بسم الله الرحمن الرحيم
برنامه حبل المتين
استاد: آيت الله دکتر حسيني قزويني
تاريخ : 30 / 06 / 1391
موضوع: چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
مجري:
يکي از اشکالاتي را که مدتهاست وهابيون مطرح ميکنند اين است که چرا نام اميرالمؤمنين در قرآن ذکر نشده است؟ لطف کنيد اين را به عنوان يک بسته آموزشي براي عزيزان و بينندگان ما صحبت بفرماييد.
استاد قزويني:
مجري :
اگر اينها تابع قرآن هستند مگر ذکر وصف اميرالمؤمنين در قرآن نيامده است مانند :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
سوره مائده - آيه 55
و آيات ديگر ، آيات جاي بحث باقي مانده است که آقايان اشکال تراشي کنند؟
استاد قزويني :
نکته قشنگي است، ببينيد من يک مقدمه کوتاهي عرض کنم در قرآن بعضي از جاها هست که ميخواهد يک فردي را معرفي کند با اسمش معرفي ميکند مانند سوره صف آيه 6 که ميفرمايد:
وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ
خيلي در کتابهاي گذشته مخصوصا در کتاب مقدس ميگويد:
وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي
بشارت ميدهد حضرت عيسي به پيامبري که ميآيد
اسْمُهُ أَحْمَدُ
اين يک نوع معرفي است . يک دفعه معرفي به عدد است مانند سوره مائده آيه 12 که ميفرمايد :
وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا
12 نقيب و جانشين و ولي
اينجا با عدد آورده است، حالا اگر کسي بگويد که چرا وقتي گفته است 12 جانشين اسامي آنان را معرفي نکرده است؟ اين منطق قرآني است.
در بعضي از جاهاي قرآن است که نه با اسم است و نه با عدد؛ بلکه با وصف است که در باره نبي مکرم آمده است :
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ
سوره اعراف - آيه 157
متابعت ميکنند آن رسولي که امي و درس نخوانده است؛ نه بي سواد.
بعضي از بيسوادها امي را بيسواد معنا ميکنند در حالي که امي به معناي درس نخوانده است.
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ
در تورات و انجيل اوصاف او نوشته شده است.
يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ
ببينيد تماما اوصاف را ذکرمي کند، اين پيامبري که ميآيد امر به معروف ميکند نهي از منکر ميکند ،طيبات را حلال ميکند، خبائث را حرام ميکند و آن زنجير اسارت و عبوديت ديگران و غير خدا را از گردن آنها مياندازد.
سوره اعراف - آيه 157
ببينيد قرآن در معرفي، اين 3 روش را دارد : 1ـ با اسم 2ـ با عدد 3ـ با وصف
لغويين بر اين عقيده هستند که :
ذکر الوصف ابلغ تاثيرا و تاکيدا من ذکر الاسم
اگر فردي را با وصف معرفي کنيد به مراتب بهتر از اين است که با اسم معرفي کنيد مانند :
پسر من همان آقايي است که الان پشت خودرو نشسته است و لباس فلان پوشيده است، با تمام مشخصات بيان ميکند ولي اگر بگوييم :
پسر من علي است
کدام علي؟ و لذا با توجه به اين در آيه 55 سوره مائده که حضرتعالي اشاره کرديد:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
هم به خدا ايمان دارد هم نماز ميخواند و در رکوع صدقه ميدهد.
انشاء الله ما در رابطه با اين آيه صحبت خواهيم کرد؛ چون بعضي ميگويند که اينجا جمع است و ما حداقل 50 مورد در قرآن داريم که خداي عالم جمع گفته است و فرد اراده کرده است که واضح ترين آن آيه مباهله است :
َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ
که منظور از نسائنا فقط حضرت زهرا است
وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ
انفس جمع است که اشاره به حضرت امير دارد
و همچنين از اولاد نام ميبرد که :
أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ
که ابناء جمع است و غير از حسن و حسين کسي را شامل نمي شود و بايد علي القاعده تثنيه آورده ميشد و مطالب متعدد ديگري که موجود است ، قرآن آمده اينجا و با وصف ميفرمايد :
آقايي که به خدا ايمان دارد نماز ميخواند و در حال رکوع هم به سائل صدقه ميدهد.
در تاريخ اسلام اين ماجرا يک مصداق بيشتر نداشته است و اگر دارد به ما نشان دهيد ، خود جناب آلوسي که تفکر سلفي دارد ميگويد:
وغالب الأخباريين على أنها نزلت فى على كرم الله تعالى وجهه
غالب اخباريين بر اين عقيده اند که اين آيه در حق علي عليه السلام نازل شده است.
روح المعاني - ج 6 - ص 167
ابن ابي خاتم که از مفسرين به نام اهل سنت است ميگويد:
انما وليکم الله والذين آمنوا با سند از سلمة بن کحيل است
تصدق علي بخاتمه وهو راكع
علي در حالي که در رکوع بود انگشتر خود را به سائل داد
فنزلت انما وليكم الله
تفسير ابن أبي حاتم - ج 4 - ص 1162
طبري در تفسيرش ج 6، ص 389 همين قضيه را نقل ميکند از عتبة بن ابي حکيم و ميگويد :
آيه انما وليکم الله در حق علي نازل شده است آن وقتي که انگشتر به سائل داد.
حالا اينکه ميگويند در نماز نميشود صدقه داد و غيره، فضولي آن به شما نيامده است، خداي عالم آمده علي بن ابي طالب را به اين خاطر مدح کرده است و عنوان هم داده است.
تفسير طبري - ج 6 - ص 389
ابن تيميه هم در منهاج السنة در باره تفسير طبري و تفسير ابن ابي حاتم ميگويد:
تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير
اين تفاسير متضمن يک سري احاديثي است که ميتوان به آنها اعتماد کرد.
منهاج السنة النبوية - ج 7 - ص 179
اگر واقعا شما مريض نيستيد و دنبال بهانه نميگرديد و تعصب جلوي چشمان شما را نگرفته است خوب بفرماييد جواب دهيد.
بعد از اين ما تمام شبهاتي را که در رابطه با اين ايه آمده است، به حول و قوه الهي دانه دانه مطرح ميکنيم و جواب قاطع و کوبنده خواهيم داد.
آيه 67 سوره مائده ميفرمايد :
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
همين آقاي ابن ابي حاتم در ج 4 ص 1772 ميگويد :
بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
در حق علي نازل شده است . آقاي آلوسي نقل ميکند از عبد الله بن مسعود که ما در زمان پيامبر اين گونه ميخوانديم که :
ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته
روح المعاني - ج 6 - ص 193
مناقب ابن مردويه - ص 240
درالمنثور - ج 2 - ص 298
فتح الغدير - ج 2 - ص 60
المنار - ج 6 - ص 463
آيا اين ها نفهميدند قضيه چيست؟
يا در رابطه با آيه 3 سوره مائده که ميفرمايد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
آقاي خطيب بغدادي با سند صحيح ميگويد که اين آيه شريفه، روز 18 ذي الحجة در حق علي بن ابي طالب نازل شده است و جناب خليفه هم آمد و گفت :
فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم.
تاريخ بغداد - ج 8 - ص 289
ابن کثير دمشقي در البداية و النهاية ميگويد :
فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.
البداية والنهاية ج 7 ص 350
مولا هم ندارد.
شما اگر شأن نزول را همه جا قبول داريد بفرماييد ، خود جناب ابن تيميه ميگويد:
وَمَعْرِفَةُ " سَبَبِ النُّزُولِ " يُعِينُ عَلَى فَهْمِ الْآيَةِ
شان نزول به دانستن انسان کمک ميکند تا مراد آيه را بفهمد.
فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ يُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ
علم به سبب موجب علم به مسبب ميشود.
مجموعة الفتاوى - ابن تيمية - ج 13 - ص 339
شما همانطوري که از شأن نزول آيه 40 استفاده کرديد كه در رابطه با ابو بكر نازل شده و آيه 11 سوره نور را درباره عايشه استفاده کرديد، خوب آقاي ابن کثير دمشقي که در تفسيرش ج 2 ص 449 ميآيد در رابطه با آيه افک مطرح ميکند با قاطعيت ميگويد :
اين آيه در حق عايشه بنت الصديق زوج النبي آمده است.
آيا در خود آيه 11 اسمي از عايشه آمده است يا با کمک شأن نزول مطرح کرده ايد؟ اگر شأن نزول دخيل است همه جا بايد دليل باشد نه اينکه اگر به نفع شما شد دخيل است و اگر به ضرر شما شد دخيل نيست .
اين آقايان ميگويند که شبکه ولايت آنقدر از ما کليپ پخش کرده است که شبکه ما را مشهور کرده اند و به ضرر آنهاست ، نه عزيزم اگر مردم شبکه شما و حرف هاي بي اساس و مضحک شما را ببينند اولاً: شيعه ها در ايمانشان قوي و محکم ميشوند و ثانياً: خيلي از بينندگان شما نگاه ميکنند به حرف هاي بي اساس شما و در عقايدشان حداقل متزلزل ميشوند و اين انگيزه در آنها ايجاد ميشود که بروند و تحقيق کنند و نتيجه تحقيق آنها هم مشخص است که چه ميشود.
مجري :
حاج آقا ميخواستم نظرتان را بدانم که اگر نام اميرالمؤمنين در قرآن بود با آن چگونه برخورد ميکردند ؟
استاد قزويني :
در اين قضيه حرف خيلي زياد است و شما دست روي درد دل ما ميگذاريد ، من در چند قضيه 2-3 تا نمونه ميآورم که ببينيد اينها چکار کردند:
در آيه 24 سوره نساء در رابطه با ازدواج موقت ميگويد :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً
خود امام قرطبي ميگويد:
وقال الجمهور المراد نكاح المتعة
جمهور؛ يعني کل علماي اهل سنت بر اين عقيده هستند که مراد ازدواج موقت است نکاح المتعه
تفسير القرطبي - ج 5 - ص 130
شما که ميگوييد متعه زنا است يعني در صدر اسلام اين آيه مردم را به زنا نستجير بالله دعوت ميکرده است ؟
طبري ميگويد از مجاهد
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
يعني نکاح المتعه.
تفسير طبري - ج 5 - ص 18
جابر بن عبدالله انصاري ميگويد :
كنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.
ما در زمان پيامبر با يک مشت خرما و آرد زنان را صيغه ميکرديم.
صحيح مسلم - ج 2 - ص 1023
ميگويند که جابر نسخ متعه به گوشش نرسيده بوده ، عجب! جابر بعد از پيامبر در ايام ابو بكر هم بوده است اگر نسخ شده است چرا به گوشش نرسيده است.
و اضافه آقاي مسلم که اين را نقل ميکند حاشيه اي کنار آن نزده است که اين متعه نسخ شده است. ما هرکجا ميرويم ميگويند صحابه نمي دانستند که نسخ شده است اگر صحابه نداند که نسخ شده است به درد مرجعيت علمي نميخورد و بايد او را کنار طاقچه بگذاريد و سلام به او بدهيد ولي گفتار او را نميتوانيد حجت براي خود قرار دهيد.
جناب سرخسي که از فقهاي بزرگ احناف است ميگويد:
وقد صح أن عمر رضي الله عنه نهى الناس عن المتعة
صحيح است اين روايت که عمربن خطاب از متعه نهي کرده است و گفته است
فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله وأنا أنهي الناس.
من نهي ميکنم از آن دو كه در زمان رسول خدا جايز بود.
مي گويند که پيامبر نسخ کرده بود و اين را جناب عمر شنيده بود ولي ديگران نشنيده بودند حالا اين چه حکمي است که از 120 هزار صصحابه فقط و فقط جناب عمر شنيده بوده است و هيچکس ديگر نشنيده بوده است و در طول زمان ابو بكر ميدانسته که نسخ شده است و همه صيغه ميکنند ولي چيزي نگفته است جابر ميگويد ما زمان پيامبر و ابو بكر با يک مشت خرما صيغه ميکرديم مدتي هم در ايام عمربن خطاب صيغه ميکردند .
خوب اگر صيغه زنا است چرا جناب عمر چيزي نگفته است؟ يعني راضي شده است که مردم زنا کنند؟ و اضافه ميگويد :
وأنا أنهي الناس
من نهي ميکنم صيغه را، نميگويد که پيامبر نهي کرده است و من نسخ پيامبر را نقل ميکنم.
من نمي دانم آقايان عقل خدادادي را چکار ميخواهند کنند و فرداي قيامت چه جوابي دارند؟ اين کتاب فقهي است و کتاب روايي هم نيست که بگوييد سندش چنين و چنان است و خود آقاي سرخسي ميگويد :
و قد صح
و اين صحيح است که جناب عمر گفت دو تا متعه بوده است و من نهي ميکنم.
المبسوط للسرخسي - ج 4 - ص 27
مغني ابن قدامه - ج 7 - ص 571
اين قضايا خيلي واضح و روشن است و با اين روشني در قرآن آمده است ولي آقايان مخالفت ميکنند. خوب اگر نام اميرالمؤمنين آمده بود چه کار ميکردند ؟
يا در رابطه با ارث انبياء در سوره نمل آيه 16 که ميفرمايد :
وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ
و سوره مريم آيه 5-6 در رابطه با حضرت ذکريا ميفرمايد :
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آَلِ يَعْقُوبَ
خوب جناب ابو بكر يک روايتي را درست ميکند ميگويد پيامبر اکرم فرمود :
نحن معاشر الأنبياء لا نورّث
تفسير الثعلبي - ج 4 - ص 359
ما پيامبران ارث نمي بريم
آمدند ديدند که اين فرمايش آقاي ابو بكر با قرآن منافات دارد، بعضي ها گفتند که اين روايت قرآن را نسخ کرده است.
از ابن خراش در مورد اين روايت ميپرسند :
قلت لابن خراش حديث : لا نورث ، ما تركناه صدقة !
ابن خراش ميگويد :
باطل
روايت جناب ابو بكر روايت باطل است و خلاف قرآن است.
ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 2 - ص 600
لسان الميزان - ابن حجر - ج 3 - ص 444
آقاي ابن خراش شيعه نيست. آقاي ذهبي که از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است وقتي اين حرف را از ابن خراش ميشنود به او ميگويد :
أيها الحافظ البارع
اي آقاي ابن خراشي که حافظ و بارعي
الذي شربت بولك
ادرارت را خوردي
فأنت زنديق
تو آدم زنديق هستي
معاند للحق
معاند حق هستي
فلا رضى الله عنك
خدا از تو راضي نباشد
مات بن خراش إلى غير رحمة الله.
تذكرة الحفاظ - ج 2 - ص 685
آيا اين نحوه برخورد است ؟ آيا اينها بيانگر چيست ؟ ذهبي که از آدم هاي علقه مضغه نيست که ما بگوييم ايشان اشتباه کرده است.
خوب وقتي انسان بناست آنچه که در ذهنش آن را به عنوان عقيده پذيرفته و هر چه خلاف آن پيدا کرد از بين ببرد يا به ابن خراش بگويد : شربت بولک ، يا نسبت به روايتي که درباره فضيلت اميرالمؤمنين است که :
عدوک عدوالله و حبيبک حبيب الله
مي گويد :
والقلب يشهد بأنه كذاب.
قلب من شهادت ميدهد که اين باطل است.
سبل الهدى والرشاد - ج 4 - ص 12
بيننده : منصوري از تهران
من يک شبهه اي دارم که واقعاً جوابش را نميتوانم به اين دوستاني که صحبت ميکنيد بدهم و آن هم اين است که الان آيت الله قزويني خيلي از مسائلي را که ما شيعه ها برداشت ميکنيم از کتب اهل سنت کاملاً مثل ما برداشت ميشود حالا چرا همين علماي اهل سنت تمام اين مسائل را قبول دارند خودشان مثل ما فکر نميکنند؟ يعني وقتي آقاي سيوطي قبول ميکند که اين آيه متعلق به مولاي ما علي عليه اسلام است؛ چرا شيعه نميشود و قبول نميکند و چرا با اون عقيده اي که ما برداشت ميکنيم برداشت نميکند ؟ من ميخواستم حاج آقا لطف کنند و جواب اين سوال را بيان کنند.
ممنونم شب شما بخير
بيننده : چراغ زاده از دزفول
مي خواستم بدانم ما هم مانند اهل سنت صحاح داريم؟ يعني کتابي مانند بحارالانوار و کافي همه سندها و حديث هايش صحيح است؟
استاد قزويني :
خير
بيننده :
يعني ما بعضي از احاديث مان ممکن است صحيح نباشد.
استاد قزويني :
بله
بيننده :
بعد ميخواستم خطاب به شبکه وهابي بگويم که اگر عمر با معاويه وارد جنگ ميشد باز هم معاويه را حضرت ميناميدند و او را با حسنين مقايسه ميکردند؟ و ميخواستم به آنها بگويم که در جريان باشند که شما که هميشه ميگوييد بايد کسي را هم دوست داشته باشيد که حضرت محمد او را دوست داشته است حضرت محمد حضرت فاطمه زهرا ، حضرت علي ، امام حسن و امام حسين را دوست داشته است ولي متاسفانه فکر نمي کنم که معاويه را دوست داشته باشد که به او حضرت ميگويند.
يک لطفي کنيد اگر اشکالي ندارد دوست دارم بدانم آقاي هاشمي و همکارانشان مانند آقاي انصاري آيا ايراني هستند يا نه ؟
استاد قزويني :
بله ايراني هستند و از استان فارس ميباشند و حتي روستاي آنها را هم ميدانيم کجاست چون دوستاني از روستاي آنها با ما بارها تماس گرفتند و صحبت کردند ولي مصلحت نيست که از پرده برون افتد راز.
ايشان هم اگر مانند حيدري خواست پايش را از گليم خود درازتر کند و به نواميس شيعه توهين کند آن وقت ما ميدانيم با آنها چکار کنيم.
بيننده :
مطالب آنها بيشتر به ضد ايراني ها شبيه است.
استاد قزويني :
بعضي ها وطن فروش هستند، در رابطه با سوال اول شما اگر چنانچه عمر با معاويه ميجنگيد قطعاً اين آقايان همان طوري که جنگ کنندگان با ابو بكر را برچسب ارتداد زدند و گفتند اينها اصحاب رده هستند اگر عمر کسي را ميفرستاد و معاويه را ميکشت و به زن او تجاوز ميکرد عمر ميگفت ايشان رفته و اجتهاد کرده است و ثواب هم کرده است مانند همان کاري که خالد با مالک بن نويره کرد.
بيننده :
تشکر ميکنم که شبهات را جواب ميدهيد.
بيننده : مرتضوي از مالزي
من امشب از طرف روم نداي شيعه منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسنجر پالتاگ مزاحم شما ميشوم آمدم که چند تا نکته را با اجازه شما عرض کنم :
اولاً: استاد همانطوري که بارها خود شما در اين برنامه و برنامه هاي ديگر گفتيد هجمه که امروزه جهان کفر و بدعت عليه شيعه دارد در تاريخ بي نظير بوده است و همچنين با پيشرفت علم و تکنولوژي و وسايل ارتباطات جمعي که دسترسي از يک نقطه به نقطه ديگر را به راحتي امکان پذير کرده است در فضاي سايبري شاهد هجمه بي سابقه عليه فرهنگ تشيع و فرهنگ ناب محمدي صلي الله عليه وآله و سلم هستيم و هتاکي ها و بي ادبي ها و شبهه هايي که عليه فرهنگ اهل بيت امروزه مطرح ميشود بي سابقه بوده است ، مسنجري در اينترنت وجود دارد به نام پالتاگ که شايد بتوان گفت بيشتر از مسنجرهاي ديگر در اين مسنجر کساني که ملتزم به عقيده اي هستند ميآيند و سعي در تبليغ و دفاع از عقيده خود دارند که از سست ترين عقايد هم در اين مسنجر روم دارند و در حال تبليغ هستند.
من زنگ زدم تا اول تشکر اساسي بکنم از شبکه جهاني ولايت و از شخص شما به عنوان مجري شبکه ولايت به خاطر اينکه ما از وقتي اين روم را در مسنجر پالتاگ راه انداختيم به لطف خدا و توجهات حضرت ولي عصر و حضرت زهرا سلام الله عليهم و بعد هم به لطف اساتيد شبکه ولايت واقعا کمک بي دريغي که به اين روم کردند و تشريف آوردند و سوال بچه شيعه ها را جواب دادند و شبهات را از بين بردند که جواب دندان شکني به تمامي مخالفان اسلام از جمله وهابيت و مسيحيت و جديدا هم فرقه هاي نو ظهوري مانند همين فرقه موهوم احمد الحسن اليماني داده شده است و به تهمت هايي که به علماي شيعه از جمله خود حضرتعالي و آيت الله کوراني و بقيه علما زده ميشود الحمدلله به لطف اساتيد شبکه ولايت جواب داده شده است .
من فقط آمدم که يک تشکر اساسي کنم و يک سوال هم بپرسم که :
ما ديشب در روم يکي از اصلي ترين مبلغين همين فرقه يماني براي بحث آمده بود و بحثي صورت گرفت با يکي از اساتيد شبکه ولايت و خدا را شکر به لطف حضرت ولي عصر به قدري ايشان مفتضح شد و به پوشالي بودن عقيده اش پي برد توسط حتي خود طرفداران ايشان و ايشان در آخر کار فرارکردند و فرار را بر قرار ترجيح داد.
من ميخواستم بدانم که نظر مراجع شيعه و نظر شخص شما به عنوان يکي از بزرگان شيعه راجع به اين فرقه نو ظهور و موهوم و شخص آقاي احمد الحسن اليماني که اصلا نمي دانيم کي هست و کجا هست در اين 13 ـ 14 سالي که ادعا کرده اند چيست ؟
بيش از اين وقت شما را نمي گيرم و اميدوارم ما را بي بهره نگذاريد و ما را از خدمتي که به جهان تشيع ميکنيد شريک بدانيد.
بيننده : موسوي از زاهدان
از اين برنامه هاي شما واقعا ما استفاده هاي خوبي داريم و موضوعي که الان براي ما پيش آمده است در رابطه با عيد غدير است که ميفرمايند 3 روز آقا رسول الله و اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب در غدير ماندند تا همگي با او بيعت کنند لطف کنيد در اين رابطه توضيحي بفرماييد ممنون ميشوم.
خسته نباشيد ما را هم در حرم معصومه سلام الله عليها دعا کنيد.
بيننده : احمد از دماوند (اهل سنت)
مي خواستم چند تا سوال مطرح کنم اگر مشکلي ندارد
استاد قزويني :
بفرماييد
بيننده :
آقاي قزويني اگر در اوايل اسلام ارث پيامبر را که فدک بود به حضرت فاطمه ميدادند الان چه فايده اي براي ما داشت ؟
سوال دوم هم اينکه چرا رواياتي که از کتب اهل تسنن ميخوانيد و در مانيتور نشان ميدهيد احاديث ناقص و نصفه نشان داده ميشود؟ و کل احاديث را نشان نميدهيد.
مجري :
ميتوانيد يک نمونه را بگوييد؟
بيننده :
بله؟
مجري :
آن حديثي که نصفه گفته شده است را چون بعضي احاديث انقدر طولاني است که لزومي ندارد آورده شود.
بيننده :
من 2-3 شب پيش هم صحبتي راجع به حديثي که راجع به حضرت ابراهيم بوده و ساره زن او که آقاي ابوالقاسمي نصف آن را نشان داد و بقيه اش را نشان نداد و قيچي کرد.
سوال سوم هم اينکه آقاي قزويني يعني پيامبر اسلام آمد مردم را به يک دين و به يک قبله هدايت کند آيا در زمان پيامبر مشرکين مکه نمي گفتند خدايي هست ؟ مگر مشرکين نمي گفتندکه ما به وسيله اين بت ها ميخواهيم به الله برسيم؟ محمد آمد و اينها را از بين برد.
استاد قزويني :
مي توانيد آيه آن را بيان بفرماييد؟
بيننده :
اجازه بدهيد صحبت کنم
استاد قزويني :
شما به صورت متکلم وحده پشت سر هم بيان ميکنيد، بعضي از سوالات است که در عرض 30 ثانيه سوال طرح ميشود ولي جوابش به مدت زيادي نياز دارد.
اين را که ميفرماييد در زمان پيامبر اکرم مشرکان مکه هم خدا را قبول داشتند و ميگفتند اين بت ها واسطه ما هستند ، آيا ميتوانيد آيه آن را بخوانيد ؟
ee. بيننده :
والله آقاي قزويني من راجع به علم قرآني زياد مسلط نيستم ولي در رابطه با احاديث تا اندازه اي از طريق شبکه شما و شبکه هاي ديگر گوش ميدهم و آدمي هم هستم که به خدا اعتقاد دارم و آدمي هستم که از تنها کسي که ميترسم خداست.
دوما هم اگر نهج البلاغه نامه 110 حضرت علي ميفرمايد:
توسل به 10 چيز است که از نماز شروع ميشود.
در اين نامهاي که در نهج البلاغه است درباره توسل چيزي نگفته است که به من يا اولاد من توسل کنيد و تمام توسلاتي که فرموده به عبادت خود انسان باز ميگردد.
استاد قزويني :
در رابطه با بت ها، آيا بت پرستان که ميگفتند خدا آسمان و زمين را آفريده است نماز ميخواندند؟ در نماز خود
أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد ان محمدا عبده و رسوله
مي گفتند يا نمي گفتند ؟
بيننده :
آقاي قزويني
استاد قزويني :
نه جواب ما را بده
بيننده :
اگر اعتقادي به محمد داشتند در مقابل او نمي ايستادند و صف آرايي نمي کردند.
استاد قزويني :
خدا امواتت را بيامرزد، آيا ميگفتند لااله الا الله يا نمي گفتند ؟
بيننده :
مي گفتند الله
استاد قزويني :
خدا امواتت را بيامرزد، خودت قشنگ جواب خودت را دادي
اولا بر اينکه آنها ميگفتند الله نمي گفتند لا اله ، الان مسلمانهاي کره زمين و خود شيعه ها هر روز در اذان و اقامه و نمازشان چندين بار ميگويند :
لااله الا الله
اين طور مقايسه کردن شيعيان با مشرکان مکه اين نوعي عناد است و خلاف منطق ميباشد، من سوالي از شما کردم که آيا آنها ميگفتند لا اله الا الله ؟ گفتيد : نه .
دوم آنها ميگفتند :
مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى
سوره زمر - آيه 3
ما اين بت ها را عبادت ميکنيم، ميپرستيم تا ما را در نزد خداي عالم شفاعت کنند.
آيا هيچ شيعه اي را سراغ داريد که پيامبر يا امامي را عبادت کند؟
بيننده :
بله الان همسايه هاي من هنگام نشستن و بلند شدن و خوابيدن يا علي و يا حسين ميگويند.
استاد قزويني :
بنده هم اينجا بارها گفتم شيعيان براي کوري چشم وهابي ها هر وقت بلند ميشوند بگويند يا علي، مينشينيد بگوييد يا علي ، غذا ميخوريد بگوييد: يا علي ، خداحافظي ميکنيد بگوييد: ياعلي
آيا يا علي گفتن عبادت کردن علي است ؟
oo. بيننده :
خدا ميگويد هرچه که خواستيد از من بخواهيد.
استاد قزويني :
عزيز من بنا نيست که پرت و پلا حرف بزنيم ، ما به حضرتعالي احترام گذاشتيم و روي خط نگه داشته ايم.
بيننده :
حضرتعالي الان زنده هستيد من دم درب خانه شما ميآيم و ميگويم برادر بزرگوار من آقاي قزويني بنده نان براي بچه هايم ندارم 10 تا نان به من بده ، و در حال حاضر هم زنده هستيد و دست ميبريد در سفره خود 5 تا نان به بنده ميدهيد ، خاک زير پاي ائمه اطهار و اهل بيت پيامبر و خود حضرت علي سرمه چشم ما است ولي فرق اهل تسنن با حضرتعالي يا برادران اهل تشيع اين است که شماها حضرت علي را الان در همين جايي که بنده هستم همه مدد از علي ميخواهند ، درست است که احترام حضرت علي براي همه ما واجب است ولي وقتي خود حضرت علي شب تا صبح اکثر وقت به نماز ميايستاد به خاطر ترس از خدا نبود ؟
استاد قزويني :
حرفتان تمام شد؟
بيننده :
بله من از شما خداحافظي ميکنم
استاد قزويني :
نه نه خداحافظي نکن اجازه بده برادر من.
شما که ميگوييد وقتي ياعلي ميگوييد همه کمک را از علي ميخواهيد اين غلط است ، اگر کسي بيايد بگويد ياعلي و براي علي بن ابي طالب دکاني در برابر دکان خدا بسازد اين کفر و شرک و ارتداد است ولي اگر کسي بگويد يا علي به اين نيت که ياعلي تو پيش خدا آبرو داري و زنده هستي طبق منطق قرآن چون حداقل علي شهيد که شده است
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ
سوره بقره - آيه 154
علي زنده است و اين منطق قرآن است و روايت متعدد هم شما داريد بر اينکه انبياء نمي ميرند و در قبرشان زنده هستند و عبادت ميکنند ، اگر من به اين نيت که علي بن ابي طالب زنده است ، به اذن خداي عالم صداي من را ميشنود ، به اذن خداي عالم به صداي من جواب ميدهد و به اذن خداي عالم حاجت من را يا خودش مستقيما يا از خداي عالم طلب ميکند که حاجت من را بدهد.
کجاي اين شرک است ؟ کجاي آن از خدا روي گرداندن است ؟
بيننده :
هيچکس اسم بردن از علي را شرک نمي داند.
استاد قزويني :
شما الان ميگوييد يا علي گفتن شرک است.
بيننده :
کمک خواستن از علي.
استاد قزويني :
عزيز من کمک خواستن از علي چه اشکالي دارد ؟ اگر کسي معتقد باشد علي طبق آيه قرآن زنده است و صداي ما را هم ميشنود و خدا به او قدرت داده است که حاجت ما را بدهد اگر با اين نيت از علي حاجت بخواهد چه اشکالي دارد ؟
بيننده :
آقاي قزويني خدا در قرآن ميگويد شهدا زنده هستند ، و قبول هم داريم که حضرت علي شهيد محراب هستند ولي شهدا در نزد خداوند زنده هستند و روزي ميخورند.
استاد قزويني :
يعني من و شما پيش شيطان زنده هستيم؟
بيننده :
کجاي آيه قرآن ميگويد شهدا زنده هستند و بر مردم دارند حکومت ميکنند؟
استاد قزويني :
عزيز من چرا پرت و پلا ميگويي برادر عزيزم سرور من ، مگر ما گفتيم ائمه حکومت ميکنند؟ اينکه عبد الله عمر پايش فلج ميشود و ميگويد :
يا محمد
و مشکل پايش برطرف ميشود آيا اين يا محمد گفتن عبدالله عمر کفر او را ثابت ميکند ؟
بيننده :
نه .
استاد قزويني :
خدا امواتت را بيامرزد.
بيننده :
مدد گرفتن از غير خدا.
استاد قزويني :
عزيز دل من اين عبارتي است که جناب آقاي بخاري در کتاب الأدب المفرد ص 207 حديث 993 نقل ميکند که اواخر عمر آقاي عبدالله عمر بود و سکته ميکند و پايش فلج شده بود بنده خدايي به او گفت :
اذكر أحب الناس إليك
محبوبترين افراد را صدا کن تا شفايت بدهد.
فقال محمد
اي محمد مرا نجات بده
فانبسطت.
با گفتن يا محمد مشکل پايش برطرف شد.
روايت هم صحيح است .
غريب الحديث للحربي - ج 2 - ص 674
مسند ابن الجعد - ج 1 - ص 369
الطبقات الكبرى - ج 4 - ص 154
آيا شما معتقديد عبد الله عمر که از پيامبر اکرم طلب شفا خواست و پيامبر هم او را کمک کرد و پاي او را شفا داد آيا معتقديد عبدالله عمر کافر شد ؟ از دين خارج شد ؟
بيننده :
آقاي قزويني.
استاد قزويني :
عزيز من جواب به من بده اين طرف و آن طرف نرو
بيننده :
الان تنها چيزي که من ميدانم هرجايي از قرآن را که باز ميکنيم خداوند ميفرمايد :
بنده غفور هستم ، بنده رحمان هستم ، بنده رحيم هستم ، از هر چيزي به شما نزديک تر هستم آيا درست است وقتي شما نزديک و دم دست من هستيد ابتدا بيايم پيش مجري برنامه آقاي محسني و به ايشان بگويم که از شما فلان سوال را بپرسد؟
استاد قزويني :
اگر اين گونه است که شما ميگوييد پس اعتراض شما به خود قرآن است و شما با اين با اين نگاه کافر ميشويد.
بيننده :
شما به من نشان بده که فلان جاي قرآن نوشته است از خلق خدا فلان کار را بخواهيد اگر نشان داديد بنده گواه ميدهم فردا تشريف بياورم قم و در شبکه شما بگويم : اشهد ان عليا ولي الله.
استاد قزويني :
ما ميدانيم که شما دروغ ميگوييد ولي نشان ميدهم
بيننده :
خدا گواه است ميآيم ولي به اين شرط که اين آيه قرآن را حداقل 10 نفر از علما و مفسرين اسلام تاييد کرده باشند .
استاد قزويني :
باشه اشکالي ندارد الان تلويزيون را ميبينيد ؟
بيننده :
ممنونم خداحافظ من شارژم تمام است از تلويزيون صداي شما را ميشنوم
استاد قزويني :
نه همينطور حضور داشته باشيد من با شما کار دارم.
بيننده :
بيننده تلفن خود را قطع ميکند.
استاد قزويني :
بله قطع کردند، گرچه ما ميدانيم که شما دروغ ميگوييد؛ چون يوسف هم از بندر عباس گفت يک دليل بياوريد من شيعه ميشوم ولي ديگر جرأت نکرد به برنامه ما بيايد؛ چون ما سوالي طرح کرديم براي ايشان ولي رفت و نيامد.
در سوره يوسف آيه ۹۷ ميفرمايد که فرزندان حضرت يعقوب خدمت پدر ميآيند و ميگويند:
قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ
آيا اين فرزندان حضرت يعقوب که نزد پدر آمدند و گفتند که اي پدر! تو واسطه شو تا خدا گناه ما را ببخشد؟ حضرت يعقوب نگفت که خدا به شما نزديک تر است شرک نگوييد و از خدا بخواهيد که گناه شما را ببخشد؟ و نگفتند که اي پدر ما را ببخش ، فرق است بين اينکه بگويند :
يا ابانا اغفر لنا
پدر ما را ببخش
و بين
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا
اي پدر از خداي عالم براي ما طلب مغفرت کن ما خطاکاريم .
حضرت يعقوب پيامبر ميگويد:
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
من براي شما از خداي عالم طلب مغفرت ميکنم خداي عالم غفور و رحيم است.
اگر
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
سوره غافر- آيه 60
درست است
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ
سوره بقره - آيه 186
درست است ، اگر :
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
سوره ق - آيه 16
درست است؛ پس چرا حضرت يعقوب نگفت خدا که نزديک است از خدا بخواهيد و از او طلب مغفرت کنيد؟
در آيه ۶۳ سوره نساء در رابطه با نبي مکرم صلي الله عليه و آله وسلم است که ميفرمايد:
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا
اين آيه را برادر عزيزمان دقت کنند تا بعد از حداقل ۵۰ نفر از بزرگان اهل سنت در اين باره صحبت کنم.
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
آنهايي که در حق خودشان ظلم کردند.
جَاءُوكَ
پيش تو بيايند اي پيامبر
فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ
استغفار کنند
وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا
پيامبر هم براي آنها استغفار کند خدا آنها را ميبخشد
پيامبر واسطه است ، پس چرا اينجا نميگويد : مردم برويد و مستقيم از خدا بخواهيد بلکه ميگويد: پيامبر اکرم بايد براي آنها طلب بخشش کند.
حداقل بالاي 50 نفر از علماي اهل سنت اين آيه را از آداب زيارت رسول اکرم آورده اند که اگر کسي آمد به زيارت قبر نبي مکرم بيايد بگويد : اي پيامبر من در حق خودم ظلم کردم مرا ببخش.
امام سبکي ميگويد :
دلت الآية على الحث على المجئ إلى الرسول صلى الله عليه وآله وسلم والاستغفار عنده.
اين آيه 64 سوره نساء که ميگويد نزد پيامبر بيايند و از پيامبر طلب مغفرت کنند دلالت ميکند که هم در زمان حيات پيامبر به او متوسل شويم و هم بعد از رحلت ايشان .
شفاء السقام - السبكي - ص 181
سمهودي شافعي ميگويد :
علماي اهل سنت از اين آيه استفاده کرده اند هم در زمان حيات پيامبر و هم بعد از رحلت ايشان.
جناب آقاي شوکاني همين مطلب را بيان کرده است .
آقاي ابن قدامه مقدسي که حنبلي مذهب است در کتاب المغني ج 3 ص 590 ميگويد :
کسي که خدمت نبي مکرم ميآيد بگويد:
انك قلت وقولك الحق
تو حرف حق زدي
وقد أتيتك
پيامبر! من نزد تو آمدم
مستغفرا من ذنوبي
از گناهانم استغفار ميکنم
مستشفعا بك إلى ربي
تو را بين خود و خدا شفيع قرار ميدهم.
الشرح الكبير لابن قدامة - ج 3 - ص 495
المغني - ج 3 - ص 298
المجموع نووي - ج 8 - ص 274
الاختيار - ج 1 - ص 189
الدرر الثنيه - ص 9
اگر واقعاً کسي دنبال حقيقت است بفرماييد اين هم حقيقت.
در آيه 35 سوره مائده ميفرمايد:
وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ
واسطه نزد خداي عالم ببريد و هرگز نگفته است که واسطه شما زنده باشد يا مرده باشد، پيامبر باشد، عمل صالح باشد.
در خطبه 110 نهج البلاغه علي ميفرمايد :
إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإيمان به وبرسوله والجهاد في سبيله.
نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 215
با فضيلت ترين چيزي که ميتوان به خدا متوسل شد، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر و جهاد است.
پس معلوم ميشودکه توسل جايز است، شما که ميگوييد توسل شرک است و ما نياز به واسطه نداريم و خدا از همه به ما نزديک تر است اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميگويند که توسل است.
اولا ما توسل را هم به اعمال صالحه جايز ميدانيم که اين منطق قرآن است :
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا
سوره آل عمران - آيه 193
هم توسل به عمل صالح و هم توسل به اسماء الهي :
وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا
سوره اعراف - آيه 180
و هم توسل به انبيا، مانند آيه 97 سوره يوسف و آيه 64 سوره نساء که دلالت ميکند که توسل به پيامبران هم هيچ اشکالي ندارد.
من يک سوالي از شما دارم گرچه کارشناسان شبکه هاي وهابي نميتوانند پاسخ دهند ولي حداقل احمد آقا مقداري فکر کنيد:
اميرالمؤمنين نگفتند که توسل به پيامبر و ائمه حرام است بلکه ميگويد :
با فضيلت ترين توسل ايمان به خداست.
آيا اگر ايمان به خدا با فضيلت ترين توسل باشد، توسل هاي ديگر حرام ميشود؟ در کتب اهل سنت آمده است که :
أفضل الصلوات وهي العصر
با فضيلت ترين نماز ها نماز عصر است.
تفسير ابن كثير - ج 1 - ص 191
تفسير القرطبي - ج 20 - ص 179
آيا معني آن اين است که نماز ظهر حرام است ؟ نماز مغرب و عشاء حرام است؟ اگر شخصي آمد و گفت فلان کار افضل است در برابر چه است ؟ يعني ديگران باطل است؟ علي که ميگويد:
إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله
نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 - ص 216
يعني توسل به پيامبر باطل و شرک است؟ توسل به انبياء شرک است؟
ابونعيم نقل ميکند که :
أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح يوم الجمعة.
با فضيلت ترين نماز ها نماز صبح روز جمعه است.
حلية الأولياء - ج 7 - ص 207
شعب الإيمان - ج 3 - ص 115
فضائل الأوقات - ج 1 - ص 512
بيان الوهم والإيهام في كتاب الأحكام - ج 3 - ص 203
آيا وقتي اين گونه گفت يعني ديگر نماز ها همگي باطل است؟
در جاي ديگر آمده است:
أَفْضَلُ الصَّلاَة صَلَاةُ الْمَرْءِ في بَيْتِهِ
بافضيلت ترين نماز ها نمازي است که در خانه ميخوانند.
صحيح البخاري - ج 1 - ص 256
مصنف ابن أبي شيبة - ج 2 - ص 52
پس با اين حساب نمازهايي که به صورت جماعت بيرون از خانه خوانده ميشود شرک و باطل است؛ چون پيامبر فرموده است که بهترين نماز نمازي است که مرد در خانه بخواند.
شما مقيد هستيدکه در ماه رمضان نماز تراويح ميخوانيد، جناب عمربن خطاب ميگويد: آنهايي که در خانه خود ميخوابند افضل هستند از کساني که نماز تراويح ميخوانند.
قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ.
آنهايي که شبهاي ماه رمضان در خانه ميخوابند افضل هستند از کساني که نماز تراويح ميخوانند.
اگر خواب افضل است پس آنهايي که نماز تراويح ميخوانند شرک است؟
صحيح البخاري - ج 2 - ص 707
و دهها قضاياي ديگر داريم که کلمه افضل آمده است. آقايان کارشناس عقل درست و حسابي ندارند، ميگويند مردم ببينيد علي ميگويد :
أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإيمان به.
علي ميگويد توسل به پيامبر توسل به من توسل به ائمه حرام است.
نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 - ص 216
کجاي عبارت اميرالمؤمنين آمده است که حرام است ؟
ما نميخواهيم که احمد آقا بيايد و شيعه شود ولي تقاضا دارم حداقل احساس کند آن چيزي که در ذهن او خوانده اند يک سري خرافات و مطالب ضد دين و قرآن است. و کساني که ميگويند توسل به پيامبر شرک است مخالف قرآن، مخالف دين و دشمن اهل بيت هستند. اگر چنانچه در کتب آنها توسل به عمر و ابابکر جايز بود آنها در تمام دنيا مينوشتندکه دعاي توسل به ابو بكر و عمر ولي توسل به ائمه اطهار بوده است و لذا اينها ميخواهند توسل را رد کنند.
البته اهل سنت اين گونه نيست چون اهل سنت همگي توسل را قبول دارند چون خود جناب سبکي ميگويد که : تمام علماء، عقلا و عوام اهل سنت و همه آنهايي که دين دارند، معتقد به توسل هستند.
جواب استاد به سوال آقاي موسوي :
در رابطه با غدير انشاء الله ما داريم بحث ها را دنبال ميکنيم تا کل شبهاتي که پيرامون غدير است را مطرح کنيم و پاسخ دهيم .
در رابطه با افرادي که به قولي
هر دم از اين باغ بري ميرسد تازه تر از تازه تري ميرسد
اولين فتنه اي که ما با آن مواجه هستيم آقاي احمد الحسن نيست؛ چون قبل از او هم دجال هاي زيادي آمدند که ادعاي مهدويت و بابيت کردند مانند : علي محمد باب بنيانگذار بهائيها که ادعا کردند ما سيد يماني هستيم و ايشان وقتي که آمد در رابطه با مباحث بابيت صحبت کرد و اينکه من اين چنين و چنان هستم و آن کسي که پيامبر به آن وعده داده است من هستم.
احمد الحسن در محرم 1208 حدود 500 نفر از افراد بي خبر و نا آگاه را جمع کرد و روز عاشورا در بصره و ناصريه قيام کردند ، مردم در حال عزاداري بودند که اين احمد الحسن دجال که تعبير بزرگان ما اين است که اين آقا هم ضال است و هم مضل است بعضي از مراجع ما فتوا به ارتداد و وجوب قتل او دادند مانند آيت الله حائري چون او از مصاديق مفسد في الارض است.
آمد و شروع کرد به حمله کردن و گفت :
جاء المهدي
مهدي آمد مهدي آمد
و با نيروهاي دولتي درگير شدند و فقط در خود بصره 80 نفر انسان بيگناه کشته شد و در ناصريه 70 نفر کشته شد سپس از عراق به امارات فرار کرد و زير پرچم وهابي ها زندگي ميکند.
اين چگونه سيد يماني است که فرار ميکند و پشت چادرهاي زنان ميرود و خود را مخفي ميکند. جالب است ايشان يک نامه اي نوشته بود با اين مضمون که :
اما بعد الي السيد الخامنه اي: السلام عليکم و رحمة الله ، الي السيد القزويني في ايران : السلام عليکم و رحمة الله ، شيخ عبدالحميد مهاجر السلام عليکم ، شيخ علي کوراني السلام عليکم
شما همين نامه را اگر دوستان ببينند کاملا ميفهمند که اين آقا اصلا عقل ندارد و يک ديوانه هزار بار بر اين آقا شرافت دارد و در نوشتن نامه از او بهتر است.
ما ايشان را آدم بيدين ، لا مذهب ، گمراه ، گمراه گر ، فاسد و از مصاديق مفسد في الارض ميدانيم و اهانت هايي که ايشان به مراجع ما کرده است باالاخص خدمت آيت الله العظمي سيستاني همين کافي است که ارتداد ايشان را صادر کند.
مي گويند چرا براي مناظره نمي آييد؟ بنده رسماً اينجا آماده هستم که براي مناظره بيايند تا ما ثابت کنيم که تو عقل نداري و ديوانه و گمراه و گمراه گر هستي اگر توانستيم ثابت کنيم که هيچ ولي اگر ثابت نکرديم ما هم تابع شما هستيم.
آقا ميگويد: مباهله ، بنده آماده هستم ايشان با اسکايپ اينجا بيايد با اينکه چند نفر از علماي بزرگ شيعه اعلام مباهله کردند ولي ايشان فرار کردند و لذا اينها را ما گروه فاسد ميدانيم و از عزيزاني که در روم ها هستند توصيه ميکنيم که حيف است که اينها روم شما را با حضورشان آلوه کنند چرا که صدا و منطق آنها آلوه کنند است و نظر بزرگان و علماي شيعه نسبت به ايشان و امثال ايشان هم اين بوده است.
ايشان ادعا کرده بود که حضرت آيت الله کوراني از آقاي احمد الحسن معجزه و کرامت ديده است ، بر پدر آدم دروغگو لعنت ، لعنت خدا و ملائکه بر احمد الحسن که او را امام ميخوانيد.
ما ميخواستيم امروز آيت الله کوراني روي خط بيايند و کتابي هم ايشان نوشتند به نام دجال البصرة که در اين کتاب حداقل 50 جا ايشان را دجال ، ضال ، مضل ، ديوانه خوانده است.
آقاي کوراني در قسمتي از کتاب به صورت مسخره گفته است که :
پس شما کرامت هم داريد
به اين عنوان که بگويد اين شخص عقل ندارد و ديوانه است ولي گرفتند اين عبارت را در روم ها قرار دارند و گفتند که آيت الله کوراني کرامت ايشان را قبول دارد.
خدايا تو را قسمت ميدهيم به آبروي محمد و آل محمد، فرج مولاي ما ولي عصر نزديک بگردان و ما را از ياران آن بزرگوار قرار بده.
«والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته»
اللهم عجل لوليک الفرج