با ايشان انجام شده است. آیت الله سید محمد هاشم دستغیب در بهمن ماه 1390 در شیراز درگذشت.

روحانیت و حاکمیت در عصر پهلوی‌ها: نگاهی به سیره سیاسی آیت‌الله حایری، آیات ثلاث و آیت‌الله بروجردی

مرجعیت شیعه در داخل ایران به همت آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی (1276 ق – 17 ذیقعده 1355 ق = 10 بهمن 1315 ش)، در 1340 ق / 1301 ش، در حوزه علمیه قم استقرار یافت. تأسیس یا احیاء حوزه علمیه قم در آن تاریخ، مصادف با برآمدن رضاخان سردار سپه (رضاشاه پهلوی بعدی) بود. در حالی که تمهیدات رضاشاه پهلوی برای حذف روحانیت از صحنه اجتماعی و سیاسی و تضعیف عناصر سنتی و مذهبی در جامعه ایرانی، انکارناپذیر است، آیت‌الله حایری یزدی از رویارویی و مقابله با دولت پرهیز داشت...

تاریخچه‌ای از توطئه رژیم شاه برای اشغال مدرسه فیضیه قم

فیضیه و دارالشفاء تا سال 1342 محل درس و بحث و سکونت طلاب و فضلاء قم بود. درس فقه و اصول، در تفسیر و حدیث، درس احلاق و عرفان و بالاخره درس در محضر اساتید بزرگ و علمای وارسته مانند حضرت امام بود. اما از آن سال به بعد دیگر نه طلاب و فضلا حوزه، نه مردم مسلمان ایران و نه حتی رژیم ستمشاهی به مدرسه فیضیه فقط به چشم یک مدرسه علوم دینی با برداشت صرفاً درس‌های مصطلح نگاه نمی‌کردند بلکه آنجا را علاوه بر آنکه مرکزی برای مدارس علمیه و روحانیت می‌دانستند به چشم پایگاه دروس اسلام اصیل و انقلابی در ایران می‌دیدند. پایگاهی که هر آینه با تقویت آن، رژیم ستم‌شاهی تهدید به سرنگونی می‌شد.

روایت گوشه‌ای از حادثه شوم و اسفناک مدرسه فیضیه قم در عید سال 1342 به قلم دکتر محمد باقر کتابی

مراسم و تشریفات عید نوروز سال 1342 با سال‌های قبل تفاوت بسیار داشت. ایرانیان بنابر سنت دیرین، آغاز هر سال را در اماکن مقدسه اجتماع می‌نمایند، قم نیز که به مناسبت زیارت حضرت معصومه علیها‌سلام و مرکزیت علمی اسلام موقعیتی خاص دارد، در آن سال اجتماع عظیم ده‌ها هزار نفری مردم را به هنگام عید‌ نوروز در خود پذیرفته بود. بسیاری از مردم در آن سال هم برای زیارت و مسافرت آمده بودند و هم برای ادامه مبارزه با رژیم شاه و لوایح شش‌گانه او و پشتیبانی از مراجع روحانی و کسب تکلیف دینی خود..

شورش سفید در آکادمی‌های مذهبی - نگاهی به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی «جامعه تعلیمات اسلامی» در عصر پهلوی دوم

جامعه تعلیمات اسلامی در سال 1322 ﻫ.ش توسط شیخ عباسعلی قرائتی معروف به حاج‌آقای اسلامی در تهران تأسیس شد و به تدریج در تمامی ایران گسترش یافت. این مرکز مورد تأیید مرجع تقلید بزرگواری همچون آیات عظام بروجردی، حکیم، خوانساری، طباطبایی و امام خمینی (ره) قرار گرفت و نقش بسزایی در تربیت روشنفکران مسلمان و نسل جوان متعهد به اسلام در دوران قبل از انقلاب داشت.در مقاله زیر تاریخچه و فعالیت‌های این مرکز را اجمالاً مرور می‌نماییم.

انگیزه‌های قیام خونین 15 خرداد 1342 از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی

با صحبت‌هایی که تا کنون درباره 15 خرداد شده است، مسلماً مردم اطلاعات زیادی در این زمینه دارند. لذا، نکته‌ای می‌خواهم درباره آن تاکید و پافشاری کنم این است که می‌ترسم حادثه بزرگ و با عظمتی، مثل 15 خرداد که مهمترین حادثه ملت ایران پیش از انقلاب است، در طول تاریخ تحریف شود. و احتمال می‌دهم که دست‌هایی باشد که این حادثه را بخواهد تحریف کند. علت این نگرانی این است که اگر این حادثه تحریف شود، امکان ندارد که انقلاب ما تحریف نشود. از طرف دیگر اگر این واقعه بزرگ تاریخی تحریف شده، غلط معنا شود و تفسیرهای نادرستی از آن ارائه بشود، امکان دارد کل انقلاب ما را تحریف کند...

زمینه‌های سیاسی – اجتماعی اصلاحات ارضی ایران

حل مسائل زمین‌داری و تحویل مالکیت بزرگ مالکان در دوران قبل از نظام پهلوی، همواره مطرح بوده است. از سال 1320 به بعد، محمدرضا پهلوی تحت فشار افکار عمومی کوشید زمین‌های سلطنتی را تحت عنوان تقسیم املاک سلطنتی فروخته و آنها را به نقدینه تبدیل نماید. وی زیر فشار مخالفت‌های ملی، مجبور شد زمین‌های سلطنتی را که توسط پدرش غصب شده بود به دولت واگذار کند. محمدرضا پهلوی در یکی از نوشتارهای خود در زمینه تقسیم املاک سلطنتی چنین می‌نویسد: «در سال 1941 با واگذاری اراضی مزروعی خود به دولت، به اقدامی دست زدم که انتظار زیادی از آن داشتم. بی تردید این اقدام، انقلاب کوچکی را موجب می‌شد که ساختار جامعه روستایی را تغییر می‌داد. ولی چون دولت در آن زمان ترجیح می‌داد دست به ترکیب این جامعه نزند، ناچار این زمین‌ها را از دولت پس گرفتم و میان کشاورزان تقسیم کردم.»...

معرفی، نقد و بررسی تصویب‌نامه مطبوعاتی تیراژ (1341-1342)

از جمله اسنادی که در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران نگهداری می‌شود، نسخه‌ای از تصویب‌نامه هیات وزیران در 25 اسفند 1341 شمسی در ارتباط با مطبوعات است. در چنین روزی در اوج بحران سیاسی پیش آمده ناشی از اجرای لوایح شش‌گانه رژیم پهلوی، دولت وقت اقدام به صدور تصویب‌نامه‌ای کرد که بر اساس مفاد آن امتیاز کلیه جرایدی که در تهران منتشر شده و تیراژ آنها در مورد روزنامه‌ها کمتر از 5 هزار تا و در مورد مجلات کمتر از سه هزار تا بودند، لغو شد. این تصویب‌نامه در همان زمان به لایحه تغییر قانون مطبوعات و یا لایحه «الغاء امتیاز 76 روزنامه و مجله» مشهور شد. اهمیت تصویب‌نامه مورد بحث وپیامدهای ناشی از اجرای آن در وضعیت مطبوعات در آن زمان، ما را بر آن داشت تا بررسی مبسوطی پیرامون علل و عوامل صدور تصویب‌نامه مذکور و نیز پیامدهای آن داشته باشیم

قیمت کاپیتولاسیون

تصویب لایحه کاپیتولاسیون در ایران یکی از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی و پیدایش مقاومت سیاسی علیه شاه بود و شاید بتوان گفت همه چیز از آنجا شروع شد. حق قضاوت کنسولی اگرچه نوعی امتیاز سیاسی مرسوم بین دولت‌های ماقبل قرن بیستم بود، اما تصویب آن در سال 1343 توسط دولت و مجلس ایران خبر از یک واپسگرایی غیر قابل قبول داشت. در حالی که رضاشاه پس از به سلطنت رسیدن موضع نسبتاً محکمی در قبال کاپیتولاسیون گرفت. فرزندش برای گرفتن یک وام تسلیحاتی حاضر به احیاء کاپیتولاسیون گردید و در این راه از برکنار کردن نخست‌وزیران غیرفعال هم ابائی نداشت! رأی موافق مجلس با اکثریت نسبی انجام شد و رئیس و برخی از نمایندگان غیبت را بر حضور در آن مجلس ترجیح دادند و با بهانه‌های مختلف برای معالجه یا مسافرت! سعی کردند دامان خودشان را از ننگ امضا کردنن قرارداد مذکور مصون نگاه دارند.

سید‌محمد‌کاظم قریشی؛قربانی مخالفت با کاپیتولاسیون

سید‌محمد‌کاظم قریشی که از طرفداران سر‌سخت خمینی است در روز 5/11/43 مصادف با 21 ماه مبارک رمضان روی منبر بر خلاف مصالح کشور و اعتراض به قوانین مجلس شورای ملی (مصونیت مستشاران امریکایی) به ایراد سخن‌رانیهای تحریک آمیز مبادرت و مردم را به دعای به خمینی وادار نموده است.«سید‌محمد‌کاظم قریشی» متولد 1316 ش، اهل خمین و پدرش از علمای خمین و مادرش سیده بود. وی دروس مقدماتی دینی را نزد استادان محلی از جمله علی‌اکبر مسعودی خمینی فرا گرفت؛ آن گاه راهی قم شد...

قیام برای خدا

چون «صحیفه نور» را بگشاییم در نخستین برگهای آن پیامی آسمانی و آیه‌ای قرآنی تلألوء دارد، که چشم بینندگان را به خود می‌کشد: «قُل إنَّما أعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقوموا ِللّه‌ مثنی وفُرادی». ‌گمان بسیاری از خوانندگان این آیه را ضمن سخنرانیهای امام خمینی قدس‌سره مکرّر از زبان مبارکش شنیده‌اند، و از تکیه و تأکیدی که بر «قیام ِللّه‌» داشتند آگاهند. امّا آنچه بنده می‌خواهم بیان کنم توجه دادن به اندیشه و عقیده آن بزرگمرد است که مفهوم آیه و فرمان آن را از دوران جوانی در نظر گرفته و در دل پرورانده و خود را آماده قیام برای خدا و اصلاح امّت اسلامی می‌کرده، و از صمیم قلب نیوشنده پیامِ الهی و عمل کننده به فرمان قرآن بوده است، و در این اقدام پیرو اباعبداللّه‌ الحسین علیه‌السلام می‌باشد...


 

ملت ایران نباید 15 خرداد را از یاد ببرند و نباید هیچیک از این جنایاتی که از 15 خرداد به این طرف شده و جلوترش( به دست پدر این شاه شده‌است) نباید ملت اینها را از یاد ببرد، اینها باید سرلوحه قضایای آنها باشد. برای اینکه مبدأ تفکر باشد. باید سران قوم تفکر کنند در این امور.

صحیفه امام جلد 3 ص 412 سخنرانی در 10 خرداد 1357 به مناسبت فرا رسیدن سالگرد قیام 15 خرداد
 


                                                    
 


 
● برای مشاهده فصلنامه اینترنتی 15 خرداد 42 می توانید این پیوند را دنبال کنید
● بهار خونین 1342 مقدمه زمستان سبز 1357
● پنجاهمین سال قیام پانزده خرداد و سه قطعه شعر در رثای امام خمینی(ره)
 


 
 



قیام پانزده خرداد

قیام پانزده خرداد

قیام خونین پانزده خرداد

دیباچه

رفراندوم ساختگی

حمله به مدرسه فیضیه قم

محرم  1383 هجری قمری و مقدمات قیام خونین 15 خرداد 1342

تظاهرات دهم محرم 1383

بخشی از سخنان تاریخی امام خمینی« قدس سره»

دستگیری امام قدس سره و قیام خونین 15 خرداد

مقدمه

این كه، چه عواملی در پیروزی انقلاب اسلامی و واژگونی رژیم 2500 ساله ی شاهنشاهی، نقش اصلی و اساسی داشته اند از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

از سال 1341 كه نهضت مقدس امام خمینی قدس سره آغاز شد، تا سال 1357 كه این نهضت به ثمر رسید با ظهور انقلابی بی نظیر كه ثمره ی آن تحقق نظام جمهوری اسلامی بود، همواره تنی چند از عالمان مجاهد، با یاری مردم فقیر و زجر كشیده، خود را به آتش و خون زدند و با تحمل سختی های بسیار مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه دادند.

در طی این سال ها، ضمن نبردِ نابرابر ایمان و كفر، منادیان حق و حقیقت دینی، با الگو قرار دادن مبارزات صدر اسلام، و با جدّیت وصف ناپذیر، نهضت مقدس امام خمینی« قدس سره» را استمرار بخشیدند و روحیه ی سلطنت ستیزی را تقویت كردند و در هر مناسبتی با نام رهبر تبعیدی خود حركت انقلابی جمعیت های تظاهر كننده را پرشتاب و با توان ساختند.

قیام 15 خرداد نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزات ملت قهرمان ایران است، كه رهبری داهیانه ی امام خمینی« قدس سره» و یاری روحانیان انقلابی  در تداوم آن، طی یك دوره ی پانزده ساله، نقش اساسی داشته است. و در همه ی آن سال ها سال روز 15 خرداد هیچ گاه در سكوت و خاموشی سپری نشد؛ زیرا كه 15 خرداد برای امت قهرمان و شهید پرور ایران، از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده و خواهد بود.   

15 خرداد، روز قیام خونین مردم جان بركفی بود كه، به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند و علیه نظام ستمشاهی شوریدند. 15 خرداد روز آغاز نهضت مقدس اسلامی، روز عصیان علیه طاغوت و طاغوتیان و روزی بود كه ملت ایران زیر بیرق اسلام گرد آمد و برای مقابله با دشمنان اسلام و قرآن وارد صحنه شد و پشت رژیم ستمشاهی را به لرزه انداخت.

در سحرگاه 15 خرداد سال 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانه ی امام در قم یورش بردند و امام خمینی« قدس سره» را كه سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسه ی فیضیه، طی سخنان كوبنده ای پرده از جنایات شاه و اربابان امریكایی و اسراییلی او برداشته بود، دستگیر و دور از چشم مردم به زندانی در تهران منتقل كردند.

هنوز چند ساعتی نگذشته بود كه خیابانهای شهر قم زیر پای مردان و زنان مسلمان و انقلابی كه به قصد اعتراض از خانه هایشان بیرون آمده و به حمایت از رهبرشان فریاد برآورده بودند، به لرزه در آمد. همین صحنه، در همان روز در تهران و چند شهر دیگر نیز به وجود آمد و مردم ایران با قیام گسترده ی خود نشان دادند كه خواستار برقراری حكومت اسلامی و پایان دادن به رژیم ستمشاهی هستند. به همین جرم بود كه گلوله های شلیك شده از خشم و كینه ی حكومت شاه، قلب صدها مسلمان انقلابی به پا خاسته را در 15 خرداد 1342 نشانه رفت و آنان را به خاك و خون كشید. بدین ترتیب، تاریخ ایران اسلامی و تاریخ مبارزات امت اسلامی، در روز 15 خرداد 1342 ورق خورد و فصل جدیدی در كارنامه ی رویارویی مستضعفان با مستكبران گشوده شد.

رفراندوم ساختگی

روز 6 بهمن 1341 برای شش اصل پیشنهادی شاه رأی گیری شد. در مدت اخذ رأی دو صندوق وجود داشت. یكی برای آرای موافق و دیگری برای مخالف. در تهران در همان دقایق اول این خبر چون بمبی صدا كرد كه چند نفری كه رأی مخالف در صندوق ها ریخته اند، مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفته و به زندان انتقال یافته اند. مخالفان به جای دادن رأی مخالف، از شركت در رفراندوم خودداری كردند. در هر حال دولت اعلام كرد 000، 598، 5 نفر در رفراندوم شركت و رأی مثبت دادند. آرای مخالف فقط 4015 رأی اعلام شد.     

شاه در روز 8 بهمن به دنبال اعلام نتیجه رفراندوم، طی نطقی گفت:

«در آینده، كشور ایران را كشور آزاد مردان و آزاد زنان می سازیم. زن و مرد ایرانی با استفاده از شرایط جدید اجتماعی، دوشادوش یكدیگر برای ساختن ایران آباد خواهند كوشید. آنچه روی داد انقلابی بزرگ، قانونی و مقدس است كه شما بر آن صحه نهادید و ما به همت شما مملكتی خواهیم ساخت كه با پیشرفته ترین ممالك برابری كند.»

یكی از اصولی كه به رأی عمومی گذاشته شد، تجدید نظر در قانون انتخابات بود. هیأت وزیران بر اساس مصوبه ی تجدیدنظر در انتخابات، تصویب نامه ای صادر كرد و دولت به استناد این تصمیم خلاف قانون اساسی، برای زنان حق انتخاب كردن و انتخاب شدن را به رسمیت شناخت. با توجه به این كه این موضوع نه معنای آزادی زن در حق رأی دادن بود، بلكه ترویجِ بی بندوباری و حضور زنان در كانون های فحشا و منكرات بود و این مطلب را امام و علما به خوبی دریافتند، لذا برای حفظ كیان و كرامت انسانی زنان بزرگوار، جامعه ی روحانیت قم به زعامت آیت الله العظمی امام خمینی« قدس سره» این تصمیم دولت را بدون عكس العمل نگذاشت و واكنشی شدید نشان داد .

آیات عظام پس از نشست و گفتگو، مبادرت به صدور اعلامیه ای 6 صفحه ای مستند و مستدل نمودند و زیر آن را امضا كردند. امضا كنندگان عبارت بودند از: آیات عظام امام خمینی« قدس سره»، لنگرودی، زنجانی، علامه طباطبایی، موسوی یزدی، گلپایگانی، شریعتمدای، آملی، و مرتضی حائری.

در اعلامیه ی یاد شده با توجه به قانون اساسی و قوانین موضوعه كشور، اقدام دولت را در صدور تصویب نامه ی هیأت وزیران مبنی بر اصلاح قانون انتخابات، غیر قانونی اعلام و به دولت به شدت اعتراض شد.    

حمله به مدرسه ی فیضیه قم

امام خمینی« قدس سره» در مبارزات خود علیه استبداد، عملاً رهبری قیام را در دست گرفت و سایر علما به دنبال او قدم برداشتند. از جمله ی اقدامات ایشان اعلامیه ای خطاب به علما و روحانیان بود. متن اعلامیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام دامت بركاتهم اعظم الله تعالی اجوركم. چنان چه اطلاع دارید، دستگاه حاكمه می خواهد، با تمام كوشش به هدم احكام ضروریه ی اسلام، قیام و به دنبال آن مطالبی است كه اسلام را به خطر می اندازد و لذا این جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر(عج) جلوس می كنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند، تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند.

والسلام علیكم و رحمةالله بركاته.

روح الله الموسوی الخمینی

26 شوال1382

پس از صدور اعلامیه، علمای تهران و سایر شهرستان ها به تبعیت از، امام طیّ اعلامیه هایی عید را عزای ملی اعلام، و متذكر شدند، به جای دید و بازدید مجالس سوگواری تشكیل شود. از جمله آیت الله سید محمّد بهبهانی در این زمینه، اعلامیه ای انتشار داد.

یورش به مدرسه ی فیضیه قم كه، در بعداز ظهر روز دوم فروردین 1342 صورت گرفت از فجایع حكومت شاه می باشد. اعلامیه امام خمینی« قدس سره »درباره ی حمله به مدرسه فیضیه و تشریح جنایات آن موجب شد كه علمای شهرستان ها و اهل منبر به حركت سریعتری دست بزنند و گذشته از انتشار اعلامیه های متعدد و همدردی با علمای قم، چند روزی از رفتن به مساجد و منابر و اقامه ی نماز جماعت خودداری كردند.       

اعلامیه ی كوبنده و تكان دهنده ی امام خمینی كه، به مناسبت چهلمین روز فاجعه قم صادر شد، بار دیگر افكار عمومی را متوجه اقدامات شاه و دولت كرد.

محرم1383 هجری قمری و مقدمات قیام خونین 15 خرداد 1342

ماه محرم هر سال، یادآور قیام امام حسین بن علی «علیه السلام» است. امام حسین «علیه السلام» همواره مشعل فروزانی برای نهضت های اسلامی است و جامعه ی تشیّع در طی قرن ها، به یاد امام حسین« علیه السلام» می گرید و خون او را حیات بخش نهال آزادی و حق و عدالت می داند. مسلمان شیعه در هر كجای دنیا باشد، دهم محرم را به عنوان عاشورای امام حسین« علیه السلام» می شناسد و پیوندی معنوی و نامرئی با امام حسین« علیه السلام» او را به تفكر در قیام خون و شهادت می برد و بر حسب استعداد، نكاتی از پیامِ امام حسین« علیه السلام» را از فراز نسل ها می گیرد. چه بسیار انسان های والا كه با لحظاتی در یاد امام حسین «علیه السلام» همه عوامل ذلت و خواری را كنار گذاشته اند و در راه حق و پیوستن به مكتب او جان باخته اند. با حضور این نقطه ی درخشان، فرارسیدن محرم 1383قمری و پا بر جا بودن حوزه ی قم با وجود تلاشی كه دولت در تعطیل آن نمود، معنی بسیار داشت. معنی حضور امام حسین علیه السلام در مبارزه ای بزرگ. به همین جهت رژیم حاكم می بایست تدابیر لازم را كرده باشد تا، به هر ترتیب از محرم بگذرد. اعلامیه ی شهربانی كل كشور، عباراتی داشت كه نگرانی دولت را می رساند و از مردم مسلمان سوگواری مشروع می خواست، یعنی سوگواری كه توأم با دعای به تاج و تخت شاه باشد و زیانی به منافع امپریالیسم امریكا و انگلیس نرساند. اما رهبر بیدار نهضت، تمام قوا را مجهز كرد، تا محرم صورت واقعی خود را باز یابد و به همین لحاظ در پیامی كه امام خمینی« قدس سره» به وعاظ و گویندگان دینی و هیأت های مذهبی داد، فرمود:

«... دستگاه جبار ... درصدد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین و سران هیأت عزادار است كه از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را به خودسری واگذارند.

لازم است تذكر دهم كه، این التزامات علاوه بر آن كه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد، التزام گیرندگان، مجرم و قابل تعقیب هستند...    

... عجب است دستگاه، بی پروا ادعا دارد كه قاطبه ی ملت با اوست و از پشتیبانی اكثریت قاطع برخوردار است، با این وصف در تمام شهرستانها، قرا و قصبات به دست و پا افتاده و با ارعاب و تهدید ملت، خفقان ایجاد می كند. اگر این ادعا صحیح است، ملت را این چند روز به حال خود واگذارند تا، از پشتیبانی مردم متمتع شده، موافقت 6 میلیونی به همه ملل جهان ظاهر، والاّ اشاعه اكاذیب برای تشویق افكار عامه بر خلاف مصالح اسلام و مملكت، جرم و قابل تعقیب است... حضرات مبلغین ... از توهّم چند روز حبس و زجر نترسند، (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا و اَنْتُم الْاَعْلَونْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینْ). آقایان بدانند، كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بنی امیه نیست... خطر اسراییل و عمال آن را به مردم تذكر دهید... سكوت در این ایام تأیید دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است... از سخط خدای تعالی بهراسید. اگر به واسطه ی سكوت شماها به اسلام لطمه ای وارد آید، نزد خدای تعالی و ملت مسلمان مسؤول هستید... از اخافه و ارعاب سازمان ها و دستگاه شهربانی هراسی به خود راه ندهید...»

ملاحظه می شود، امام تكلیف خود را به چه ترتیب انجام می داد. و با دقت اوضاع را بررسی می كرد و نتایج به دست آمده را در اختیار مبارزان می گذاشت. همان طور كه در آن دهه ی محرم، وعاظ تنها لعن و نفرت و اظهار انزجار نسبت به یزیدِ دودمان اموی نداشتند، بلكه با نوحه سرایی و خواندن اشعار انقلابی برای كشتگان مدرسه فیضیه، به یاری امام حسین «علیه السلام» می شتابند، خطر اسراییل را برای امت مسلمان یادآور می شوند و تأكید روی خطری می كنند كه، از جانب رژیم های وابسته، بر اسلام وارد می شود و كمتر از خطر بنی امیه نیست.

تظاهرات دهم محرم 1383

مقدمات، حاكی از تظاهرات گسترده روز عاشورا بود. خطبا و وعاظ طی دهه ی محرم گفتنی ها را بیان كردند و روزنامه های دولتی هم به همراه رادیو سعی كردند، آرامش حفظ شود و كمتر مردم به آگاهی هایی دست یابند. از نظر این رسانه های گروهی، در كشور، خبری نبود. تمام تبلیغات در اطراف نتایج رفراندوم و انقلاب سفید شاه دور می زد و ثمرات آینده ی آن، یكی، بعد از دیگری شمرده می شد و به دهقان و كارگر و دیگر طبقات نوید و بشارت زندگی مرفهی را می داد و از دین و مذهب و روحانیت به عنوان ارتجاع و خطر ارتجاع و موانعی كه انقلاب سفید را تهدید می كند یاد می شد.

روز عاشورا ده ها هزار نفر از مردم كه در جریان دقیق مبارزه بودند، با در دست داشتن عكس های امام با شعارِخمینیخدانگهدار تو،ملت طرفدار تو، به خیابان های تهران ریختند. محل اجتماع، مسجد و مدرسه حاج ابوالفتح در نظر گرفته شده بود؛ اما این مدرسه از صبح زود در محاصره ی پلیس قرار گرفت ولی در اثر ازدحام جمعیت برای مراسم عزاداری و فریاد شعارهای ضد رژیم، كنترل از دست پلیس خارج، و مسجد و اطراف آن در اختیار مردم قرار گرفت و با شعار به راهپیمایی پرداختند. تظاهر كنندگان، پس از عبور از سه راه امین حضور و سرچشمه، به میدان بهارستان رسیدند و پس از نصب عكس امام، در این میدان به خیابان فردوسی رفتند و با نطق و خطابه، انقلاب سفید شاه را محكوم ساختند و، سپس به سوی دانشگاه تهران حركت و فریاد «خمینی بت شكن خدانگهدار تو» اوج گرفت.    

در بازگشت، وقتی جمعیت به مقابل كاخ مرمر رسید، فریادِ «مرگ بر این دیكتاتور» طنین انداز شد.»

در واقع هدف از تظاهرات در همین جمله خلاصه شده بود و سقوط شاه را طلب می كرد. راهپیمایی و تظاهرات آن روز در ساعت 3 بعدازظهر پس از بازگشت به بازار پایان گرفت و تظاهرات فردای آن روز از مسجد  شاه اعلام شد. شب یازدهم، هم تظاهراتی از جانب دانشجویان دانشگاه تهران در حمایت از رهبری نهضت با شعار خمینی پیروز است، صورت گرفت. این تظاهرات از مسجد هدایت خیابان استانبول تا میدان شاه ادامه یافت و جمعیت تظاهر كننده به عزاداران مدرسه حاج ابوالفتح پیوست.     

بخشی از سخنان تاریخی امام خمینی« قدس سره»

در 13 خرداد 1342 (دهم محرم 1383)

الان عصر عاشورا است... گاهی كه وقایع روز عاشورا را از نظر می گذرانم، این سئوال برایم پیش می آید كه، اگر بنی امیه و دستگاه یزید بن معاویه تنها با حسین «علیه السلام» سر جنگ داشند، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانی چه بود كه، در روز عاشورا نسبت به زنهای بی پناه و اطفال بی گناه مرتكب شدند؟ زنان و كودكان چه تقصیر داشتند؟ طفل شش ماهه ی« حسین علیه السلام» چه كرده بود؟ (گریه ی حضار) به نظر من آنها با اساس، كار داشتند. بنی امیه و حكومت یزید با خاندان پیامبر مخالف بودند. بنی هاشم را نمی خواستند و غرض آنها از بین بردن این شجره ی طیبه بود. همین سئوال این جا مطرح می شود كه، دستگاه جبار ایران با مراجع سرجنگ داشت، با علمای اسلام مخالف بود، به قرآن چكار داشتند؟ به مدرسه فیضیه چكار داشتند؟ به طلاب علوم دینیه چكار داشتند؟ به سید 18 ساله چكار داشتند؟ (گریه حضار) سید 18 ساله با شاه چه كرده بود؟ به دولت چه كرده بود؟ به دستگاه جبار ایران چه كرده بود؟ (گریه شدید حضار) به این نتیجه می رسی كه، اینها با اساس كار دارند؟ با اساس اسلام و روحانیت مخالفند. اینها نمی خواهند، این اساس موجود باشد. اینها نمی خواهند صغیر و كبیر ما موجود باشد. اسراییل نمی خواهد، در این مملكت قرآن باشد. اسراییل نمی خواهد، در این مملكت علمای اسلام باشند. اسراییل نمی خواهد، در این مملكت دانشمند باشد. اسراییل به دست عمال سیاه خود، مدرسه فیضیه را كوبید. ما را می كوبد. شما ملت را می كوبد. می خواهد اقتصاد شما را قبضه كند. می خواهد، تجارت و زراعت شما را از بین ببرد. می خواهد ، ثروتها را تصاحب كند. اسراییل می خواهد، به دست عمال خود آن چیزهایی را كه مانع هستند، آن چیزهایی را كه سد راه هستند، از سر راه بردارد. قرآن سد راه است، باید برداشته شود. روحانیت سد راه است، باید شكسته شود. مدرسه فیضیه و دیگر مراكز علم و دانش سد راه است، باید خراب شود. طلاب علوم دینیه ممكن است، بعدها سد راه بشوند، باید كشته شوند. از پشت بام پرت شوند. باید سر و دست آنها شكسته شود. برای این كه اسراییل به منافع خودش برسد. دولت ایران به تبعیت از اغراض و نقشه های اسراییل به ما اهانت كرده و می كند.   

امام« قدس سره» سپس به رفراندوم فرمایشی اشاره می فرمایند:

«شما اهالی محترم قم ملاحظه فرمودید، آن روز كه آن رفراندومی كه برخلاف مصالح ملت ایران بود، با زور سرنیزه اجرا شد، در كوچه ها و خیابان های قم، در مراكز روحانیت، در جوار فاطمه معصومه «علیها السلام» مشتی اراذل و اوباش را راه انداختند. در اتومبیل ها نشاندند و گفتند مفت خوری تمام شد، پلوخوری تمام شد. آیا این طلاب علوم دینیه كه شباب عمرشان را، موقع نشاطشان را، در این حجرات می گذرانند و ماهی 40 الی صد تومان بیشتر ندارند، مفت خورند!؟ ولی آنهایی كه، یك قلم درآمدشان، هزار میلیون تومان است، مفت خور نیستند؟ .. باید ملت قضاوت كند كه، مفت خور كیست؟ من به شما نصیحت می كنم، ای آقای شاه! من به تو نصیحت می كنم، دست از این اعمال و رویه بردار. من میل ندارم كه، اگر روزی ارباب ها بخواهند تو بروی، مردم شكرگزاری كنند. من نمی خواهم، تو مثل پدرت بشی. شما ملت ایران به یاد دارید، پیرمردها، چهل ساله ها، حتی سی ساله هایمان نیز یاد دارند كه، در جنگ دوم جهانی سه دولت اجنبی به ما حمله كردند. شوروی و انگلستان و امریكا به ایران ریخته، مملكت را قبضه كردند. اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در معرض هتك بود، لیكن خدا می داند كه مردم خوشحال بودند  كه پهلوی رفت. من نمی خواهم، تو این طور باشی. من میل ندارم، تو مثل پدرت شوی. نصیحت مرا بشنو، از روحانیت بشنو، از علمای اسلام بشنو، اینها صلاح ملت را می خواهند. از اسراییل نشنو. اسراییل به درد تو نمی خورد. بدبخت، بیچاره، چهل و پنج سال از عمرت می گذرد، یك كمی تأمّل كن. یك كمی تدبّر كن. یك قدری عواقب امر را ملاحظه كن. كمی عبرت بگیر. از پدرت عبرت بگیر. اگر راست می گویند كه، تو با اسلام و روحانیت مخالفی بد فكر می كنی. اگر دیكته می كنند و به دست تو می دهند، در اطراف آن فكر كن. چرا بی تأمل حرف می زنی؟ آیا روحانیت حیوان نجس است؟ آیا ما حیوان نجس هستیم؟ اگر اینها حیوان نجس هستند، چرا ملت ایران دست آنها را می بوسد؟ چرا به آبی كه آنها می آشامند، مردم خود را تبرك می كنند؟ آیا ما حیوان نجس هستیم؟ خدا كند كه مراد تو، از این جمله كه «اینها مثل حیوان  نجس هستند» علما و روحانیت نباشد، وگرنه تكلیف ما با شما مشكل می شود و تكلیف تو مشكل تر می شود. نمی توانی زندگی كنی. ملت نمی گذارند كه، تو با این وضع ادامه دهی. آیا روحانیت و اسلام ارتجاع سیاه است؟ لكن تو مرتجع سیاه، انقلاب سفید كردی؟ انقلاب سفید به پا كردی؟ چه انقلاب سفیدی كرده ای؟ چرا این قدر می خواهی مردم را اغفال كنی؟ چرا مردم را این قدر تهدید می كنی؟ امروز به من خبر دادند كه، عده ای از وعاظ و خطبای تهران را برده اند، سازمان امنیت و تهدید كرده اند كه، از سه موضوع حرف نزنند. 1- از شاه بدگویی نكنند. 2- به اسراییل حمله نكنند. 3- نگویند كه اسلام در خطر است و دیگر هر چه بگویند آزادند. تمام گرفتاریها و اختلافات ما در همین سه موضوع نهفته است. اگر از این سه موضوع بگذریم، دیگر اختلافی نداریم و باید دید كه اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا آن طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسراییل برای اسلام و مسلمین خطرناك است آیا خطرناك نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسراییل است كه سازمان امنیت می گوید: از شاه صحبت نكنید، از اسراییل نیز صحبت نكنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه، اسراییلی است؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه، یهودی است؟! آقای شاه! شاید اینها می خواهند، تو را یهودی معرفی كنند كه من بگویم كافری تا، از ایران بیرونت كنند و به تكلیف تو برسند؟! تو نمی دانی اگر یك روز صدایی در بیاید، ورق برگردد، هیچ كدام از اینها كه اكنون دور تو را گرفته اند، با تو رفیق نیستند. اینها رفیق دلارند. اینها دین ندارند. اینها وفا ندارند. دارند همه چیز را به گردن تو بیچاره می گذارند. آن مردك كه حالا اسم او را نمی برم، آن گاه كه دستور دادم، گوش او را ببرند، نام او را می برم (احساسات شدید مردم) آمد به مدرسه فیضیه و سوت كشید، كماندوها اطراف او مجتمع شدند. فرمان حمله داد. بریزید، بكوبید، تمام حجرات را غارت كنید، همه چیز را از بین ببرید. وقتی كه، از او می پرسی، چرا این جنایات را كردید، می گویند شاه گفته است. فرمان ملوكانه است كه مدرسه فیضیه را خراب كنیم. اینها را بكشیم، نابود كنیم.      

مطالب خیلی زیاد است. بیشتر از آن است كه شما تصور می كنید. حقایقی در كار است، مملكت ما، اسلام ما، در معرض خطر است. آن چیزی كه در شرف تكوین است، سخت ما را نگران و متأسف ساخته است. از وضع ایران، از وضع این مملكت خراب، از وضع این هیأت دولت و از وضع این سردمداران حكومت نگران و متأسف هستیم و از خداوند بزرگ اصلاح امور را خواهانیم.

این سخنرانی ساده كه عبارات و كلمات آن برای همه قابل درك و فهم بود، با خطاب مستقیم به شاه او را شكست و خرد كرد و رسالتی تاریخی را به انجام رساند.

امام رسماً و علناً با شدیدترین حملات رو در روی شاه قرار گرفت. مبارزه ابعاد وسیعی یافت و نیروی انقلابی متكی به اسلام بدون تمایل به بیگانه، عینیت پیدا كرد. ترس و وحشتی كه همواره در بین توده مردم از شاه و دولت و دستگاه امنیتی وجود داشت، تا حد بسیاری از بین رفت. شاه بت بزرگی بود كه، در برابرش جز خضوع و خشوع معنی نداشت. در كلمات خطابی روح الله، شاه از آن مقام خیالی و تصوری پایین كشیده شد و به دل ها شجاعت داد كه قهرمانانه بپاخیزند  به وظایف اسلامی خود عمل كنند و فتوای تقیه حرام است را جداً به اجرا در آورند.

امام خمینی« قدس سره» با ایراد این سخنان، پاسخ نطق شاه را در 4 بهمن 1341 كه در صحن مطهر قم ایراد كرد، به صورت دندان شكن و محكم داد. این سخنان بلافاصله به تهران گزارش شد. ساواك مأموریت یافت كه امام را توقیف كند. ساعت 3 بامداد روز 15 خرداد مأموران امنیتی به منزل امام هجوم بردند و ایشان را دستگیر كردند، و به تهران آوردند.

خبر دستگیری امام به سرعت در قم و سپس در تهران و سایر شهرها انتشار یافت. مردم قم به خیابان ها ریختند و، به راهپیمایی اعتراض آمیز پرداختند.

پلیس برای پراكنده ساختن مردم ابتدا به تیراندازی هوایی پرداخت، و مردم با پلیس درگیر شدند و در همان دقایق نخست، معاون شهربانی را به قتل رساندند؛ یك كامیون نظامی را آتش زدند. تیراندازی به طرف مردم شروع شد، و عده ای از مردم كشته شدند. سرانجام با وارد شدن ارتش و مستقر كردن تانك ها و به پرواز درآوردن هواپیماها و شكستن دیوار صوتی، برای ارعاب مردم و فرارسیدن تاریكی هوا به طور موقت قضیه فیصله داده شد.

دستگیری امام قدس سره و قیام خونین 15 خرداد

هم زمان با دستگیری رهبر نهضت اسلامی و بسیاری از علما و وعاظ و شخصیت های ذی نفوذ در قم، تهران و شهرستان ها، زمینه ی یك سركوب وحشیانه و خونین توسط ایادی دژخیم فراهم شد.

اجتماعات و تظاهرات مردمی زنان و مردان در اعتراض به بازداشت امام در قم، تهران و برخی دیگر از شهرستان ها، با هجوم نیروهای مسلح، به خاك و خون كشیده شد. دانشگاه تهران با تانك و مسلسل و افراد مسلح به محاصره درآمد.

سیل خروشان كشاورزان غیور و كفن پوش ورامین، دهقانان كَن˚ و مردم جمارانبه سوی تهران سرازیر شدند؛ و انبوه جمعیت، اعم از بازاریان، بارفروشان، دانشگاهیان، و اقشار مختلف مردم، با غریو رعد آسای «یا مرگ یا خمینی»و «مرگ بر شاه» تهران را به لرزه درآورند.       

شاه در برابر قیام قهرآلود ملت، با رگبار مسلسل به جنگ ملت آمد؛ و توسط نیروهای تحت فرمان خود، تظاهركنندگان را با وضع فجیعی كه قلم از توصیف آن عاجز است، قتل عام كرد و تهران را در 15 خرداد 1342 به حمام خون تبدیل ساخت.

هم زمان با قتل عام مردم مبارز در تهران، كشتارهای فجیعی در قم، شیراز، مشهد، تبریز و دیگر شهرستانها، توسط دژخیمان رژیم به وقوع پیوست و برای ادامه ی سیاست سركوب با وجود سانسور شدید، خبرهای مربوط به دستگیری رهبر نهضت اسلامی ایران و قیام 15 خرداد و كشتارهای قم، تهران، مشهد و سایر شهرستانها، در مدت كوتاهی در سراسر كشور پخش شد و موجی از خشم و نفرت علیه شاه  به راه افتاد. خبرگزاریها نیز بازتاب گسترده ی قیام مردم را، در حمایت از رهبر نهضت و واكنش شخصیت های سیاسی، علمی و مذهبی اعتراض به دستگیری امام و كشتار مردم بی گناه به سراسر جهان مخابره كردند، كه یكی از آنها اعلامیه ی اعتراض آمیزِ شیخ محمد شلتوت، مفتی و رئیس دانشگاه الأزهر مصر بود، كه شش روز بعد از دستگیری امام و فاجعه ی خونین 15 خرداد صادر شد؛ در این اعلامیه دستگیری علما و اهانت به ساحت مقدس آنان، به عنوان داغ ننگی بر پیشانی بشریت معرفی گردید؛ وی طی تلگرافی خطاب به شاه خواست از تجاوز به حریم روحانیت و علمای اسلام كه پاسداران قوانین الهی هستند، خودداری كند و علمای بازداشت شده را هر چه زودتر آزاد سازد.  

حوزه های علمیه ی نجف اشرف، كربلا و كاظمین نیز به محض دریافت خبر بازداشت امام و كشتار 15 خرداد به پا خاستند و با تشكیل اجتماعات و طی تلگراف هایی به سلاطین و رؤسای جمهوری كشورهای اسلامی و سازمان های بین المللی، حمایت خود را از امام ، و تنفر خویش را نسبت به اعمال وحشیانه ی رژیم و جمعی از علما در تهران و شهرستانها، هر كدام به گونه ای حمایت خود را ابراز كردند و خواستار آزادی حضرت امام شدند.

اعتصاب سراسری تهران، در 21 خرداد به مناسبت هفتم فاجعه ی خونین فیضیه ضربه ای بود كه رژیم را درمانده تر كرد؛ مهاجرت مراجع قم و مشهد، علمای سرشناس شهرستان ها به تهران موجب شد كه رژیم تن به سیاست آرام سازی و تشنج زدایی دهد و با آزاد نمودن امام« قدس سره»، خشم ها را فرونشاند.

11 مرداد ماه 1342 امام را نمایشی آزاد و در مدت كوتاهی این آزادی تبدیل به حصر گردید؛ رژیم از ترس سیل خروشان جمیعت كه برای دیدار امام می شتافتند، نخست وی را از زندان پادگان عشرت آباد به داودیه و از آنجا به قیطریه انتقال داد؛ بدین ترتیب امام قدس سره در یك منزل شخصی كه افتخاراً در اختیار ایشان گذاشته شده بود، تحت نظر و مراقبت شدید مأموران قرار گرفت. گرچه مردم با اطلاع از وضع امام آرامش خاطری یافتند، اما اقامت مراجع قم و مشهد و علمای شهرستان ها در تهران تا مدتی ادامه یافت.     

سرانجام، رژیم، هر كدام از آنان را به گونه ای مجبور به مراجعت كرد. علی رغم این شرایط، فریبكاری رژیم، مانع از تداوم نهضت و ضربات ناشی از آن نگردید.

یكی از آثار ادامه ی حصر امام، تشكیل گروه های زیرزمین در قم، تهران و شهرستان ها بود كه، گاه با نام های جبهه ی مسلمانان آزاد، جمعیت های مؤتلفه ی اسلامی، مجمع روحانیون مجاهد و گاه بدون نام، مانند تشكیلات سری اصفهان، شیراز، قزوین، گاه نیز به صورت نشریه های انقلابی مانند، بعثت و فریاد خودنمایی می كرد.

از تعداد شهدای 15 خرداد آمار صحیحی در دست نیست. اما تعداد آنها را رقمی بین 5 تا 15 هزار نفر، تخمین زده اند. در تهران و قم و سایر شهرها دولت به دستگیری و محاكمه ی روحانیان و مردم ادامه داد. زندان ها از اقشار گوناگون مردم، پر شد و عده ای نیز محاكمه و اعدام شدند.

جریان 15 خرداد ظاهراً به نفع شاه تمام شد و امام تبعید و تاریكی خفقان حاكم شد؛ اما در واقع 15 سال بعد شاه را از این مملكت بیرون كرد و با رفتن او بار دیگر، خورشید پر تشعشع اسلام طلوع كرد و مملكت را از ظلم و ستم رهانید.

یاد و خاطره شهدای 15 خرداد برای همه ی تاریخ گرامی باد.

محض یار

‏سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی‏‏‏‏(ره)، رهبر دل‏های عاشق بر شما تسلیت باد.

 


سالروزشهادت هفتمین اخترتابناک امامت و ولایت برمسلمانان جهان تسلیت باد

یا موسي بن جعفر
او امامي بزرگ قدر ، عظيم الشأن ، بسيار متهجّد ، اهل جديت در كوشش ، كسي كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور ، و به طاعت مواظب بود . شبها را در حال سجود و قيام سپري مي كرد و روزها را با صدقه وروزه مي گذرانيد وبه خاطر شدت حلم و گذشتي كه نسبت به جسارت كنندگان به خود داشت ، كاظم خوانده مي شد .
بسم الله الرحمن الرحيم
25 رجب سال روز شهادت امام هفتم حضرت موسي بن جعفر الكاظم عليه السلام است . شيعه و سني مناقب و فضائل آن حضرت را نقل كرده اند . از آن جمله إبن طلحه ، عالم بزرگ سني مي گويد :

« هو؛ الامام ، الكبير القدر العظيم الشأن ، الكثير التهجّد ، الجادّة في الإجتهاد، المشهود له بالكرامات ، المشهور بالعبادة ، المواظب علي الطاعات ، يبيّت الليل ساجدا و قائما و يقطع النهار متصدقاً و صائماً ولفرط علمه و تجاوزه عن المعتدين عليه دُعي كاظما ، كان يجازي المسيء بإحسانه إليه ، ويقابل الجاني عليه بعفوه عنه ، و لكثرة عباداته كان يسمي بالعبد الصالح ، ويُعرف بالعراق بباب الحوائج إلي الله ، لنجح المتوسلين إلي الله تعالي به ، كراماته تحار منها العقول .... »

« او امامي بزرگ قدر ، عظيم الشأن ، بسيار متهجّد ، اهل جديت در كوشش ، كسي كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور ، و به طاعت مواظب بود . شبها را در حال سجود و قيام سپري مي كرد و روزها را با صدقه وروزه مي گذرانيد وبه خاطر شدت حلم و گذشتي كه نسبت به جسارت كنندگان به خود داشت ، كاظم خوانده مي شد . كسي را كه به او بدي مي كردبا نيكي و احسان پاداش مي داد . با جنايت كننده نسبت به خويش ، با عفو وبخشش مقابله مي كرد . و به خاطر كثرت عباداتش عبد صالح نام گرفت ، و در عراق به باب الحوائج إلي الله مشهور است . چرا كه كساني كه بوسيله او به خداي توانا متوسل مي شوند ، از توسل خويش نتيجه مي گيرند . كراماتش عقلها را حيران مي كند .. . » .

و نيز إبن حجر ، دانشمند بسيار متعصب سني درباره ايشان چنين مي گويد :
« و كان معروفاً عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله و كان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم »

« او نزد اهل عراق به باب قضاء حوائج ،نزد خداوند معروف بود و عابدترين مردم زمانش و داناترين و سخاوت مندترين آنان بود .»

كراماتي كه از آن حضرت نقل شده بسيار زياد است . از آن جمله در حديث صحيحي ، حمادبن عيسي مي گويد :

« بر حضرت موسي بن جعفر بر شهر بصره وارد شدم ، پس به ايشان عرض كردم : دعا كنيد خداي تعالي يك خانه ، يك همسر ، فرزند وخادم روزيم كند و پنجاه حج نصيبم كند . حماد مي گويد به محض اينكه پنجاه حج را شرط كردم ، دانستم كه من بيش از پنجاه حج انجام نخواهم داد سپس حماد گفت : تابحال چهل و هشت حج به جا آوردم و اين خانه من است كه روزيم شده ، و اين همسر من است كه در پشت پرده كلامم را مي شنود و اين خادم من و اين پسر من است و همه اينها نصيبم شد. پس از اين سخن حماد دو حج ديگر انجام داد و پنجاه حج او تكميل شد سپس به قصد پنجاه ويكم حركت كرد ، و همراه اوابوالعباس نوفري بود ، زماني كه مي خواستند احرام ببندند و حماد قصد غسل داشت ، سيلي آمد و او غرق شد و از دنيا رفت . رحمة الله عليه »
همچنيني در حديث صحيح ديگري چنين آمده است :
« آن حضرت در سرزمين مني به زني عبور كردند كه مي گريست و فرزندان او در اطراف او گريه مي كردندو گاوي كه دارايي اين زن بود ، مرده بود ، پس آن حضرت به طرف آن زن رفتند و فرمودند : اي كنيز خدا ،چرا مي گريي ؟ آن زن پاسخ داد اي بنده خدا من فرزندان يتيمي دارم و گاو ماده اي داشتم كه گذران زندگي خود و كودكانم از آن بود ، هم اكنون مرده است و من و فرزندانم راه چاره اي نداريم ، حضرت فرمودند :آيا مي خواهي برايت زنده اش كنم ، پس به دل آن زن افتاد كه بگويد آري اي بنده خدا ، پس آن حضرت به كناري رفتند و دو ركعت نمازي خواندند سپس دست خود را كمي بالا آوردند و لبان مبارك را كمي تكان دادند ، سپس برخاستند و گاو را صدا زدند وباعصا يا پاي مبارك ضربه اي به او نواختند، پس حيوان بر روي زمين ايستاد . آن زن تا چنين صحنه اي را ديد فرياد زد و گفت : قسم به پروردگاركعبه كه اين عيسي بن مريم است . امام عليه السلام به ميان مردم رفتند و بين آنان قرار گرفتند و عبور كردند . »

ايشان در زندان هارون الرشيد و با زهري كه به ايشان دادند ، غريبانه ومظلومانه به شهادت رسيدند . قبر مطهر آن حضرت در كاظمين و در كنار قبر مطهر حضرت جواد عليه السلام قرار دارد.
در پايان جهت تيمّن و تبرّك چند حديث از ايشان نقل مي كنيم ؛

1. «ياهشام ، إنّ العاقل نظر إلي الدنيا وإلي أهلها فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، و نظر إلي الآخرة ، فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، فطلب بالمشقة أبقاهما . »
2. « السخي قريب من الله ، قريب من الجنة ، قريب من الناس »
3. « إنّ خواتين أعمالكم قضاء حوائج إخوانكم و إحساناً عليهم ما قدره و الا لم يقبل منكم عملا هنو علي إخوانكم و رحموهم تلقو بنا »
4. « جهاد الإمرأة ، حسن التبعّل »
5. « ما من شيء تراه عينيك إلا فيه موعظة »

اعمال ایّام البیض

اعمال ایّام البیض

(13، 14، 15 رجب)

دعا و نیایش

به روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه ایام البیض گویند که برایش اعمالی روایت شده است:

 

شب سیزدهم

مستحب است در هر یك از ماه رجب و شعبان و رمضان، در شب سیزدهم دو ركعت نماز اقامه شود که در هر ركعت حمد یك مرتبه و یس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحید خوانده شود و در شب چهاردهم چهار ركعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان كیفیّت و در شب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همان كیفیّت . از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه هر كس این اعمال را انجام دهد همه فضایل این سه ماه را دریابد و همه گناهانش غیر از شرك آمرزیده شود.

 

روز سیزدهم

اول روز از ایام البیض است و ثواب بسیارى براى روزه این روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى قصد انجام  اعمال اُمّ داوُد را دارد باید این روز را روزه بگیرد و در این روز بنا بر قول مشهور بعد از سى سال از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیرالمؤ منین علی علیه السلام در میان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است .

 

اعمال شب نیمه ماه رجب

شب نیمه ماه رجب، شب شریفى است و در آن انجام چند عمل ذکر شده است:

1- غسل

2- احیاء آن شب به عبادت.

3- زیارت امام حسین علیه السلام . (اگر از نزدیک میسر نشد از دور زیارت شود )

4- شش ركعت نماز كه در شب سیزدهم ذكر شد.

5- اقامه سى ركعت نماز که در هر ركعت حمد و ده مرتبه سوره توحید قرائت شود. این نماز را سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم صَلَّى اللهِ علیه و آله نقل كرده است که فضیلت بسیار دارد.

6- دوازده ركعت نماز که هر دو ركعت به یك سلام ختم می‌شود که در هر ركعت هر یك از سوره‌های حمد، توحید، فلق، ناس، آیة الكرسى و قَدْر چهار مرتبه قرائت شود. و بعد از سلام چهار مرتبه گفته شود:

"اَللهُ اَللهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئا وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِه وَلِیّا". و پس از اتمام نماز، اقامه کننده آن، هر حاجتی که دارد را از خداوند متعال درخواست کند. این نماز را سیّد بن طاووس از امام صادق علیه السلام روایت كرده است.

ولكن شیخ در مصباح ذکر کرده که داود بن سرحان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده كه ایشان فرمود:

در شب نیمه رجب دوازده ركعت نماز اقامه کنید که در هر ركعت حمد و سوره یکبار تلاوت شود و پس از اتمام نماز، سوره‌های حمد و معوذتین و سوره اخلاص و آیة الكرسى را چهار مرتبه تلاوت می‌کنید و سپس  ذکر «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَكْبَرُ » چهار مرتبه گفته شود . پس از آن ذکر «اَللهُ اَللهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئا وَ ما شاَّءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» گفته شود.

اتجام این عمل برای شب بیست و هفتم رجب نیز توصیه شده است .

دعا و نیایش

اعمال روز نیمه رجب

این روز، روز مباركى است و برای آن روز انجام چند عمل توصیه شده است:

1- غسل .

2- زیارت حضرت امام حسین علیه السلام . از ابن ابى بصیر نقل شده است كه گفت از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم كه در چه ماهی امام حسین علیه السلام را زیارت كنیم؟

حضرت فرمودند: در نیمه رجب و نیمه شعبان.

3- اقامه نماز سلمان به نحوی كه در روز اوّل گذشت

4- اقامه چهار ركعت نماز که دو تا دو رکعتی خوانده شود. 

و بعد از سلام دست خود را بلند كند و بگوید:

«اَللّهُمَّ یا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ ؛ وَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ اَنْتَ كَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ؛ وَ اَنْتَ بارِئُ خَلْقى رَحْمَةً بى وَ قَدْ كُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً وَ لَوْ لا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكینَ وَ اَنْتَ مُؤَیِّدى بِالنَّصْرِ عَلى اَعْداَّئى وَ لَوْ لا نَصْرُكَ

اِیّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ یا مُرْسِلَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَعادِنِها  وَ مُنْشِئَ الْبَرَكَةِ مِنْ مَواضِعِها یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَالرِّفْعَةِ فَاَوْلِیاَّؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ وَ یا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نیرَ الْمَذَلَّةِ عَلى اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خاَّئِفُونَ اَسئَلُكَ بِكَیْنُونِیَّتِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ كِبْرِیاَّئِكَ وَ اَسئَلُكَ بِكِبْرِیاَّئِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ عِزَّتِكَ وَ اَسئَلُكَ بِعِزَّتِكَ الَّتِى اسْتَوَیْتَ بِها عَلى عَرْشِكَ فَخَلَقْتَ بِها جَمیعَ خَلْقِكَ فَهُمْ لَكَ مُذْعِنُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ .

روایت شده است كه هر کسی که غمى دارد اگر این دعا را بخواند خداوند او را از اندوه و غم آسایش بخشد .

باران رحمت الهی

عمل امّ داود

5- عمل امّ داود كه عمده اعمال این روز است و براى برآمدن حاجات و برطرف شدن غصه‌ها و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است و كیفیت آن بنا بر آنچه در مصباح شیخ است آنست كه وقتی که فردی بخواهد این عمل را بجا آورد، روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. و در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل كند و وقت  زوال ظهر، نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتی كه ركوع و سجودشان را نیكو انجام دهد و در مکانی خلوت قرار بگیرد كه چیزى او را مشغول نسازد و کسی با او سخن ننماید. وقتی نماز به اتمام رسید رو به قبله بنشیند كند و صد مرتبه سوره حمد، صد مرتبه سوره اخلاص، و ده مرتبه آیة الكرسى را قرائت کند. سپس سوره‌های انعام، بنى‌اسرائیل، كهف، لقمان، یس، صافّات، حَّم سجده، حَّمعَّسَّق، حَّم دخان، فتح، واقعه، مُلْك، نَّ وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و تا آخر قرآن را قرائت کند و پس از اتمام در حالی که رو به قبله است دعای ذیل را نجوا کند. 

صَدَقَ اللهُ الْعَظیمُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَلیمُ الْكَریمُ الَّذى لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ الْبَصیرُ الْخَبیرُ شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَالْمَلاَّئِكَةُ وَ اُولوُا الْعِلْمِ قاَّئِماً بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ . وَ بَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكِرامُ وَ اَنَا عَلى ذلِكَ مِنَ الشّاهِدین.

َ اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْعِزُّ وَ لَكَ الْفَخْرُ وَ لَكَ الْقَهْرُ وَ لَكَ النِّعْمَةُ وَ لَكَ الْعَظَمَةُ وَ لَكَ الرَّحْمَةُ وَ لَكَ الْمَهابَةُ وَ لَكَ السُّلْطانُ وَ لَكَ الْبَهاَّءُ وَ لَكَ الاِْمْتِنانُ وَ لَكَ التَّسْبیحُ وَ لَكَ التَّقْدیسُ وَ لَكَ التَّهْلیلُ وَ لَكَ التَّكْبیرُ وَ لَكَ ما یُرى وَ لَكَ مالا یُرى وَ لَكَ ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلى وَ لَكَ ما تَحْتَ الثَّرى وَ لَكَ الاْرَضُونَ السُّفْلى وَ لَكَ الاْخِرَةُ

وَالاُْولى وَ لَكَ ما تَرْضى بِهِ مِنَ الثَّناَّءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّكرِ وَالنَّعْماَّءِ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَبْرَئیلَ اَمینِكَ عَلى وَحْیِكَ وَالْقَوِىِّ عَلى اَمْرِكَ وَالْمُطاعِ فى سَمواتِكَ وَ مَحالِّ كَراماتِكَ الْمُتَحَمِّلِ لِكَلِماتِكَ النّاصِرِ لاَِنْبِیاَّئِكَ الْمُدَمِّرِ لاِعْداَّئِكَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى میكائیلَ مَلَكِ رَحْمَتِكَ وَالْمَخْلُوقِ لِرَاءْفَتِكَ وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعینِ لاِهْلِ طاعَتِكَ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اِسْرافیلَ حامِلِ عَرْشِكَ وَ صاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِر لاِمْرِكَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خیفَتِكَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطّاهِرینَ وَ عَلىَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ الطَّیِّبینَ وَ عَلى مَلاَّئِكَتِكَ الْكِرامِ الْكاتِبینَ وَ عَلى مَلاَّئِكَةِ الْجِن انِ وَ خَزَنَةِ النّیرانِ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَالاْعْوانِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَبینا آدَمَ

بَدیعِ فِطْرَتِكَ الَّذى كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَبَحْتَهُ جَنَّتَكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اُمِّنا حَوّاَّءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفّاتِ مِنَ الدَّنَسِ الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الاِْنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَیْنَ مَحالِّ الْقُدُْسِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى هابیلَ وَ شَیْثٍ وَ اِدْریسَ وَ نُوحٍ وَ هُودٍ وَ صالِحٍ وَ اِبْراهیمَ وَ اِسْماعیلَ وَ اِسْحقَ وَ یَعْقُوبَ وَ یُوسُفَ وَالاْسْباطِ وَ لُوطٍ وَ شُعَیْبٍ وَ اَیُّوبَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ یُوشَعَ وَ میشا وَالْخِضْرِ وَ ذِى الْقَرْنَیْنِ وَ یُونُسَ وَ اِلْیاسَ وَالْیَسَعَ وَ ذِى الْكِفْلِ وَ طالُوتَ وَ داوُدَ و َسُلَیْمانَ وَ زَكَرِیّا وَ شَعْیا وَ یَحْیى وَ تُورَخَ وَ مَتّى وَ اِرْمِیا وَ حَیْقُوقَ وَ دانِیالَ وَ عُزَیْرٍ وَ عیسى وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجیسَ وَالْحَوارِیّینَ وَالاْتْباعِ وَ خالِدٍ وَ حَنْظَلَةَ وَ لُقْمانَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ وَ رَحِمْتَ وَ بارَكْتَ عَلى اِبْرهیمَ وَ آلِ اِبْرهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الاْوْصِیاَّءِ وَالسُّعَداَّءِ وَالشُّهَداَّءِ وَ اَئِمَّةِ الْهُدى اَللّهُمَّ صَلّ عَلَى الاْبْدالِ وَالاْوْتادِ وَالسُّیّاحِ وَالْعُبّادِ وَالْمُخْلِصینَ وَالزُّهّادِ وَ اَهْلِ الجِدِّ وَالاِْجْتِهادِ وَاخْصُصْ مُحَمَّداً وَ اَهْلَ بَیْتِهِ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ اَجْزَلِ كَراماتِكَ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّى تَحِیَّةً وَ سَلاماً وَزِدْهُ فَضْلاً وَ شَرَفاً وَ كَرَماً حَتّى تُبَلِّغَهُ اَعْلى دَرَجاتِ اَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَ وَالاْفاضِلِ الْمُقَرَّبینَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مَنْ سَمَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ اُسَمِّ مِنْ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَنْبِی اَّئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ وَ اَوْصِلْ صَلَواتى اِلَیْهِمْ وَ اِلى اَرْواحِهِمْ وَاجْعَلْهُمْ اِخْوانى فیكَ وَ اَعْوانى عَلى دُعاَّئِكَ . اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلَیْكَ وَ بِكَرَمِكَ اِلى كَرَمِكَ و َبِجُودِكَ اِلى جُودِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ اِلى رَحْمَتِكَ وَ بِاَهْلِ طاعَتِكَ اِلَیْكَ وَ اَسئَلُكَ الّلهُمَّ بِكُلِّ ما سَئَلَكَ بِهِ اَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ مَسْئَلَةٍ شَریفَةٍ غَیْرِ مَرْدُودَةٍ وَ بِما دَعَوْكَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجابَةٍ غَیْرِ مُخَیَّبَةٍ یااَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا حَلیمُ یا كَریمُ یا عَظیمُ یا جَلیلُ یا مُنیلُ یا جَمیلُ یا كَفیلُ یا وَكیلُ یا مُقیلُ یا مُجیرُ یا خَبیرُ یا مُنیرُ یا مُبیرُ یا مَنیعُ یا مُدیلُ یا مُحیلُ یا كَبیرُ یا قَدیرُ یا بَصیرُ یا شَكُورُ یا بَرُّ یا طُهْرُ یا طاهِرُ یا قاهِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا ساتِرُ یا مُحیطُ یا مُقْتَدِرُ یا حَفیظُ یا مُتَجَبِّرُ یا قَریبُ یا وَدُودُ یا حَمیدُ یا مَجیدُ یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ یا شَهیدُ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا قابِضُ یا باسِطُ یا هادى یا مُرْسِلُ یا مُرْشِدُ یا مُسَدِّدُ یا مُعْطى یا مانِعُ یا دافِعُ یا رافِعُ یا باقى یا واقى یا خَلاّقُ یا وَهّابُ یا تَوّابُ یا فَتّاحُ یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ یا مَنْ بِیَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ یا نَفّاعُ یا رَؤُفُ یا عَطُوفُ یا كافى یا شافى یا مُعافى یا مُكافى یا وَفِىُّ یا مُهَیْمِنُ یا عَزیزُ یا

جَبّارُ یا مُتَكَبِّرُ یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا نُورُ یا مُدَبِّرُ یا فَرْدُ یا وِتْرُ یا قُدُّوسُ یا ناصِرُ یا مُونِسُ یا باعِثُ یا وارِثُ یا عالِمُ یا حاكِمُ یا بادى یا مُتَعالى یا مُصَوِّرُ یا مُسَلِّمُ یا مُتَحَبِّبُ یا قاَّئِمُ یا داَّئِمُ یا عَلیمُ یا حَكیمُ یا جَوادُ یا بارِىءُ یا باَّرُّ یا ساَّرُّ یا عَدْلُ یا فاصِلُ یا دَیّانُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا سَمیعُ یا بَدیعُ یا خَفیرُ یا مُعینُ یا ناشِرُ یا غافِرُ یا قَدیمُ یا مُسَهِّلُ یا مُیَسِّرُ یا مُمیتُ یا مُحْیى یا نافِعُ یا رازِقُ یا مُقْتَدِرُ یا مُسَبِّبُ یا مُغیثُ یا مُغْنى یا مُقْنى یا

خالِقُ یا راصِدُ یا واحِدُ یا حاضِرُ یا جابِرُ یا حافِظُ یا شَدیدُ یا غِیاثُ یا عاَّئِدُ یا قابِضُ یا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلى فَكانَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى یا مَنْ قَرُبَ فَدَنا وَ بَعُدَ فَنَاى وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ اَخْفى یا مَنْ اِلَیْهِ التَّدْبیرُ وَ لَهُ الْمَقادیرُ وَ یا مَنِ الْعَسیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسیرٌ یا مَنْ هُوَ عَلى ما یَشاَّءُ قَدیرٌ یا مُرْسِلَ الرِّیاحِ یا فالِقَ الاِْصْباحِ یا باعِثَ الاْرْواحِ یا

ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ یا راَّدَّ ما قَدْ فاتَ یا ناشِرَ الاْمْواتِ یا جامِعَ الشَّتاتِ یا رازِقَ مَنْ یَشاَّءُ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ یا فاعِلَ ما یَشاَّءُ كَیْفَ یَشاَّءُ وَ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ یا حَىُّ یا مُحْیِىَ الْمَوْتى یا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بَدیعُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ یا اِلهى وَ سَیِّدى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّیْتَ وَ بارَكْتَ وَ رَحِمْتَ عَلى اِبْرهیمَ وَ آلِ اِبْرهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ وَارْحَمْ ذُلىّ وَ فاقَتى وَ فَقْرى وَانْفِرادى وَ وَحْدَتى وَ خُضُوعى بَیْنَ یَدَیْكَ وَاعْتِمادى عَلَیْكَ وَ تَضَرُّعى اِلَیْكَ اَدْعُوكَ دُعاَّءَ الْخاضِعِ

دعا و نیایش

الذَّلیلِ الْخاشِعِ الْخاَّئِفِ الْمُشْفِقِ الْباَّئِسِ الْمَهینِ الْحَقیرِ الْجائِعِ الْفَقیرِ الْعاَّئِذِ الْمُسْتَجیرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكینِ لِرَبِّهِ دُعاَّءَ مَنْ اَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ وَ رَفَضَتْهُ اَحِبَتُّهُ وَ عَظُمَتْ فَجیعَتُهُ دُعاَّءَ حَرِقٍ حَزینٍ ضَعیفٍ مَهینٍ باَّئِسٍ مُسْتَكینٍ بِكَ مُسْتَجیرٍ اَللّهُمَّ وَ اَسئَلُكَ بِاَنَّكَ مَلیكٌ وَ اَنَّكَ ما تَشاَّءُ مِنْ اَمْرٍ یَكُونُ وَ اَنَّكَ عَلى ما تَشاَّءُ قَدیرٌ

وَ اَسئَلُكَ بِحُرْمَةِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْبَیْتِ الْحَرامِ وَالْبَلَدِ الْحَرامِ وَالرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَالْمَشاعِرِالْعِظامِ وَ بِحَقِّنَبِیِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ یا مَنْ وَهَبَ لاِدَمَ شَیْثاً وَ لاِِبْراهیمَ اِسْماعیلَ وَ اِسْحاقَ وَ یا مَنْ رَدَّ یُوسُفَ عَلى یَعْقوُبَ وَ یا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ الْبَلاَّءِ ضُرَّ اَیُّوبَ یا راَّدَّ مُوسى عَلى اُمِّهِ وَ زاَّئِدَ الْخِضْرِ فى عِلْمِهِ وَ یا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ

سُلَیْمانَ وَ لِزَكَرِیّا یَحْیى وَ لِمَرْیَمَ عیسى یا حافِظَ بِنْتِ شُعَیْبٍ وَ یا كافِلَ وَلَدِ اُمِّ مُوسى اَسئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَغْفِرَ لِى ذُنُوبى كُلَّها وَ تُجیرَنى مِنْ عَذابِكَ وَ تُوجِبَ لى رِضْوانَكَ وَ اَمانَكَ وَ اِحْسانَكَ وَ غُفْرانَكَ وَ جِنانَكَ وَ اَسئَلُكَ اَنْ تَفُكَّ عَنّى كُلَّ حَلْقَةٍ بَیْنى وَ بَیْنَ مَنْ یُؤْذینى وَ تَفْتَحَ لى كُلَّ بابٍ وَ تُلَیِّنَ لى كُلَّ

صَعْبٍ وَ تُسَهِّلَ لى كُلَّ عَسَیرٍ وَ تُخْرِسَ عَنّى كُلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ وَ تَكُفَّ عَنّى كُلَّ باغٍ وَ تَكْبِتَ عَنّى كُلَّ عَدُوٍّ لى وَ حاسِدٍ وَ تَمْنَعَ مِنّى كُلَّ ظالِمٍ وَ تَكْفِیَنى كُلَّ عاَّئِقٍ یَحُولُ بَیْنى وَ بَیْنَ حاجَتى وَ یُحاوِلُ اَنْ یُفَرِّقَ بَیْنى وَ بَیْنَ طاعَتِكَ وَ یُثَبِّطَنى عَنْ عِبادَتِكَ یا مَنْ اَلْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدینَ وَ قَهَرَ عُتاةَ الشَّیاطینِ وَ اَذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرینَ وَ رَدَّ كَیْدَ الْمُتَسَلِّطین عَنِ الْمُسْتَضْعَفینَ اَسئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ عَلى ما تَشاَّءُ وَ تَسْهیلِكَ لِما تَشاَّءُ كَیْفَ تَشاَّءُ اَنْ تَجْعَلَ قَضاَّءَ حاجَتى فیما تَشاَّءُ.

پس از نجوا نمودن این دعا، فرد به سجده رود و دو طرف صورت خود را بر روی زمین و خاك بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ امَنْتُ فَارْحَمْ ذُلّى وَفاقَتى وَاجْتِهادى وَ تَضَرُّعى وَ مَسْكَنَتى وَ فَقْرى اِلَیْكَ یا رَبِّ .

توصیه شده است که در سجده اشک ریخته شود ولو به اندازه سر سوزنی که این علامت استجابت دعا می‌باشد. ان شاء الله

التماس دعا

 

                                                                                                                          گروه دین و اندیشه تبیان

                                                                                                                           

ايام البيض

ايام البيض

 


«ايام» جمع يوم به معناي روز و «بيض» جمع «ابيض» به معناي سفيد و درخشان است كه به روزهاي سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمري گفته مي شود. و به عقيده مسلمانان ايام البيض ماه هاي رجب،‌شعبان و رمضان داراي فضيلت بسيار مي باشد كه در شريعت و فقه اسلام بر اقامت سه روز در مسجد جامع براي عبادت خدا و تهذيب نفس اطلاق مي گردد.

ابن مسعود سبب ناميدن اين ايام به «ايام البيض» را چنين نقل مي كند. از نبي اكرم(ص) شنيدم كه مي فرمودند: هنگامي كه جناب آدم(ع) عصيان پروردگارش را نمود منادي از عرش ندا داد. اي آدم از جوار رحمت من بيرون شو، زيرا كسي كه عصيان مرا كند در جوار من نيست، حضرت آدم و فرشتگان گريستند، سپس خداوند جبرئيل را نزد حضرت آدم فرستاد. جبرئيل حضرت آدم را در حالي كه رنگ او از نورانيت بهشتي به تيرگي تغيير كرده بود به زمين فرود آورد. و ملائكه با ديدن اين وضعيت فرياد برآوردند: پروردگارا، خلقي آفريدي و از روح برگزيده خود در او دميدي و ملائكه را به سجده او درآوردي و به يك گناه سفيدي او را به سياهي مبدل كردي. پس منادي از آسمان ندا كرد كه امروز را براي خداوند روزه بگير و آن روز سيزدهم ماه بود و چون آدم آن روز را روزه گرفت و قسمتي از تيرگي حضرت آدم(ع) برطرف گشت تا اينكه در انتهاي اين سه روز به حالت اول خود برگشت به اين دليل اين ايام را «ايام البيض» ناميده شد.

قدمت ايام البيض

شرح و نزول برخي از آيات قرآن كريم دال براين است كه ايام البيض در اديان الهي سابقه ديرينه اي داشته و در اسلام استمرار يافته و احتمالا پاره اي از احكام و شرايط آن تغيير كرده است.

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «و عهدنا الي ابراهيم و اسمعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود» و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و معتكفان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان از هرگونه آلودگي تطهير كنند.

علامه طباطبايي(ره) در تفسيرالميزان مي نويسد: زمانيكه حضرت مريم به افتخار ملاقات به فرشته الهي نايل آمد ازمردم فاصله گرفت، هدف از دوري نمودن از مردم روي آوردن به سنت اعتكاف بوده است.

علامه مجلسي در بحارالانوار از اعتكاف حضرت سليمان(ع) در بيت المقدس روايت كرده است و علامه حلي(ره) نيز در كتاب تذكره الفقها به مشروعيت اين ايام در اديان پيش تصريح نموده است كه «ايام البيض» داراي پيشينه اي به قدمت تمام اديان الهي و آسماني است.

پيشينه ايام البيض در ايران

ايام البيض در ايران داراي فراز و نشيب هاي  زيادي بوده است. اما آنچه قابل تامل است اينكه هر زمان علماي برجسته به اين ايام اهتمام داشته اند و شرايط اجتماعي و سياسي نيز اقتضا مي كرد،‌ايام البيض رونق داشته از جمله در عصر صفوي به همت دو عالم بزرگ شيخ بهايي و شيخ لطف الله آملي اعتكاف در حداكثر شهرهاي ايران رواج يافته و نيز در زمان آيت الله العظمي بروجردي همت زيادي در توسعه و رونق ايام البيض به كار رفته تا جايي كه به دستور ايشان  درس هاي حوزه تعطيل و معتكفان مورد ترغيب قرار گرفتند اما در بيشتر دوران به صورت محدود در مساجد شهرهاي بزرگ مذهبي برگزار مي شد. اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي گرايش و توجه مرم به اين سنت نبوي زياد شد و آثار و بركات فردي واجتماعي اين عبادت انسان ساز زمينه گسترش و رشد آن را فراهم نمود كه از سال 57 با اقدامات و هماهنگي سازمان تبليغات اسلامي اين سنت حسنه در سراسر كشور به گونه اي فراگير مورد توجه قرار گرفت و در ميان خيل علاقمندان و مشتاقان بويژه جوانان رشد چشمگيري داشته است كه حتي ايام البيض ماه رجب در كشور بيش از اعتكاف در دهه ماه مبارك رمضان رواج دارد.

اهداف ايام البيض

هدف از ايام البيض دو چيز مي توان باشد: الف) هدف عبادي؛ قرآن كريم هدف از عبادت را ايمان و تزكيه نفس معرفي مي نمايد و مي فرمايد: «قدافلح من زكيها» كسي رستگار شد كه نفس را تزكيه كرد. و در جايي ديگر مي فرمايد: «قدافلح المومنون» به راستي كه مومنان رستگارانند. همچنين مي فرمايد: «و اذكروالله كثيرا لعلكم تفلحون» خدا را بسيار ياد كنيد تا شايد رستگار شويد.

ب) تمرين انقطاع: معتكف در ايام البيض از همه تعلقات دنيايي مي برد و تمام وقت به عبادت مي پردازد يعني هدف همان است كه در مناجات شعبانيه از خداوند مي خواهيم «الهي هب لي كمال الانقطاع اليك» خدايا به من نهايت بريدگي وابستگي از غيرخودت را هديه كن.

آري ايام البيض فصلي است براي گريستن، براي ريزش باران رحمت، براي شستن آلودگي هاي گناه، براي تطهير صحيفه اعمال، براي نوراني ساختن دل و صفابخشيدن به روح.

فضيلت ايام البيض

در قرآن كريم ماده عكف 9 مرتبه تكرار شده دو مورد آن آيات 125و187 سوره مباركه بقره مربوط به موضوع ايام البيض است. خداوند در سوره بقره مي فرمايد: و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و معتكفان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان از هرگونه آلودگي تطهير كنند. يعني در فضيلت ايام البيض اين بس كه معادل طواف كعبه و همتاي ركوع و سجوده ذكر گرديد.

حضرت رسول اكرم(ص) در مورد فضائل اين ايام مي فرمايد: هركس يك روز را به منظور كسب عنايت الهي و به نيت قرب خدا اعتكاف نمايد، خداوند بين او و آتش سه خندق ايجاد مي كند كه فاصله هريك تا ديگري بيش از مسافت بين زمين و آسمان است» و در سخن گران بها ديگري مي فرمايد: المعتكف يعكف الذنوب؛ معتكف با اعتكافش گناهان را حبس مي كند.

در كتاب شريف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسيد خدايا محبوب ترين روزها و گرامي ترين زمانها نزد تو كدام است. خداوند وحي فرمود: محبوب ترين روزها نزد من نيمه رجب است . اي آدم در اين روز بكوش تا با قرباني كردن، ميهماني دادن، روزه داشتن، نيايش كردن، بخشش خواستن،‌لااله الاالله گفتن به من تقرب و نزديكي جويي. اي آدم من چنين تقدير كردم كه فرزندي از فرزندان تو را به پيامبري برانگيزم و روز نيمه رجب را به او و به امت ويژه سازم كه در آن روز چيزي از من نخواهد جز اينكه به آنان ببخشم و غفو گذشت نخواهند. جز اينكه از گناهانشان درگذرم. اي آدم آنكه نيمه رجب را روزه دارد. ذكر گويد، خضوع و خشوع كند، صدق بدهد، نفس خويش را پاس دارد، پاداش جز بهشت نخواهد داشت. اي آدم به فرزندانت گوشزد كن كه در ماه رجب نفس خويش را پاس دارند و از كج راهي بپرهيزند كه گناه در اين ماه بس بزرگ است.

مقدس اردبيلي ايام البيض را عبادي مستقل و به مثابه حج و عمره و روزه و نماز و هر عبادت مستقل ديگري مي داند و آيت الله جوادي آملي در مورد فضيلت اين ايام مي نويسد:

عبادت ذات اقدس اله، شئوني دارد نظير طواف در حج و عمره، گاهي هم وقوف و عكوف و اقبال همراه با تعظيم و بزرگداشت را در خانه خود واجب يا مستحب مي شمارد، نظير اعتكاف. از اينكه اعتكاف در كنار طواف و عدل ركوع و سجود قرار گرفته معلوم مي شود كه از بارزترين مصاديق بندگي در پيشگاه ذات اقدس اله است.

فوائد ايام البيض

الف: اخروي

آمرزش گناهان: من اعتكف ايمانا و احتسابا غفرله تقدم من ذنبه» اعتكاف از روي ايمان و يقين باعث مغفرت او مي شود.

نزديكي به خدا: در حديث معراج خداوند از پيامبر خود سوال مي كند: اي احمد! آيا ميداني در چه هنگام بنده به مقام قرب من نايل مي شود؟ بعد در جواب ميفرمايد: زماني كه گرسنه يا در حال سجده باشد.

دوستي به خدا: «والذين آمنوا اشد حبالله» آنانكه ايمان آورده اند به شدت خدا را دوست دارند.

رسيدن به بهشت و نعمت هاي الهي: «والذين هم علي صلواتهم يحافظون اولئك هم الوارثون الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون» آنانكه از نمازهايشان محافظت مي كنند آنان وارثان اند؛ آناني كه بهشت را به ارث مي برند و در آن داخل هستند.

ب: دنيوي

تقويت اراده: حضرت علي(ع) مي فرمايند: «من استدام رياضه نفيسه انتفع» هركس به طور مداوم رياضت بكشد نفع مي برد.

انس بامعنويت: در پرتو اعمال ايام البيض و ارتباط رواني معتكف دوري برايش مشكل است.

دوري از غفلت: «اقم الصلاه لذكري» ذكر همان دوري از غفلت است. غفلتي كه اگر به ذكر مبدل نگردد موجبات سقوط آدمي را فراهم مي آورد.

تواضع و فروتني: غرور و تكبر از معتكف رخت برمي بندد و در مقابل هم نوع خود تكبر نمي ورزد. بلكه فروتني را پيشه خود خواهد ساخت.

ج: فرهنگي و اجتماعي

ايجاد زمينه مناسب براي انديشيدن و تعقل

فرصت براي نيايش نماز، تلاوت قرآن و ... و فراهم آوردن زمينه توبه و بازگشت

تقويت و گسترش ارزشها و هنجارهاي اسلامي و انساني

كاهش جرم و فساد و هدفمند شدن زندگي

آشنايي و برقراري ارتباط دوستانه و گسترش محبت

آري معتكف با عبادت خالصانه سه روز خود، به پالايش دروني رسيده، تا ضمن نزديكي هرچه بهتر و بيشتر به معبود، روح خويش را نيز تطهير كرده و امكان برخورداري از رحمت بيكران الهي را خواهد داشت.

اعمال ايام البيض

در اعتكاف همواره ايام مشهور و مورد اهميت و اصحاب معرفت بوده است كه از آن جمله مي توان به اعمال ايام البيض اشاره نمود كه انجام آن به اختصار چنين است.

الف: تاكيد در استجاب روزه اي ايام البيض

حضرت رسول اكرم(ص) مي فرمايد: هركس سه روز از وسط ماه رجب (سيزدهم تا پانزدهم) را روزه بدارد و در شب هايش به نماز شب قيام كند از دنيا رحلت نمي كند مگر با توبه نصوح. و امام صادق(ع) فرمود: هركس ايام البيض ماه رجب را روزه بگيرد خداوند متعال به ازاي هر روز ثواب روزه داري وشب زنده داري يك سال را براي او مي نويسد و او روز قيامت در جايگاه ايمن شدگان از آتش دوزخ خواهد ايستاد.

ب: اعمال ام داوود:

از عمده ترين اعمال ايام البيض اعمال ام داوود است و براي برآمدن حاجات و برطرف شدن گرفتارها و دفع ظلم ظالمان موثر است و كيفيت و اجراي آن در كتب مفاتيح و مصباح شيخ و ... آمده است.

علامه مجلسي درباره كمال ايام البيض مي نويسد: كمال ايام البيض در ان است كه انديشه و دل و اعضا برمجرد عمل صالح وقف گرددو بر در خانه خداي جليل و در برابر اراده مقدس او به حبس درآيد و به زنجير مراقبت او به بند كشيده شود و از آن چه روزه دار از انجام آن خودداري مي كند به طور تمام و كمال بازداشته شود.

ج: خواندن آيات قرآن كريم

در اين ايام سفارش به خواندن آيات سوره انعام، اسرا، كهف، لقمان، ياسين، صافات، فصلت، شوري، دخان، آيه الكرسي، فتح، واقعه، ملك، قلم، انشقاق تا پايان قرآن گرديد.

د: و از ديگر اعمال اين ايام خواندن دعاي اسفتاح، زيارت امام حسين(ع)، به جاي آوردن چهارركعت نمازي كه حضرت امير در اين روز به جاي آورد، خواندن دعاي يا مذل كل جبار و ...

تفكر و ايام البيض

برترين عبادت در ايام البيض براساس آيات و روايات تفكر و تدبر است. لذا شايسته است كه انسان در اين ايام به مسائل خداشناسي، خودشناسي و ... به تفكر و انديشه بپردازد.

حضرت علي(ع) درباره تفكر مي فرمايد: انديشيدن انسان را به نيكي و انجام آن مي كشاند. امام رضا(ع) در اين باره مي فرمايد: عبادت به نماز و روزه بسيار نيست عبادت يعني انديشيدن در امر خداي عزوجل. اهميت و ارزش تفكر در اين است كه گاه يك ساعت انديشيدن موجب توبه از گناهان و عبادت تمام عمر مي شود.

آري ايام البيض فرصت خوبي براي تفكر است تا اينكه انسان از حالت غفلت خارج شود و هوشيارانه به زندگي خود ادامه دهد كه از جمله اين محورها مي توان به تفكر در آثار خداوند، تفكر در دين، تفكر در دنيا، تفكر در طبيعت، تفكر در قيامت، تفكر در عاقبت به خيرها و شرها، تفكر در فرصتها، حسابرسي اعمال، تفكر در بهشت و نعمات آن و ... اشاره نمود.

فرصت و ايام البيض

ايام البيض فرصت مناسبي است كه انسان به خويشتن پرداخته و معايب و كاستي هاي خود را شناخته و براي رفع نقصان و تكامل آن بكوشد. زيرا با ويژگي هايي كه اسلام براي ايام البيض بيان كرده پاسخي است به نيازهاي روحي و فرصتي است مغتنم براي روآوردن به خود و خداي مهربان. زيرا انسان طبق وعده الهي در آيه ششم سوره مباركه انشقاق، سرانجام به ديدار معبود نايل خواهد شد و براي رسيدن به محبت خداوند بايد راه عبادت حقيقي را در پيش بگيرد و گاهي در انس با پروردگار بايستي در گوشه اي خلوت گزيد و دور از همه عنوان ها و تعلقات دنيايي، در حال خود بينديشد و با سوز دل و اشك چشم، زنگار و سياهي را از چهره جان خود بزدايد و زاد و توشه آخرت تامل كند. «الانفراد راحه المتعبدين» خلوت گزيدن آسايش عبادت گران است. زيرا ايام البيض بهترين موقعيت براي خلوت كردن است «كل يحب خلوه حبيبه» هر محبي دوست دارد كه بامحبوب خويش خلوت كند. حتي پيامبران الهي با توجه به اين نياز روحي فرصت هايي را نيز براي خلوت كردن خويش با خداي مهربان فراهم مي ساخته اند كه يكي از بهترين فرصت ها ايام البيض مي باشد.

جوان وايام البيض

در فرهنگ اسلامي روي آوردن جوانان به ايام البيض علاوه بر بهره برداري از فيض معنوي آن، جهاد مقدس است زيرا اين سنت حسنه نقش بسيار مهمي در رويارويي با نفوذ فرهنگ بيگانه ايفا مي كند. جواني كه در مراسم ايام البيض طعم شيرين ايمان وانس با خداوند را چشيده و لذت هاي مادي در ديدگان او حقير و بي ارزش جلوه كند به راحتي مي تواند از گرداب فساد و باورهاي ضدديني به سلامت عبور كنند.

آري ميزان علاقه جوانان ايران اسلامي به اين ايام به حدي است كه به شهادت آمار و مشاهدات عيني در سنوات گذشته بيش از هشتاد و پنج درصد معتكفان را جوانان تشكيل داده اند اين استقبال گسترده از اين مراسم معنوي خود پاسخ قاطعي است بر كسانيكه جوانان جامعه را بريده از دين و انقلاب معرفي مي كنند. جواناني كه به تعبير مقام معظم رهبري برخوردار از معرفت ديني بالا و ايمان عميق است.

زيباترين ولادت در ايام البيض

در عالم خلقت تاكنون ولادتي به زيبايي ولادت حضرت علي(ع) مشاهده نشده است. و بنابر قول مشهور بعد از سي سال از عام الفيل خداي بزرگ بر ابوطالب و فاطمه بنت اسد منت نهاد تا فرزند آنان در مبارك ترين ايام، برترين ماه ها، در مقدس ترين بقاع روي زمين، روزجمعه سيزدهم ماه رجب، داخل بيت الحرم،‌حرم امن الهي به دنيا آمد تا نشان كمال عظمت شيعيان و افتخار ويژه براي پيروان راستين خويش باشد كه قبل از او و بعد از او مولودي در آنجا به دنيا نيامده و نخواهد آمد.

13 رجب روز ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسدالله الغالب، علي بن ابيطالب(ع) و روز بزرگداشت مقام پدر گرامي باد.

 

منابع:

قرآن كريم

فرهنگ معين

مفاتيح الجنان، شيخ قمي

ثواب الاعمال، شيخ صدوق

تفسير الميزان، علامه طباطبايي

تحريرالوسيله، ج اول حضرت امام خميني(ره)

مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج7 ص567

اقبال الاعمال، سيدبن طاووس

اعتكاف تطهير صحيفه اعمال، واحد تحقيقات مسجد جمكران

اعتكاف، سيدمحمود كاظم طباطبايي، مجله پاسدار اسلام شماره 249

اعتكاف سنتي محمدي، ص50و51

اعمال ماه رجب

حكمت عبادات آيت الله جوادي آملي