احادیث درباره صبر

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
امام باقر (ع) : کمال انسان ، تمام کمال در سه چیز است : فراگرفتن علم دین و شکیبایی در پیش آمدها و ناگواریها و اندازه نگه داشتن در زندگی.  انوارالبهیه صفحه ۱۴۳

 

احادیث درباره ی صبر


حضرت صادق (ع) فرموده اند : کسى که صبر کند ؛ پیروز شود.  اصول کافى جلد ۱ صفحه ۳۱



احادیث درباره ی صبر


مولا علی (ع) فرمودند : صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می رسد ، تحمل کند و خشم خود را فرو برد.  غررالحکم چاپ دانشگاه تهران ، جلد ۲ حدیث ۱۸۷۴

 

احادیث درباره ی صبر


امام علی (ع) : ریشه صبر ، ایمان نیکو و عقیده استوار به خداوند است.  غررالحکم جلد ۲ حدیث ۳۱۸۴

احادیث درباره ی صبر

 
امام علی (ع) فرمودند : صبر یا بر مصیبت است ، یا بر اطاعت خدا ، یا در مقابل معصیت است ، که قسمت سوم صبر که در مقابل معصیت است از دو قسمت قبلی با ارزش تر است.  میزان الحکمه ، نشر دفتر تبلیغات اسلامی جلد ۵ حدیث ۱۰۱۰۱

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


رسول خدا (ص) فرمودند : صبر چهار شعبه دارد : اشتیاق ، هراس ، وارستگی و انتظار . پس هرکس مشتاق بهشت است باید از شهوات بیرون برود.و کسی که از آتش میترسد باید از گناهان برگردد ، و کسی که نسبت به دنیا زهد می ورزد ، باید گرفتاری را سبک بشمارد ، و کسی که در انتظار مرگ است باید در کارهای خوب بشتابد.  میزان الحکمة جلد ۵ حدیث ۱۰۱۳۳

 

احادیث درباره ی صبر


امام علی (ع) فرمودند : صبر در کارها همانند سر در بدن است ، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود ، بدن فاسد میشود ، هنگامی هم که صبر از کارها جدا شود کارها تباه میشود.  بحارالانوار ، نشر کتابفروشی اسلامیه ، جلد ۷۱ صفحه ۷۳

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) : صبر و شکیبایی و اخلاق نیکو و حلم و بردباری از اخلاق پیامبران است.  بحارالانوار جلد ۷۱ حدیث ۹۲


احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) فرمودند : اگر صبر کنی به مقام و منزلت نیکان میرسی ، و اگر بی تابی کنی ، آن تو را به آتش وارد میکند.  غررالحکم جلد ۳ حدیث ۳۷۱۳

*********احادیث درباره ی صبر***********

امام صادق (ع) فرمودند : عاقبت صبر و شکیبایی خیر است ، بنابراین صبر کند ، تا پیروز شوید.  بحارالانوار جلد ۷۱ حدیث ۹۶

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) فرمودند : تو به آنچه که دوست داری از پروردگارت به تو برسد ( بهشت ) دست نمی یابی مگر اینکه در مقابل خواسته های نفسانی مقاومت کنی.  غررالحکم جلد ۳ حدیث ۳۷۹۴

 

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
امام علی (ع) فرمودند : کسی که بر مرکب صبر و بردباری سوار شد به میدان پیروزی خواهد رسید.  بحارالانوار جلد ۷۸ صفحه ۷۹

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام باقر (ع) فرمودند : کسی که صبر کند ، و کلمه استرجاع ، یعنی ( انا لله و انا الیه راجعون ) بگوید و هنگام گرفتاری خدا را ستایش کند ، پس او از کار خدا خشنود است و اجرش با خداست و کسی که این چنین نکند ، سرنوشت او تغییر نمیکند و مذمت میشود و پاداش او هم از بین میرود.  بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۹۶


 *********احادیث درباره ی صبر***********

حضرت محمد (ص) فرمودند : نشانه انسان صبور در سه چیز است : ۱-اینکه کسل نمیشود ۲-دل تنگ نمیشود ۳-از پروردگارش شکایت نمیکند ، چرا که وقتی کسل شود ، حق را ضایع و تباه خواهد کرد ، و هنگامی که دلتنگ شد ، سپاسگذاری نمیکند و وقتی که از پروردگارش شکایت کند ، گناه خواهد کرد.  بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۸۶

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) فرمودند : انسان صبور و شکیبا پیروزی را از دست نمیدهد ، اگرچه زمان آن طولانی شود.  میزان الحکمة جلد ۵ حدیث ۱۰۰۷۰

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
امام علی (ع) فرمودند : کسی که در اطاعت خدا و کناره گیری از گناهان صبر و شکیبایی داشته باشد ، او مجاهد بسیار صبوری است.  غررالحکم جلد ۵ حدیث ۹۱۹۰


 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) : تنها کسی به نعمت های آخرت میرسد ، که در مقابل گرفتاریهای دنیا صبر و شکیبایی داشته باشد.  غررالحکم جلد ۶ حدیث ۱۰۷۵۲

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام صادق (ع) فرمودند : ما خاندان ، صبور و شکیباییم و شیعیان ما از ما هم شکیباترند.گفتم : جانم به فدایت ، چگونه شیعیان شما از شما شکیباترند ؟ فرمود : چون صبر ما بر چیزی است که میدانیم ، اما شیعیان ما صبر و شکیبایی می ورزند بر چیزی که نمی دانند.  بحارالانوار جلد ۷۱ حدیث ۸۰

 

*********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) : شیرینی پیروزی ، تلخی صبر را محو میکند.  غررالحکم جلد ۳ حدیث ۴۸۸۲



 *********احادیث درباره ی صبر***********


امام علی (ع) : صبر بر طاعت خدا ، از صبر بر عذاب او آسانتر است.  غررالحکم جلد ۲ حدیث ۱۷۳۱



 *********احادیث درباره ی صبر***********


از امام زین العابدین (ع) نقل شده که در وصیت به فرزندش امام باقر (ع) فرمود : در راه حق ، صبر و بردباری داشته باش اگرچه تلخ باشد.  بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۷۷


 *********احادیث درباره ی صبر***********

از رسولخدا (ص) سوال شد . آیا کسی بدون حساب وارد بهشت میشود ؟ پیامبر (ص) فرمود : آری هر انسان مهربان و شکیبا بدون حساب وارد بهشت میشود.  بحارالانوار جلد ۸۲ صفحه ۱۳۹

 

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود : انسان آزاده همیشه آزاده است ، اگر حادثه ای برای او پیش آید ، صبر و شکیبایی دارد ، و اگر مصیبتها بر او فرو ریزد ، او را نمی شکند اگرچه اسیر و مغلوب شود و آسایش او به سختی تبدیل شود.  بحارالانوار جلد ۷۱ صفحه ۶۹



 *********احادیث درباره ی صبر***********


پیغمبر اکرم (ص) به اصحاب خود فرمود : عملی را بگویم که اگر انجام دهید شیطان به قدر فاصله مشرق و مغرب از شما دور میشود.عرض کردند بفرمائید.فرمود : روزه صورت شیطان را سیاه میکند ، صدقه پشت او را میشکند دوستی در راه خدا و کمک کردن به یکدیگر در کارهای نیک شیطان را بیچاره می نماید توبه و استعفار رگ قلبش را پاره میکند هر چیزی زکات و پاک کردن دارد زکات بدن روزه است. از حضرت صادق (ع) نقل شده که در تفسیر آیه شریفه ( واستعینوا بالصبر و الصلوة) فرمود : منظور از صبر روزه است هرگاه برای شخصی پیش آمد سختی شود روزه بگیرد زیرا خداوند میفرماید : {{ بوسیله روزه و نماز کمک بگیرید }} وافی جلد ۲ باب صوم صفحه ۶ ، پند تاریخ جلد ۵ صفحه ۲۴۲

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
حضرت محمد (ص) : صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن.  اصول کافی جلد ۳ باب الصبر حدیث ۳

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
حضرت محمد (ص) : صبر و شکیبایی در موقع صدمات شایسته تر است.  اثنی عشریه صفحه ۸



 *********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) : صبر بر سه نوع است : صبر در هنگام مصیبت و صبر بر ( زحمت ) طاعت و صبر از ( اجتناب ) گناه ، پس هرکه بر مصیبت صبر کند تا آنرا با عزا و تسلیت خوبی رد کند خداوند برایش سیصد درجه می نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر مانند فاصله زمین تا آسمان باشد ، و هرکه بر ( زحمت و رنج ) طاعت صبر کند خداوند برای او ششصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر مانند فاصله قعر زمین تا عرش باشد ، و هرکه از گناه صبر کند خداوند برایش نهصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه بعدی به اندازه فاصله گودی زمین تا انتهای عرش باشد.    اصول کافی جلد ۳ باب الصبر حدیث ۱۵

 *********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) : هرکه بر مصیبت صبر و شکیبایی کند خداوند او را عوض دهد.   اثنی عشریه صفحه ۱۰



 *********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) : خوشا به حال مستمندان برای صبرشان و آنها هستند که ملکوت آسمانها و زمین را می بینند.  اصول کافی جلد ۳ باب فضل فقراء المسلمین حدیث ۱۳


 *********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) : صبر نصف ایمان و یقین همه ایمان است.  اثنی عشریه صفحه ۸



 *********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) :  هنگامیکه صبر تمام شود فرج و گشایش میرسد { بر اثر صبر نوبت ظفر آید } ارشاد القلوب دیلمی صفحه ۲۴۹
 

*********احادیث درباره ی صبر***********


حضرت محمد (ص) :  مومن به وسیله حلم و نرمخوئی درجه عابد مجتهد را به دست می آورد.  مجموعه ورام جلد ۲ صفحه ۲۴۷

*********احادیث درباره ی صبر***********

 
حضرت محمد (ص) :  خداوند هرگز کسی را به نادانی عزیز نکرده و به حلم هرگز ذلیل و خوار ننموده است.  اصول کافی جلد ۳ باب الحلم حدیث ۵



 *********احادیث درباره ی صبر***********

نبی اکرم (ص) از قول خدایتعالی حکایت میکند که : چون به بنده ای از بندگانم مصیبتی در بدن و یا در مال و یا در اولادش فرستم آنگاه او با صبر نیکو از آن مصیبت استقبال کند از او حیاء میکنم که برایش میزانی نصب کنم و یا برایش دفتری ( به منظور حساب ) باز کنم.  جامع الاخبار صفحه ۱۳۶


*********احادیث درباره ی صبر***********

حضرت محمد (ص) : کسی که برایش مصیبتی رخ دهد زمانیکه به یاد آن افتد بگوید {{ انا لله و انا الیه راجعون }} خداوند (  در برابر صبر ) پاداش آنرا مانند روزی که به او مصیبت رسیده بود تجدید فرماید.  سفینة البحار جلد ۲ صفحه
منبع:hadithe.ir

قهرمانان میوه‌ای کدامند ؟

قهرمانان میوه‌ای کدامند ؟
برای سنجش ارزش و اهمیت هر چیزی معیارهایی وجود دارد. مهم‌ترین معیار سنجش ارزش میوه‌ها نیز میزان آنتی‌اکسیدان‌های آنهاست. البته میوه‌ها معمولاً خیلی دست پر هستند و فواید زیادی برای سلامتی ما دارند.
  
ادامه نوشته

عید سعید فطر مبارک برتمامی مسلمانان عالم مبارک

عید سعید فطر مبارک

 

خدایا
سی شب به تو التماس کردم / این لحظه جواب طالب ام من
خواهی بنواز و خواه رد کن / احسان و عتاب طالب ام من  . . .
عید سعید فطر مبارک برتمامی مسلمانان عالم مبارک

عيد فطر

عيد فطر

واژه عيد، در اصل از فعل عاد(عود) يعود اشتقاق يافته است و معاني مختلفي براي آن ذكر كرده‏اند، از جمله: «خوي گرفته‏»، «هر چه باز آيد از اندوه و بيماري و غم و انديشه و مانند آن‏»، «روز فراهم آمدن قوم‏»، «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلت ‏مند يا حادثه بزرگي باشد»، گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادي نويني باز آرد.(2)
ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخي بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة‏» است، زيرا آنان(قوم)، به جمع آمدن در آن روز، عادت كرده‏اند.(3) چنان كه گفته شده است: «القلب يعتاده من حبها عيد» و نيز يزيد بن حكم ثقفي در ستايش سليمان بن عبد الملك گفته است:

امسي باسماء هذا القلب معمودا
اذا اقول صحا يعتاده عيدا(4)
به گفته ازهري: عيد در نزد عرب، زماني است كه در آن شادي ها يا اندوه‏ ها، باز مي ‏گردد و تكرار مي‏ شود. ابن اعرابي آن را منحصر به شادي ها دانسته است.(5)
واژه عيد تنها يك بار در قرآن به كار رفته است: «اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك‏»(6)
در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است: «عيد در لغت از ماده عود به معني بازگشت است، و لذا به روزهايي كه مشكلات قوم و جمعيتي برطرف مي ‏شود و بازگشت ‏به پيروزي ها و راحتي هاي نخستين مي ‏كند عيد گفته مي ‏شود، و در اعياد اسلامي به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت ‏يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكي فطري نخستين به روح و جان باز مي ‏گردد، و آلودگي هايي كه بر خلاف فطرت است، از ميان مي‏ رود، عيد گفته شده است. و از آن جا كه روز نزول مائده نيز، روز بازگشت ‏به پيروزي و پاكي و ايمان به خدا بوده است، حضرت مسيح(ع) آن را عيد ناميده است. همان طور كه در روايات وارد شده، نزول مائده در روز يكشنبه بوده و شايد يكي از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است.
روايتي كه از علي(ع) نقل شده: «و كل يوم لا يعصي الله فيه فهو يوم عيد» هر روز كه در آن معصيت‏ خدا نشود، روز عيد است، نيز اشاره به همين موضوع دارد، زيرا روز ترك گناه، روز پيروزي و پاكي و بازگشت ‏به فطرت نخستين است.(7)
از«سويد بن غفله‏» نقل شده است: در روز عيد بر اميرالمؤمنين علي(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد او نان گندم و خطيفه(8) و ملبنة(9) است؛ پس به آن حضرت عرض كردم: روز عيد و خطيفه؟! آن حضرت فرمود: «انما هذا عيد من غفر له‏» اين عيد كسي است كه آمرزيده شده است.(10) و نيز در يكي از اعياد، آن حضرت فرمود: «انما هو عيد لمن قبل الله صيامه، و شكر قيامه، و كل يوم لا يعصي الله فيه فهو يوم عيد» امروز تنها عيد كسي است كه خداوند روزه‏اش را پذيرفته و عبادتش را سپاس گزارده است؛ هر روزي كه خداوند مورد نافرماني قرار نگيرد، عيد راستين است. در روايات اسلامي براي اعياد - بويژه اعياد مذهبي، از جمله عيد فطر - آداب و رسوم خاصي مقدر شده؛ در حديثي از معصوم(ع) آمده است. «زينوا اعيادكم بالتكبير»عيد هاي خودتان را با تكبير زينت ‏بخشيد. «زينوا العيدين بالتهليل و التكبير و التحميد و التقديس‏» عيد فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زينت ‏بخشيد.

عيد فطر

عيد فطر يكي از دو عيد بزرگ اسلامي است كه درباره آن احاديث و روايات بي شماري وارد شده است. مسلمانان روزه‏ دار كه ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشاميدن و بسياري از كارهاي مباح ديگر امتناع ورزيده‏اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي‏ طلبند؛ اجر و پاداشي كه خود خداوند به آنان وعده داده است. امير المؤمنين(ع) در يكي از اعياد فطر خطبه‏اي خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده‏اند: خطب امير المؤمنين علي بن ابيطالب(ع) يوم الفطر فقال: «ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو يوم اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الي مصلاكم خروجكم من الاجداث الي ربكم و اذكروا بوقوفكم في مصلاكم وقوفكم بين يدي ربكم، و اذكروا برجوعكم الي منازلكم رجوعكم الي منازلكم في الجنة. عبادالله! ان ادني ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك في آخر يوم من شهر رمضان ابشروا عبادالله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون.»(11) اي مردم! اين روز شما روزي است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتي زياد به روز قيامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپاري به سوي جايگاه نماز عيد، خروج تان را از قبر و رفتن تان را به سوي پروردگار به ياد آوريد، و با ايستادن در جايگاه نماز، ايستادن در برابر پروردگارتان را ياد كنيد، و با بازگشت ‏به سوي منازل خود، بازگشت تان به سوي منازل تان در بهشت ‏برين را متذكر شويد. اي بندگان خدا. كمترين چيزي كه به زنان و مردان روزه‏ دار داده مي ‏شود، اين است كه فرشته‏اي در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مي‏ دهد و مي ‏گويد: هان! بشارت تان باد، اي بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد! پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد؟ عارف وارسته، «ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي‏» درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزي است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و مخصوص هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته است. خداوند به آنان اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرتش گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگي به جاي آرند؛ چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاي خويش پوزش خواهند؛ نيازهاي خويش به نزد او آرند و آرزوهاي خويش از او خواهند. و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازي به او آرند، برآورد و بيش از آن چه چشم دارند به آنان ببخشد، از مهرباني و بنده ‏نوازي، بخشايش و كارسازي در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏ برند.»(12) روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شد و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. فطر و فطر و فطور به معناي خوردن و آشاميدن است و گفته شده است كه به معناي آغاز خوردن و آشاميدن نيز هست. به همين دليل است كه پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعي در روزهاي ماه رمضان، انسان افطار مي ‏كند، يعني اجازه خوردن، پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود. عيد فطر داراي اعمال و عباداتي است كه در روايات معصومين(ع) به آن ها پرداخته شده و ادعيه خاصي نيز درباره آن آمده است. از سخنان معصومين(ع) چنين استفاده مي ‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلي نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد. در قنوت نماز عيد مي‏ خوانيم:
«... اسئلك بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلي الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تدخلني في كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجني من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم اني اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏».
بارالها! به حق اين روز كه آن را براي مسلمانان عيد و براي محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار داد، از تو مي ‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستي و مرا در هر خيري وارد كني كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردي! و از هر سوء و بدي كه محمد و آل محمد را از آن خارج ساختي خارج كن! درود و صلوات تو بر او و آن ها! خداوندا، از تو مي‏ طلبم آن چه بندگان شايسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مي ‏برم از آن چه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.
در صحيفه سجاديه نيز دعايي از امام سجاد(ع) به مناسب وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل علي محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا في يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفر لنا ما خفي من ذنوبنا و ما علن... اللهم انا نتوب اليك في يوم فطرنا الذي جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شر اضمرناه توبة من لا ينطوي علي رجوع الي ذنب و لا يعود بعدها في خطيئة.»
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدي مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايي قرار ده كه بر ما گذشته است: كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهي و گناهان مان را بشويي و بر ما ببخشايي گناهاني را كه در پنهان و آشكارا انجام داديم... خداوندا! در اين روز عيد فطر، كه براي مؤمنان روز عيد و خوشحالي و براي مسلمانان روز اجتماع و گردهمايي است، از هر گناهي كه مرتكب شده‏ايم و هر كار بدي كه كرده‏ايم و هر نيت ناشايسته‏اي كه در ضميرمان نقش بسته است ‏به سوي تو باز مي‏ گرديم و توبه مي ‏كنيم، توبه‏اي كه در آن بازگشت ‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتي كه در آن هرگز روي آوردن به معصيت نباشد. بارالها!اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت ‏به سوي خود و توبه از گناهان عطا فرما.(13)

پي‏ نوشت ‏ها:
1) اين مقاله پيش از اين در جلد دوم ره‏توشه رمضان سال 1376 صفحه 245 به بعد درج گرديده است.
2) دهخدا، ذيل عيد، تاج العروس زبيدي، ج 8، ص 438-439.
3) لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319.
4) همان، تاج العروس زبيدي، ج 8، ص 438.
5) لسان العرب، همان، تاج العروس زبيدي، ج 8، ص 439.
6) مائده، 114.
7) تفسير نمونه، 5/131.
8) خوراكي از آرد و شير.
9) غذايي يا حلوايي كه با شير تهيه مي ‏شود.
10) بحار الانوار، ج 40، خ 73.
11) ميزان الحكمه، محمدي ري شهري، ج 7، ص 131-132.
12) المراقبات في اعمال السنه، ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، ص 167، به نقل از مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10.
13) ر. ك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، ص 10-11-50.

منبع: كتاب ره ‏توشه راهيان نور 1379 ش 1421 ق ص 355.

نماز عید فطر

 

سوال : ایا حضور در نماز عید فطر بر هر مسلمانی واجب است ؟و طریقه خواندن نماز عید فطر را توضیح دهید.پاسخ :

 

این نماز در زمان حضور امام(علیه السلام) واجب است و باید به جماعت خوانده شود، ولی در زمان ما که امام(علیه السلام) غایب است مستحب می باشد و می توان آن را به جماعت یا فرادی خواند.


وقت نماز عید فطر از اوّل آفتاب است تا ظهر، ولی مستحبّ است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند و در عید فطر مستحبّ است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کند و زکات فطره را بدهد و بعد نماز عید را بجا آورد.

 

چگونگی بجا آوردن نماز عید فطر


نماز عید فطر دو رکعت است، در رکعت اوّل بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود، بعد دو سجده به جا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده به جا آورد و تشهّد بخواند و سلام گوید.


در قنوت این نماز هر دعایی کافی است، ولی مناسب است این دعا را به قصد ثواب بخواند:

 

«اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظِمَة وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُک بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمحَمَّد صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کرامَةً وَ مَزیداً اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تُدْخِلَنِی فی کلِّ خَیْر اَدْخَلْتَفیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُک عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلَک بِهِ عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُ بِک مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُک الْمـُخْلَصُونَ».

 

 

مستحبّات نماز عید فطر


مستحبّ است در نماز عید فطر امور زیر را به امید ثواب پروردگار رعایت کند:


قرائت نماز عید را بلند بخواند.


بعد از نماز دو خطبه بخواند مانند خطبه های نماز جمعه با این تفاوت که در نماز جمعه قبل از نماز و در نماز عید بعد از نماز خوانده می شود (و این خطبه در صورتی است که نماز را با جماعت بخواند).


در این نماز سوره مخصوص شرط نیست، ولی بهتر است در رکعت اوّل سوره «سَبِّحِ اسْمِ رَبِّک الاْعْلی» و در رکعت دوم سوره «وَ الشَّمْس» بخواند.


در روز عید فطر قبل از نماز عید با خرما افطار کند .


5ـ پیش از نماز عید غسل کند و دعاهایی که قبل از نماز و بعد از آن در کتب دعا آمده بخواند.


در نماز عید بر زمین سجده کند و در موقع گفتن تکبیرها دستها را بلند کند.


بعد از نماز مغرب و عشا در شب عید فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید و نیز بعد از نماز عید فطر این تکبیرها را بگوید: «اَللّهُ اَکبَرُ، اَللّهُ اَکبَرُ، لا إلهَ إلاّ اللّهُ وَ اَللّهُ اَکبَرُ، اللّهُ اَکبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ، اَللّهُ اَکبَرُ عَلی ما هَدانا».

پيرامون يك باور غلط در مورد رويت ماه نو؛

پيرامون يك باور غلط در مورد رويت ماه نو؛
چگونگی وضعیت رویت هلال ماه در عربستان و ایران

 

رويش نيوز، اگر در عربستان و چند كشور دیگر عید اعلام شود، نخستین پرسشی كه ممكن است برای مردم ما پیش بیاید، ‌این است كه دور تا دور شما، همه كشورها اعلام كردند اول يا پايان رمضان است! ايران چه مزيتی دارد كه در خاكش ماه را نمی‌بينيد و بقيه می‌بينند؟
یك باور نادرستی بین برخی از مردم و از سال‌های دور هست كه می‌گویند اگر امروز عربستان عید بوده، فردا ایران عید است!

در همین باره، «سیدمحسن قاضی‌میرسعید»، ركورد دار استهلال در دنیا و صاحب سبك در این باره گفت: در عربستان برای اثبات رویت هلال ماه نو، دو شاهد عادل كافی است. آنجا اعلام می‌كنند كه مردم بروند برای رویت و هر دو نفری كه به متصدی محلشان بگویند ماه را دیده‌اند و او هم این مسأله را گزارش كند، از نظر عربستان مورد پذیرش است!

وی افزود: در سال 76 كه به عربستان سفر كرده بودم، با یكی از شیعیان عربستان كه عضو شورای هلال ماه عربستان بود، صحبت كردم و می‌گفت كه زورش به جایی نمی‌رسد و او هم معتقد بود به اشتباهاتی كه در آنجا دارند.

قاضی میرسعید ادامه داد: این مسأله را مقایسه كنید با كشورمان كه كه حدود 150 گروه رصدی ورزیده و مجهز به تلسكوپ دوچشمی، برای استهلال تشكیل می‌شود و به نقاط صعب‌العبور می‌روند و در كشورهای ديگر مثل عربستان سعودی فقط هفت گروه علمی برای رصد اقدام می‌كنند.

وی گفت: مرحوم آیت‌الله طالقانی، خاطره‌ جالبی دارند از همین بحث رویت هلال در عربستان:

«سال 1333 یا 1332،‌ وقتی می‌رفتم برای تشرف به حج، با رئيس كاروان بحث كرديم كه شما چرا می‌گوييد فردا اول ذی‌‌‌الحجه است؟ اول ماه، دو روز ديگر است. آنها گفتند نه فردا است. گفتم بسم‌الله؛ همین امروز برای رصد ماه می‌رویم. رفتیم و هوا هم خوب بود و هلال ماه را هم نديدیم. طرف مقابل ديد كه اوضاع خيلی خراب است، به ما گفت: حالا شما بیایید و یك روز تخفيف بدهيد! يك روز هم ما... و قضيه را تمام كنيم!» جالب اینجاست كه پس فردا هم كه رفتند اصلا هلالی ديده نشده بود. بعداً كه رفته بودند، يك هلالی را ـ كه خيلی واضح هم نبود ـ ديده بودند.

این عضو ستاد استهلال دفتر رهبر انقلاب افزود: گمان می‌‌كنم سال 73 يا 74 بود، درست در زمانی كه داشتند نماز عيد فطر انجام می‌دادند كسوف شده بود! اصلا نماز برگشت داده شد به نماز آيات. دو سال پيش هم، پس از اینكه در عربستان اعلام شد كه هلال ماه رؤیت شده، مقارنه شد! یعنی در وقتی كه اعلام رویت شده بود، ماه، هنوز در چرخش به دور زمین، به شرق خورشيد نرسیده بود تا ماه جديدی شكل بگيرد.

قاضی میرسعید ادامه داد: اگر در عربستان و چند كشور دیگر عید اعلام شود، نخستین پرسشی برای مردم ما ممكن است پیش بیاید، ‌این است كه دور تا دور شما، همه كشورها اعلام كردند اول يا پايان رمضان است! ايران چه مزيتی دارد كه در خاكش ماه را نمی‌بينيد و بقيه می‌بينند؟

در این باره باید توضیح بدهیم كه اگر يك نفر از چراغ قرمز رد شد، 50 نفر ديگر هم رد شدند، آيا اين 50 نفر هم خلاف نكردند فقط يك نفر اول خلاف كرده؟ اين 50 نفر هم خلاف كردند ديگر!

ركورددار استهلال در دنیا خاطرنشان كرد: عربستان در بین كشورهای اهل تسنن، به عنوان كشور «ام‌القراء» به شمار می‌آيد و در تقویمش هر تغییری انجام دهد، 20 یا 30 كشور طبق همان عمل می‌كنند. مثلا یك بار در یك كنفرانس علمی، طرف بلند شد و محكم زد روی میز كه آقا وقتی در مكه هلال ماه را ديدند، باید همه جای دنيا قبول كنند! مكه را بايد ام‌القرا قرار دهيم! وقتی ماه را شروع كرد بايد شروع بكنيم، تمام كرد بايد تمام بكنيم!

وی در پایان گفت: خوب، اگر هلال را در مكه ببيند، ممكن است بشود این را برای مراكش هم معتبر دانست (از نظر علمی)، چون مختصات ماه اين طوری اقتضا می‌كند، ولی اگر در اندونزی و مالزی ماه را ببینند، در مكه كه رویت نمی‌شود، چه؟ مگر روزه گرفتن در روز عید فطر حرام نيست؟ ما از اين گرفتاری‌ها در جهان اسلام داريم... پس بنابراین، به قطعیت می توانم اعلام كنم با توجه به ظرافت های علمی و نجومی كه ستاد استهلال در ایران مد نظر دارد، نظر این ستاد همیشه قطعی بوده كه حال ممكن است چنان كه گفته شد یك سال با عربستان ـ با همان شیوه ابتدایی استهلال خودشان ـ هماهنگ شود و یك سال نه.

منبع:دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنه اي

پيرامون يك باور غلط در مورد رويت ماه نو؛
چگونگی وضعیت رویت هلال ماه در عربستان و ایران
چهارشنبه ، 28 تیر 1391 ، 08:41

 

رويش نيوز، اگر در عربستان و چند كشور دیگر عید اعلام شود، نخستین پرسشی كه ممكن است برای مردم ما پیش بیاید، ‌این است كه دور تا دور شما، همه كشورها اعلام كردند اول يا پايان رمضان است! ايران چه مزيتی دارد كه در خاكش ماه را نمی‌بينيد و بقيه می‌بينند؟
یك باور نادرستی بین برخی از مردم و از سال‌های دور هست كه می‌گویند اگر امروز عربستان عید بوده، فردا ایران عید است!

در همین باره، «سیدمحسن قاضی‌میرسعید»، ركورد دار استهلال در دنیا و صاحب سبك در این باره گفت: در عربستان برای اثبات رویت هلال ماه نو، دو شاهد عادل كافی است. آنجا اعلام می‌كنند كه مردم بروند برای رویت و هر دو نفری كه به متصدی محلشان بگویند ماه را دیده‌اند و او هم این مسأله را گزارش كند، از نظر عربستان مورد پذیرش است!

وی افزود: در سال 76 كه به عربستان سفر كرده بودم، با یكی از شیعیان عربستان كه عضو شورای هلال ماه عربستان بود، صحبت كردم و می‌گفت كه زورش به جایی نمی‌رسد و او هم معتقد بود به اشتباهاتی كه در آنجا دارند.

قاضی میرسعید ادامه داد: این مسأله را مقایسه كنید با كشورمان كه كه حدود 150 گروه رصدی ورزیده و مجهز به تلسكوپ دوچشمی، برای استهلال تشكیل می‌شود و به نقاط صعب‌العبور می‌روند و در كشورهای ديگر مثل عربستان سعودی فقط هفت گروه علمی برای رصد اقدام می‌كنند.

وی گفت: مرحوم آیت‌الله طالقانی، خاطره‌ جالبی دارند از همین بحث رویت هلال در عربستان:

«سال 1333 یا 1332،‌ وقتی می‌رفتم برای تشرف به حج، با رئيس كاروان بحث كرديم كه شما چرا می‌گوييد فردا اول ذی‌‌‌الحجه است؟ اول ماه، دو روز ديگر است. آنها گفتند نه فردا است. گفتم بسم‌الله؛ همین امروز برای رصد ماه می‌رویم. رفتیم و هوا هم خوب بود و هلال ماه را هم نديدیم. طرف مقابل ديد كه اوضاع خيلی خراب است، به ما گفت: حالا شما بیایید و یك روز تخفيف بدهيد! يك روز هم ما... و قضيه را تمام كنيم!» جالب اینجاست كه پس فردا هم كه رفتند اصلا هلالی ديده نشده بود. بعداً كه رفته بودند، يك هلالی را ـ كه خيلی واضح هم نبود ـ ديده بودند.

این عضو ستاد استهلال دفتر رهبر انقلاب افزود: گمان می‌‌كنم سال 73 يا 74 بود، درست در زمانی كه داشتند نماز عيد فطر انجام می‌دادند كسوف شده بود! اصلا نماز برگشت داده شد به نماز آيات. دو سال پيش هم، پس از اینكه در عربستان اعلام شد كه هلال ماه رؤیت شده، مقارنه شد! یعنی در وقتی كه اعلام رویت شده بود، ماه، هنوز در چرخش به دور زمین، به شرق خورشيد نرسیده بود تا ماه جديدی شكل بگيرد.

قاضی میرسعید ادامه داد: اگر در عربستان و چند كشور دیگر عید اعلام شود، نخستین پرسشی برای مردم ما ممكن است پیش بیاید، ‌این است كه دور تا دور شما، همه كشورها اعلام كردند اول يا پايان رمضان است! ايران چه مزيتی دارد كه در خاكش ماه را نمی‌بينيد و بقيه می‌بينند؟

در این باره باید توضیح بدهیم كه اگر يك نفر از چراغ قرمز رد شد، 50 نفر ديگر هم رد شدند، آيا اين 50 نفر هم خلاف نكردند فقط يك نفر اول خلاف كرده؟ اين 50 نفر هم خلاف كردند ديگر!

ركورددار استهلال در دنیا خاطرنشان كرد: عربستان در بین كشورهای اهل تسنن، به عنوان كشور «ام‌القراء» به شمار می‌آيد و در تقویمش هر تغییری انجام دهد، 20 یا 30 كشور طبق همان عمل می‌كنند. مثلا یك بار در یك كنفرانس علمی، طرف بلند شد و محكم زد روی میز كه آقا وقتی در مكه هلال ماه را ديدند، باید همه جای دنيا قبول كنند! مكه را بايد ام‌القرا قرار دهيم! وقتی ماه را شروع كرد بايد شروع بكنيم، تمام كرد بايد تمام بكنيم!

وی در پایان گفت: خوب، اگر هلال را در مكه ببيند، ممكن است بشود این را برای مراكش هم معتبر دانست (از نظر علمی)، چون مختصات ماه اين طوری اقتضا می‌كند، ولی اگر در اندونزی و مالزی ماه را ببینند، در مكه كه رویت نمی‌شود، چه؟ مگر روزه گرفتن در روز عید فطر حرام نيست؟ ما از اين گرفتاری‌ها در جهان اسلام داريم... پس بنابراین، به قطعیت می توانم اعلام كنم با توجه به ظرافت های علمی و نجومی كه ستاد استهلال در ایران مد نظر دارد، نظر این ستاد همیشه قطعی بوده كه حال ممكن است چنان كه گفته شد یك سال با عربستان ـ با همان شیوه ابتدایی استهلال خودشان ـ هماهنگ شود و یك سال نه.

منبع:دفتر حفظ و نشر آثار آيت الله خامنه اي

اعمال‌ شب‌ آخر ماه‌ رمضان‌

 

اعمال‌ شب‌ آخر ماه‌ رمضان‌



اعمال‌ مهمي‌ در اين‌ شب‌ براي‌ اهل‌ بيداري‌ وجود دارد از قبيل‌:

عملي‌ براي‌ قبول‌ شدن‌ اعمال‌ ماه‌ رمضان‌


1

ادامه نوشته

علایم خطر بروز حمله قلبی

حمله قلبی بدون پیش آگهی بروز نمی کند بلکه علایم متعددی طی روزها و هفته ها ظاهر می شود و به یک حمله قلبی می انجامد. این علایم در زنان، مردان و افراد سالمند به صورت های گوناگون بروز پیدا می کند. در این مطلب به چند علامت که نباید به آن بی توجه بود، اشاره شده که خواندن آن آموزنده و مفید است.
 
ادامه نوشته

متن تنفیذ حکم یازدهمین دوره‌ى ریاست جمهورى اسلامى ایران‌

متن تنفیذ حکم یازدهمین دوره‌ى ریاست جمهورى اسلامى ایران‌

سیاست > رهبری - حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی رأی ملت ایران را در انتخاب حجت‌الاسلام آقای دکتر حسن روحانی در یازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری تنفیذ کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین متن تنفیذ حکم مقام معظم رهبری به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سپاس به درگاه خداوند حکیم و قدیر و درود بر پیامبر گرامی و خاندان مکرّمش، آغاز دور تازه‌ئی از زنجیره‌ی خدمت و مسئولیت سنگین اجرائی در کشور را، به ملت بزرگ ایران تبریک میگویم و در برابر الطاف کریمانه‌ی الهی که کمک و هدایتش، عزم و توان و کامیابی در ایجاد حماسه‌ئی دیگر را به این ملت بخشید، جبهه‌ی خشوع و شکر بر زمین می‌سایم.
ملت ایران مفتخر است که مسیر مردمسالاری اسلامی را در دوره‌های پی‌درپی با انگیزه و نشاط، پیموده و این درخت سرسبز و ثمربخش را در هر دوره، سرافرازتر و ریشه‌دارتر کرده است. در این نوبت نیز ملت ایران، با آگاهی و بصیرت، میدان را با حضور مبارک خود مزین ساخت و به دشمنان که برای دلسرد کردن مردم از هیچ تلاش سیاسی و تبلیغاتی فروگذار نکرده بودند، پاسخی قاطع و پرمعنی داد. مشارکت گسترده مردم و برگزیدن منتخب شایسته‌ئی که آزمون بیش از سه دهه خدمت به نظام جمهوری اسلامی را در کارنامه خود نگاشته و از دوران مبارزات انقلابی تا دهه‌ها پس از پیروزی انقلاب، از سنگر روحانیت به مقاومت در برابر دشمنان انقلاب پرداخته است، پیامهائی روشن به همه رسانید؛ پیام وفاداری خدشه‌ناپذیر به انقلاب؛ پیام اعتماد و امید به نظام جمهوری اسلامی؛ پیام اعتماد به روحانیت شجاع و پیشرو؛ واعتماد به خدمتگزارانی که با همت و ابتکار خود، برآنند که بر موفقیتها افزوده و از مشکلات بکاهند.
آنچه ملت ایران همواره و اکنون، از حضور انتخاباتیِ پرشور و بی‌تنش به دست آورده است، تنها نقش‌آفرینی در مدیریت کشور و برگزیدن و برکشیدن خدمتگزارانی تازه‌ نفس برای دوره‌ئی تازه نیست، بلکه فراتر از آن، نشان دادن پختگی و بلوغ سیاسی‌ئی است که اقتدار ملیِ او را با حکمت و عقلانیت درمی‌آمیزد و او را در افکار عمومی جهان، در رتبه‌ی والائی از عزّت و شکوه می‌نشاند. آنان که خواسته‌اند با وسوسه‌های خود، این دریادلیِ ستایش برانگیز را برآشوبند و مرجعیت صندوقهای رأی و چرخه‌ی قانونی آن را نفی کنند، هر بار به گونه‌ئی، با سنگر استوار عزم ملی روبرو شده‌اند.
اکنون که رأی قاطع ملت ایران شخصیتی دانشمند، و کارآزموده‌ی میدانهای گوناگون، و دارای سوابق جهادی متعدد، و مفتخر به حضور در مسئولیتهای دینی و سیاسی را به مدیریت اجرائی کشور، برگزیده است، اینجانب نیز به پیروی از آنان و همراه با تبریک به ایشان، رأی ملت را تنفیذ و جناب حجةالاسلام آقای دکتر حسن روحانی را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم و از خداوند متعال توفیقات بزرگ ایشان را در این مسئولیت خطیر و با ارزش مسألت مینمایم. بدیهی است که آن رأی و این تنفیذ تا هنگامی است که ایشان به تعهد در پیمودن صراط مستقیمی که تاکنون در پیش داشته‌اند یعنی راه آرمانهای نظام اسلامی و دفاع از حقوق ملت و ایستادگی در برابر زورگویان و مستکبران پایبند باشند که به کمک الهی چنین خواهد بود، انشاءالله.
رئیس جمهور محترم را به استعانت از حضرت احدیت و التزام به پرهیزگاری و خشوع و توسّل به خداوند قادر متعال و بهره‌گیری از ظرفیتّهای عظیم و دستاوردها و تجارب متراکم کشور توصیه میکنم و هدایت الهی و حمایت همگانی از ایشان را آرزومندم.

والسلام علی جمیع عبادالله‌الصّالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۲ مرداد ۱۳۹۲

روحانی رسماً رئیس جمهوری اسلامی ایران شد

 
 
با تنفیذ رهبر معظم انقلاب اسلامی؛
روحانی رسماً رئیس جمهوری اسلامی ایران شد
بخش داخلی الف، 12 مرداد 92
تاریخ انتشار : شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۷
مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی دقایقی پیش در حسینیه امام خمینی(ره) با حضور مقام معظم رهبری و شخصیت‌های کشوری و لشکری آغاز شد.


ادامه نوشته

خواص انگور از نگاه معصومین (ع)

خواص انگور از نگاه معصومین (ع)
  

تأثیر انگور در از میان بردن اندوه

امام صادق (ع) : " هنگامی که آب فرو نشست و استخوانهای مردگان ، پدیدار شد نوح این را بدید و بدین سبب بسیار آشفته و اندوهگین شد .

سپس خدا به او وحی کرد :" این کاری است که خود با خویش کرده ای ! تو خود انها را نفرین کردی ! "

گفت : پروردگارا ! من از تو آمرزش می طلبم و به درگاه تو توبه می کنم .

سپس خداوند به او وحی کرد : " انگور سیاه بخور تا اندوهت از میان برود .

 
اما م صادق (ع) : " پیامبری از پیامبران به درگاه خدا از اندوه شکایت کرد خداوند اورا به خوردن انگور امر فرمود .


 
امام صادق (ع) :" نوح از اندوه به درگاه خداوند شکایت برد . خداوند به او چنین وحی کرد : " انگور سیاه بخور ؛ چرا که اندوه را می برد . "

 
آداب خوردن انگور

 
پیامبر خدا (ص) فرمود : " انگور را دانه دانه بخورید چرا که گواراتر و خوش تر است "
 

مکارم الاخلاق :پیامبر گاه انگور را دانه دانه می خورد و گاه خوشه را به دهان می برد و دانه ها را در دهان فرو می ریخت تا جایی که  قطره های  آب به سان دانه ای مروارید بر ریش ایشان می غلتید .


الکافی – به نقل از عیسی بن عبدالرحمان ، از پدرش – ابن عکاشه بن محصن اسدی ، بر امام باقر (ع) وارد شد در حالی که امام صادق (ع) نیز در حضور ایشان ایستاده بود .

امام باقر (ع) انگوری پیش او نهاد و فرمود : " انگور را پیر کهن سال و کودک خردسال دانه دانه می خورند و کسانی که گمان می کنند سیر نخواهند شد سه دانه سه دانه و چهار دانه چهار دانه می خورند ؛ اما تو دو دانه دودانه بخور که همین مستحب است . "

 

 

بیان :

 

به نظر می رسد اختلاف احادیث در چگونگی خوردن انگور ناظر بر اختلاف در اندازه دانه های آن است بنابرای معیار کلی در خوردن انگور /ف رعایت مقداری  است که مانع گوارایی و هضم آن نگردد چنان چه حدیث نبوی شریف براین حکمت تأکید ورزیده است .

   

روزشمار تحریم ایران از کارتر تا اوباما

روزشمار تحریم ایران از کارتر تا اوباما

اولین تحریم در زمان ریگان در سال 1983(سال 1362) بود که براساس آن کمک‌های سازمان‌های بین‌المللی به ایران محدود شد

رئیس دانشگاه تهران در تشریح روزشمار تحریم آمریکا علیه ایران از کارتر تا اوباما با بیان اینکه تحریم اقتصادی با ادعای تجارت آزاد در تناقض است، گفت: اقتصاد ایران بعد از ۳۰ سال تحریم، مقاوم‌تر شده است.

روزشمار تحریم ایران از کارتر تا اوباما/اقتصادی که با ۱۶۱ بار تحریم واکسینه شد

فرهاد رهبر اقتصاد‌دان و رئیس دانشگاه تهران در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در مورد تحریم‌های اعمال شده علیه اقتصاد ایران گفت: برای کالبدشکافی این موضوع ناچاریم یک مقدار به سابقه تحریم‌ها برگشته و اینکه چگونه توانستیم، با توجه به سابقه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در مقابل این خطرات که از آن به ویروس یاد می‌کنم، مقاومت کنیم.

وی افزود: در حالی امروزه شاهد اثرات کمتر از این نوع تصمیم‌گیری‌ها هستیم که در دوره‌های مختلف ریاست جمهوری آمریکا تحریم‌هایی علیه ایران به مرحله اجرا گذاشته شد.

* روزشمار تحریم از کارتر تا اوباما


ادامه نوشته

متن پيام امام خمينى (ره) به مناسبت روز جهانى قدس

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) – از روز آخرین جمعه ماه مبارك رمضان 1358 شمسی (1399 قمری)  به فرمان امام خمینی روز قدس پایه گذاری شد و مقرر گشت این مناسبت هرساله در جمعه آخر ماه مبارک رمضان برپای داشته شود..

به گزارش شفقنا متن پيام امام خمينى (ره) به مناسبت روز جهانى قدس بدین شرح بود:

 

ادامه نوشته

روزقدس

روز قدس روزى است که بايد سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاى مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرين. بايد همانطور که ايران قيام کرد و دماغ مستکبرين را به خاک ماليد و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام کنند و اين جرثومه هاى فساد را به زباله دانها بريزند.

چهل حدیث درمورد روزه داری

1- پایه هاى اسلام

امام باقر علیه السلام فرمودند:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه؛

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).

(فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1)

 
ادامه نوشته

شهادت امام علی (ع)

شهادت على علیه السلام

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...

(نداى آسمانى)

على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بكوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ایالات نیز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسیج پرداخته و گروههاى تجهیز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.

ادامه نوشته

چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟

چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟

بسم الله الرحمن الرحيم

برنامه حبل المتين

استاد: آيت الله دکتر حسيني قزويني

تاريخ : 30 / 06 / 1391

موضوع: چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟

               مجري:

يکي از اشکالاتي را که مدتهاست وهابيون مطرح مي‌کنند اين است که چرا نام اميرالمؤمنين در قرآن ذکر نشده است؟ لطف کنيد اين را به عنوان يک بسته آموزشي براي عزيزان و بينندگان ما صحبت بفرماييد.

           استاد قزويني:

                  مجري :

اگر اينها تابع قرآن هستند مگر ذکر وصف اميرالمؤمنين در قرآن نيامده است مانند :

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ

سوره مائده - آيه 55

و آيات ديگر ، آيات جاي بحث باقي مانده است که آقايان اشکال تراشي کنند؟

                استاد قزويني :

نکته قشنگي است، ببينيد من يک مقدمه کوتاهي عرض کنم در قرآن بعضي از جاها هست که مي‌خواهد يک فردي را معرفي کند با اسمش معرفي مي‌کند مانند سوره صف آيه 6 که مي‌فرمايد:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ

خيلي در کتابهاي گذشته مخصوصا در کتاب مقدس مي‌گويد:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي

بشارت مي‌دهد حضرت عيسي به پيامبري که مي‌آيد

اسْمُهُ أَحْمَدُ

اين يک نوع معرفي است . يک دفعه معرفي به عدد است مانند سوره مائده آيه 12 که مي‌فرمايد :

وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا

12 نقيب و جانشين و ولي

اينجا با عدد آورده است، حالا اگر کسي بگويد که چرا وقتي گفته است 12 جانشين اسامي آنان را معرفي نکرده است؟ اين منطق قرآني است.

در بعضي از جاهاي قرآن است که نه با اسم است و نه با عدد؛ بلکه با وصف است که در باره نبي مکرم آمده است :

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ

سوره اعراف - آيه 157

متابعت مي‌کنند آن رسولي که امي و درس نخوانده است؛‌ نه بي سواد.

بعضي از بي‌سوادها امي را بي‌سواد معنا مي‌کنند در حالي که امي به معناي درس نخوانده است.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت        * به غمزه مساله آموز صد مدرس شد

الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ

در تورات و انجيل اوصاف او نوشته شده است.

يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ

ببينيد تماما اوصاف را ذکرمي کند، اين پيامبري که مي‌آيد امر به معروف مي‌کند نهي از منکر مي‌کند ،طيبات را حلال مي‌کند، خبائث را حرام مي‌کند و آن زنجير اسارت و عبوديت ديگران و غير خدا را از گردن آنها مي‌اندازد.

سوره اعراف - آيه 157

ببينيد قرآن در معرفي، اين 3 روش را دارد : 1ـ با اسم 2ـ با عدد 3ـ با وصف

لغويين بر اين عقيده هستند که :

ذکر الوصف ابلغ تاثيرا و تاکيدا من ذکر الاسم

اگر فردي را با وصف معرفي کنيد به مراتب بهتر از اين است که با اسم معرفي کنيد مانند :

پسر من همان آقايي است که الان پشت خودرو نشسته است و لباس فلان پوشيده است، با تمام مشخصات بيان مي‌کند ولي اگر بگوييم :

پسر من علي است

کدام علي؟ و لذا با توجه به اين در آيه 55 سوره مائده که حضرتعالي اشاره کرديد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ  وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

هم به خدا ايمان دارد هم نماز مي‌خواند و در رکوع صدقه مي‌دهد.

انشاء الله ما در رابطه با اين آيه صحبت خواهيم کرد؛ چون بعضي مي‌گويند که اينجا جمع است و ما حداقل 50 مورد در قرآن داريم که خداي عالم جمع گفته است و فرد اراده کرده است که واضح ترين آن آيه مباهله است :

َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ

که منظور از نسائنا فقط حضرت زهرا است

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

انفس جمع است که اشاره به حضرت امير دارد

و همچنين از اولاد نام مي‌برد که :

أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ

که ابناء جمع است و غير از حسن و حسين کسي را شامل نمي شود و بايد علي القاعده تثنيه آورده مي‌شد و مطالب متعدد ديگري که موجود است ، قرآن آمده اينجا و با وصف مي‌فرمايد :

آقايي که به خدا ايمان دارد نماز مي‌خواند و در حال رکوع هم به سائل صدقه مي‌دهد.

در تاريخ اسلام اين ماجرا يک مصداق بيشتر نداشته است و اگر دارد به ما نشان  دهيد ، خود جناب آلوسي که تفکر سلفي دارد مي‌گويد:

وغالب الأخباريين على أنها نزلت فى على كرم الله تعالى وجهه

غالب اخباريين بر اين عقيده اند که اين آيه در حق علي عليه السلام نازل شده است.

روح المعاني - ج 6 - ص 167

ابن ابي خاتم که از مفسرين به نام اهل سنت است مي‌گويد:

انما وليکم الله والذين آمنوا با سند از سلمة بن کحيل است

تصدق علي بخاتمه وهو راكع

علي در حالي که در رکوع بود انگشتر خود را به سائل داد

فنزلت انما وليكم الله

تفسير ابن أبي حاتم - ج 4 - ص 1162

طبري در تفسيرش ج 6، ص 389 همين قضيه را نقل ميکند از عتبة بن ابي حکيم و مي‌گويد :

آيه انما وليکم الله در حق علي نازل شده است آن وقتي که انگشتر به سائل داد.

حالا اينکه مي‌گويند در نماز نمي‌شود صدقه داد و غيره، فضولي آن به شما نيامده است، خداي عالم آمده علي بن ابي طالب را به اين خاطر مدح کرده است و عنوان هم داده است.

تفسير طبري - ج 6 - ص 389

ابن تيميه هم در منهاج السنة در باره تفسير طبري و تفسير ابن ابي حاتم مي‌گويد:

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

اين تفاسير متضمن يک سري احاديثي است که مي‌توان به آنها اعتماد کرد.

منهاج السنة النبوية - ج 7 - ص 179

اگر واقعا شما مريض نيستيد و دنبال بهانه نمي‌گرديد و تعصب جلوي چشمان شما را نگرفته است خوب بفرماييد جواب دهيد.

بعد از اين ما تمام شبهاتي را که در رابطه با اين ايه آمده است، به حول و قوه الهي دانه دانه مطرح مي‌کنيم و جواب قاطع و کوبنده خواهيم داد.

آيه 67 سوره مائده مي‌فرمايد :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

همين آقاي ابن ابي حاتم در ج 4 ص 1772 مي‌گويد :

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

در حق علي نازل شده است . آقاي آلوسي نقل مي‌کند از عبد الله بن مسعود که ما در زمان پيامبر اين گونه مي‌خوانديم که :

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني - ج 6 - ص 193

مناقب ابن مردويه - ص 240

درالمنثور - ج 2 - ص 298

فتح الغدير - ج 2 - ص 60

المنار - ج 6 - ص 463

آيا اين ها نفهميدند قضيه چيست؟

يا در رابطه با آيه 3 سوره مائده که مي‌فرمايد :

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ

آقاي خطيب بغدادي با سند صحيح  مي‌گويد که اين آيه شريفه، روز 18 ذي الحجة در حق علي بن ابي طالب نازل شده است و جناب خليفه هم آمد و گفت :

فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم.

تاريخ بغداد - ج 8 - ص 289

ابن کثير دمشقي در البداية و النهاية مي‌گويد :

فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

البداية والنهاية  ج 7   ص 350

مولا هم ندارد.

شما اگر شأن نزول را همه جا قبول داريد بفرماييد ، خود جناب ابن تيميه مي‌گويد:

وَمَعْرِفَةُ " سَبَبِ النُّزُولِ " يُعِينُ عَلَى فَهْمِ الْآيَةِ

شان نزول به دانستن انسان کمک مي‌کند تا مراد آيه را بفهمد.

فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ يُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ

علم به سبب موجب علم به مسبب مي‌شود.

مجموعة الفتاوى - ابن تيمية - ج 13 - ص 339

شما همانطوري که از شأن نزول آيه 40 استفاده کرديد كه در رابطه با ابو بكر نازل شده و آيه 11 سوره نور را درباره عايشه استفاده کرديد، خوب آقاي ابن کثير دمشقي که در تفسيرش ج 2 ص 449 مي‌آيد در رابطه با آيه افک مطرح مي‌کند با قاطعيت مي‌گويد :

اين آيه در حق عايشه بنت الصديق زوج النبي آمده است.

آيا در خود آيه 11 اسمي از عايشه آمده است يا با کمک شأن نزول مطرح کرده ايد؟ اگر شأن نزول دخيل است همه جا بايد دليل باشد نه اينکه اگر به نفع شما شد دخيل است و اگر به ضرر شما شد دخيل نيست .

اين آقايان مي‌گويند که شبکه ولايت آنقدر از ما کليپ پخش کرده است که شبکه ما را مشهور کرده اند و به ضرر آنهاست ، نه عزيزم اگر مردم شبکه شما و حرف هاي بي اساس و مضحک شما را ببينند اولاً: شيعه ها در ايمانشان قوي و محکم مي‌شوند و ثانياً: خيلي از بينندگان شما نگاه مي‌کنند به حرف هاي بي اساس شما و در عقايدشان حداقل متزلزل مي‌شوند و اين انگيزه در آنها ايجاد مي‌شود که بروند و تحقيق کنند و نتيجه تحقيق آنها هم مشخص است که چه مي‌شود.

               مجري :

حاج آقا مي‌خواستم نظرتان را بدانم که اگر نام اميرالمؤمنين در قرآن بود با آن چگونه برخورد مي‌کردند ؟

                استاد قزويني :

در اين قضيه حرف خيلي زياد است و شما دست روي درد دل ما مي‌گذاريد ، من در چند قضيه 2-3 تا نمونه مي‌آورم که ببينيد اينها چکار کردند:

در آيه 24 سوره نساء در رابطه با ازدواج موقت مي‌گويد :

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

خود امام قرطبي مي‌گويد:

وقال الجمهور المراد نكاح المتعة

جمهور؛ يعني کل علماي اهل سنت بر اين عقيده هستند که مراد ازدواج موقت است نکاح المتعه

تفسير القرطبي - ج 5 - ص 130

شما که مي‌گوييد متعه زنا است يعني در صدر اسلام اين آيه مردم را به زنا نستجير بالله دعوت مي‌کرده است ؟

طبري مي‌گويد از مجاهد

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ

يعني نکاح المتعه.

تفسير طبري - ج 5 - ص 18

جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد :

كنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ على عَهْدِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتى نهى عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

ما در زمان پيامبر با يک مشت خرما و آرد زنان را صيغه مي‌کرديم.   

صحيح مسلم - ج 2 - ص 1023

مي‌گويند که جابر نسخ متعه به گوشش نرسيده بوده ، عجب! جابر بعد از پيامبر در ايام ابو بكر هم بوده است اگر نسخ شده است چرا به گوشش نرسيده است.

و اضافه آقاي مسلم که اين را نقل مي‌کند حاشيه اي کنار آن نزده است که اين متعه نسخ شده است. ما هرکجا مي‌رويم مي‌گويند صحابه نمي دانستند که نسخ شده است اگر صحابه نداند که نسخ شده است به درد مرجعيت علمي نمي‌خورد و بايد او را کنار طاقچه بگذاريد و سلام به او بدهيد ولي گفتار او را نمي‌توانيد حجت براي خود قرار دهيد.

جناب سرخسي که از فقهاي بزرگ احناف است مي‌گويد:

وقد صح أن عمر رضي الله عنه نهى الناس عن المتعة

صحيح است اين روايت که عمربن خطاب از متعه نهي کرده است و گفته است

فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله وأنا أنهي الناس.

من نهي مي‌کنم از آن دو كه در زمان رسول خدا جايز بود.

مي گويند که پيامبر نسخ کرده بود و اين را جناب عمر شنيده بود ولي ديگران نشنيده بودند حالا اين چه حکمي است که  از 120 هزار صصحابه فقط و فقط جناب عمر شنيده بوده است و هيچکس ديگر نشنيده بوده است و در طول زمان ابو بكر مي‌دانسته که نسخ شده است و همه صيغه مي‌کنند ولي چيزي نگفته است جابر مي‌گويد ما زمان پيامبر و ابو بكر با يک مشت خرما صيغه ميکرديم مدتي هم در ايام عمربن خطاب صيغه مي‌کردند .

خوب اگر صيغه زنا است چرا جناب عمر چيزي نگفته است؟ يعني راضي شده است که مردم زنا کنند؟ و اضافه مي‌گويد :

وأنا أنهي الناس

من نهي مي‌کنم صيغه را، نمي‌گويد که پيامبر نهي کرده است و من نسخ پيامبر را نقل مي‌کنم.

من نمي دانم آقايان عقل خدادادي را چکار مي‌خواهند کنند و فرداي قيامت چه جوابي دارند؟ اين کتاب فقهي است و کتاب روايي هم نيست که بگوييد سندش چنين و چنان است و خود آقاي سرخسي مي‌گويد :

و قد صح

و اين صحيح است که جناب عمر گفت دو تا متعه بوده است و من نهي مي‌کنم.

المبسوط للسرخسي - ج 4 - ص 27

مغني ابن قدامه - ج 7 - ص 571

اين قضايا خيلي واضح و روشن است و با اين روشني در قرآن آمده است ولي آقايان مخالفت مي‌کنند. خوب اگر نام اميرالمؤمنين آمده بود چه کار مي‌کردند ؟

يا در رابطه با ارث انبياء در سوره نمل آيه 16 که مي‌فرمايد :

وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ

و سوره مريم آيه 5-6 در رابطه با حضرت ذکريا ميفرمايد :

فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آَلِ يَعْقُوبَ

خوب جناب ابو بكر يک روايتي را درست مي‌کند مي‌گويد پيامبر اکرم فرمود :

نحن معاشر الأنبياء لا نورّث

تفسير الثعلبي - ج 4 - ص 359

ما پيامبران ارث نمي بريم

آمدند ديدند که اين فرمايش آقاي ابو بكر با قرآن منافات دارد، بعضي ها گفتند که اين روايت قرآن را نسخ کرده است.

از ابن خراش در مورد اين روايت مي‌پرسند :

قلت لابن خراش حديث : لا نورث ، ما تركناه صدقة !

ابن خراش مي‌گويد :

باطل

روايت جناب ابو بكر روايت باطل است و خلاف قرآن است.

ميزان الاعتدال - الذهبي - ج 2 - ص 600

لسان الميزان - ابن حجر - ج 3 - ص 444

آقاي ابن خراش شيعه نيست. آقاي ذهبي که از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است وقتي اين حرف را از ابن خراش مي‌شنود به او مي‌گويد :

أيها الحافظ البارع

اي آقاي ابن خراشي که حافظ و بارعي

الذي شربت بولك

ادرارت را خوردي

فأنت زنديق

تو آدم زنديق هستي

معاند للحق

معاند حق هستي

فلا رضى الله عنك

خدا از تو راضي نباشد

مات بن خراش إلى غير رحمة الله.

تذكرة الحفاظ - ج 2 - ص 685

آيا اين نحوه برخورد است ؟ آيا اينها بيانگر چيست ؟ ذهبي که از آدم هاي علقه مضغه نيست که ما بگوييم ايشان اشتباه کرده است.

خوب وقتي انسان بناست آنچه که در ذهنش آن را به عنوان عقيده پذيرفته و هر چه خلاف آن پيدا کرد از بين ببرد يا به ابن خراش بگويد : شربت بولک ، يا نسبت به روايتي که درباره فضيلت اميرالمؤمنين است که :

عدوک عدوالله و حبيبک حبيب الله

مي گويد :

والقلب يشهد بأنه كذاب.

قلب من شهادت مي‌دهد که اين باطل است.

سبل الهدى والرشاد - ج 4 - ص 12

             بيننده : منصوري از تهران

من يک شبهه اي دارم که واقعاً جوابش را نمي‌توانم به اين دوستاني که صحبت مي‌کنيد بدهم و آن هم اين است که الان آيت الله قزويني خيلي از مسائلي را که ما شيعه ها برداشت مي‌کنيم از کتب اهل سنت کاملاً مثل ما برداشت مي‌شود حالا چرا همين علماي اهل سنت تمام اين مسائل را قبول دارند خودشان مثل ما فکر نمي‌کنند؟ يعني وقتي آقاي سيوطي قبول مي‌کند که اين آيه متعلق به مولاي ما علي عليه اسلام است؛ چرا شيعه نمي‌شود و قبول نمي‌کند و چرا با اون عقيده اي که ما برداشت مي‌کنيم برداشت نمي‌کند ؟ من مي‌خواستم حاج آقا لطف کنند و جواب اين سوال را بيان کنند.

ممنونم شب شما بخير

                 بيننده : چراغ زاده از دزفول

مي خواستم بدانم ما هم مانند اهل سنت صحاح داريم؟ يعني کتابي مانند بحارالانوار و کافي همه سندها و حديث هايش صحيح است؟

                استاد قزويني :

خير

               بيننده :

يعني ما بعضي از احاديث مان ممکن است صحيح نباشد.

           استاد قزويني :

بله

             بيننده :

بعد مي‌خواستم خطاب به شبکه وهابي بگويم که اگر عمر با معاويه وارد جنگ ميشد باز هم معاويه را حضرت مي‌ناميدند و او را با حسنين مقايسه مي‌کردند؟ و مي‌خواستم به آنها بگويم که در جريان باشند که شما که هميشه مي‌گوييد بايد کسي را هم دوست داشته باشيد که حضرت محمد او را دوست داشته است حضرت محمد حضرت فاطمه زهرا ، حضرت علي ، امام حسن و امام حسين را دوست داشته است ولي متاسفانه فکر نمي کنم که معاويه را دوست داشته باشد که به او حضرت مي‌گويند.

يک لطفي کنيد اگر اشکالي ندارد دوست دارم بدانم آقاي هاشمي و همکارانشان مانند آقاي انصاري آيا ايراني هستند يا نه ؟

             استاد قزويني :

بله ايراني هستند و از استان فارس مي‌باشند و حتي روستاي آنها را هم مي‌دانيم کجاست چون دوستاني از روستاي آنها با ما بارها تماس گرفتند و صحبت کردند ولي مصلحت نيست که از پرده برون افتد راز.

ايشان هم اگر مانند حيدري خواست پايش را از گليم خود درازتر کند و به نواميس شيعه توهين کند آن وقت ما مي‌دانيم با آنها چکار کنيم.

             بيننده :

مطالب آنها بيشتر به ضد ايراني ها شبيه است.

            استاد قزويني :

بعضي ها وطن فروش هستند، در رابطه با سوال اول شما اگر چنانچه عمر با معاويه مي‌جنگيد قطعاً اين آقايان همان طوري که جنگ کنندگان با ابو بكر را برچسب ارتداد زدند و گفتند اينها اصحاب رده هستند اگر عمر کسي را مي‌فرستاد و معاويه را مي‌کشت و به زن او تجاوز مي‌کرد عمر مي‌گفت ايشان رفته و اجتهاد کرده است و ثواب هم کرده است مانند همان کاري که خالد با مالک بن نويره کرد.

               بيننده :

تشکر مي‌کنم که شبهات را جواب مي‌دهيد.

             بيننده : مرتضوي از مالزي

من امشب از طرف روم نداي شيعه منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسنجر پالتاگ مزاحم شما مي‌شوم آمدم که چند تا نکته را با اجازه شما عرض کنم :

اولاً: استاد همانطوري که بارها خود شما در اين برنامه و برنامه هاي ديگر گفتيد هجمه که امروزه جهان کفر و بدعت عليه شيعه دارد در تاريخ بي نظير بوده است و همچنين با پيشرفت علم و تکنولوژي و وسايل ارتباطات جمعي که دسترسي از يک نقطه به نقطه ديگر را به راحتي امکان پذير کرده است در فضاي سايبري شاهد هجمه بي سابقه عليه فرهنگ تشيع و فرهنگ ناب محمدي صلي الله عليه وآله و سلم هستيم و هتاکي ها و بي ادبي ها و شبهه هايي که عليه فرهنگ اهل بيت امروزه مطرح مي‌شود بي سابقه بوده است ، مسنجري در اينترنت وجود دارد به نام پالتاگ که شايد بتوان گفت بيشتر از مسنجرهاي ديگر در اين مسنجر کساني که ملتزم به عقيده اي هستند مي‌آيند و سعي در تبليغ و دفاع از عقيده خود دارند که از سست ترين عقايد هم در اين مسنجر روم دارند و در حال تبليغ هستند.

من زنگ زدم تا اول تشکر اساسي بکنم از شبکه جهاني ولايت و از شخص شما به عنوان مجري شبکه ولايت به خاطر اينکه ما از وقتي اين روم را در مسنجر پالتاگ راه انداختيم به لطف خدا و توجهات حضرت ولي عصر و حضرت زهرا سلام الله عليهم و بعد هم به لطف اساتيد شبکه ولايت واقعا کمک بي دريغي که به اين روم کردند و تشريف آوردند و سوال بچه شيعه ها را جواب دادند و شبهات را از بين بردند که جواب دندان شکني به تمامي مخالفان اسلام از جمله وهابيت و مسيحيت و جديدا هم فرقه هاي نو ظهوري مانند همين فرقه موهوم احمد الحسن اليماني داده شده است و به تهمت هايي که به علماي شيعه از جمله خود حضرتعالي و آيت الله کوراني و بقيه علما زده مي‌شود الحمدلله به لطف اساتيد شبکه ولايت جواب داده شده است .

من فقط آمدم که يک تشکر اساسي کنم و يک سوال هم بپرسم که :

ما ديشب در روم يکي از اصلي ترين مبلغين همين فرقه يماني براي بحث آمده بود و بحثي صورت گرفت با يکي از اساتيد شبکه ولايت و خدا را شکر به لطف حضرت ولي عصر به قدري ايشان مفتضح شد و به پوشالي بودن عقيده اش پي برد توسط حتي خود طرفداران ايشان و ايشان در آخر کار فرارکردند و فرار را بر قرار ترجيح داد.

من مي‌خواستم بدانم که نظر مراجع شيعه و نظر شخص شما به عنوان يکي از بزرگان شيعه راجع به اين فرقه نو ظهور و موهوم و شخص آقاي احمد الحسن اليماني که اصلا نمي دانيم کي هست و کجا هست در اين 13 ـ 14 سالي که ادعا کرده اند چيست ؟

بيش از اين وقت شما را نمي گيرم و اميدوارم ما را بي بهره نگذاريد و ما را از خدمتي که به جهان تشيع مي‌کنيد شريک بدانيد.

              بيننده : موسوي از زاهدان

از اين برنامه هاي شما واقعا ما استفاده هاي خوبي داريم و موضوعي که الان براي ما پيش آمده است در رابطه با عيد غدير است که مي‌فرمايند 3 روز آقا رسول الله و اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب در غدير ماندند تا همگي با او بيعت کنند لطف کنيد در اين رابطه توضيحي بفرماييد ممنون مي‌شوم.

خسته نباشيد ما را هم در حرم معصومه سلام الله عليها دعا کنيد.

             بيننده : احمد از دماوند (اهل سنت)

مي خواستم چند تا سوال مطرح کنم اگر مشکلي ندارد

                استاد قزويني :

بفرماييد

             بيننده :

آقاي قزويني اگر در اوايل اسلام ارث پيامبر را که فدک بود به حضرت فاطمه مي‌دادند الان چه فايده اي براي ما داشت ؟

سوال دوم هم اينکه چرا رواياتي که از کتب اهل تسنن مي‌خوانيد و در مانيتور نشان مي‌دهيد احاديث ناقص و نصفه نشان داده مي‌شود؟ و کل احاديث را نشان نمي‌دهيد.

             مجري :

مي‌توانيد يک نمونه را بگوييد؟

                  بيننده :

بله؟

                 مجري :

آن حديثي که نصفه گفته شده است را چون بعضي احاديث انقدر طولاني است که لزومي ندارد آورده شود.

             بيننده :

من 2-3 شب پيش هم صحبتي راجع به حديثي که راجع به حضرت ابراهيم بوده و ساره زن او که آقاي ابوالقاسمي نصف آن را نشان داد و بقيه اش را نشان نداد و قيچي کرد.

سوال سوم هم اينکه آقاي قزويني يعني پيامبر اسلام آمد مردم را به يک دين و به يک قبله هدايت کند آيا در زمان پيامبر مشرکين مکه نمي گفتند خدايي هست ؟ مگر مشرکين نمي گفتندکه ما به وسيله اين بت ها مي‌خواهيم به الله برسيم؟ محمد آمد و اينها را از بين برد.

           استاد قزويني :

مي توانيد آيه آن را بيان بفرماييد؟

             بيننده :

اجازه بدهيد صحبت کنم

             استاد قزويني :

شما به صورت متکلم وحده پشت سر هم بيان مي‌کنيد، بعضي از سوالات است که در عرض 30 ثانيه سوال طرح مي‌شود ولي جوابش به مدت زيادي نياز دارد.

اين را که مي‌فرماييد در زمان پيامبر اکرم مشرکان مکه هم خدا را قبول داشتند و مي‌گفتند اين بت ها واسطه ما هستند ، آيا مي‌توانيد آيه آن را بخوانيد ؟

ee.             بيننده :

والله آقاي قزويني من راجع به علم قرآني زياد مسلط نيستم ولي در رابطه با احاديث تا اندازه اي از طريق شبکه شما و شبکه هاي ديگر گوش مي‌دهم و آدمي هم هستم که به خدا اعتقاد دارم و آدمي هستم که از تنها کسي که مي‌ترسم خداست.

دوما هم اگر نهج البلاغه نامه 110 حضرت علي مي‌فرمايد:

توسل به 10 چيز است که از نماز شروع مي‌شود.

در اين نامه‌اي که در نهج البلاغه است درباره توسل چيزي نگفته است که به من يا اولاد من توسل کنيد و تمام توسلاتي که فرموده به عبادت خود انسان باز مي‌گردد.

                استاد قزويني :

در رابطه با بت ها، آيا بت پرستان که مي‌گفتند خدا آسمان و زمين را آفريده است نماز مي‌خواندند؟ در نماز خود

أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد ان محمدا عبده و رسوله

مي گفتند يا نمي گفتند ؟

             بيننده :

آقاي قزويني

           استاد قزويني :

نه جواب ما را بده

               بيننده :

اگر اعتقادي به محمد داشتند در مقابل او نمي ايستادند و صف آرايي نمي کردند.

              استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد، آيا مي‌گفتند لااله الا الله يا نمي گفتند ؟

           بيننده :

مي گفتند الله

                استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد، خودت قشنگ جواب خودت را دادي

اولا بر اينکه آنها مي‌گفتند الله نمي گفتند لا اله ، الان مسلمانهاي کره زمين و خود شيعه ها هر روز در اذان و اقامه و نمازشان چندين بار مي‌گويند :

لااله الا الله

اين طور مقايسه کردن شيعيان با مشرکان مکه اين نوعي عناد است و خلاف منطق مي‌باشد، من سوالي از شما کردم که آيا آنها مي‌گفتند لا اله الا الله ؟ گفتيد : نه .

دوم آنها مي‌گفتند :

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى

سوره زمر - آيه 3

ما اين بت ها را عبادت مي‌کنيم، مي‌پرستيم تا ما را در نزد خداي عالم شفاعت کنند.

آيا هيچ شيعه اي را سراغ داريد که پيامبر يا امامي را عبادت کند؟

      بيننده :

بله الان همسايه هاي من هنگام نشستن و بلند شدن و خوابيدن يا علي و يا حسين مي‌گويند.

        استاد قزويني :

بنده هم اينجا بارها گفتم شيعيان براي کوري چشم وهابي ها هر وقت بلند مي‌شوند بگويند يا علي، مي‌نشينيد بگوييد يا علي ، غذا مي‌خوريد بگوييد: يا علي ، خداحافظي مي‌کنيد بگوييد: ياعلي

آيا يا علي گفتن عبادت کردن علي است ؟

oo.            بيننده :

خدا مي‌گويد هرچه که خواستيد از من بخواهيد.

           استاد قزويني :

عزيز من بنا نيست که پرت و پلا حرف بزنيم ، ما به حضرتعالي احترام گذاشتيم و روي خط نگه داشته ايم.

            بيننده :

حضرتعالي الان زنده هستيد من دم درب خانه شما مي‌آيم و مي‌گويم برادر بزرگوار من آقاي قزويني بنده نان براي بچه هايم ندارم 10 تا نان به من بده ، و در حال حاضر هم زنده هستيد و دست مي‌بريد در سفره خود 5 تا نان به بنده مي‌دهيد ، خاک زير پاي ائمه اطهار و اهل بيت پيامبر و خود حضرت علي سرمه چشم ما است ولي فرق اهل تسنن با حضرتعالي يا برادران اهل تشيع اين است که شماها حضرت علي را الان در همين جايي که بنده هستم همه مدد از علي مي‌خواهند ، درست است که احترام حضرت علي براي همه ما واجب است ولي وقتي خود حضرت علي شب تا صبح اکثر وقت به نماز مي‌ايستاد به خاطر ترس از خدا نبود ؟

            استاد قزويني :

حرفتان تمام شد؟

           بيننده :

بله من از شما خداحافظي مي‌کنم

            استاد قزويني :

نه نه خداحافظي نکن اجازه بده برادر من.

شما که مي‌گوييد وقتي ياعلي مي‌گوييد همه کمک را از علي مي‌خواهيد اين غلط است ، اگر کسي بيايد بگويد ياعلي و براي علي بن ابي طالب دکاني در برابر دکان خدا بسازد اين کفر و شرک و ارتداد است ولي اگر کسي بگويد يا علي به اين نيت که ياعلي تو پيش خدا آبرو داري و زنده هستي طبق منطق قرآن چون حداقل علي شهيد که شده است

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ

سوره بقره - آيه 154

علي زنده است و اين منطق قرآن است و روايت متعدد هم شما داريد بر اينکه انبياء نمي ميرند و در قبرشان زنده هستند و عبادت مي‌کنند ، اگر من به اين نيت که علي بن ابي طالب زنده است ، به اذن خداي عالم صداي من را مي‌شنود ، به اذن خداي عالم به صداي من جواب مي‌دهد و به اذن خداي عالم حاجت من را يا خودش مستقيما يا از خداي عالم طلب مي‌کند که حاجت من را بدهد.

کجاي اين شرک است ؟ کجاي آن از خدا روي گرداندن است ؟

         بيننده :

هيچکس اسم بردن از علي را شرک نمي داند.

            استاد قزويني :

شما الان مي‌گوييد يا علي گفتن شرک است.

        بيننده :

کمک خواستن از علي.

            استاد قزويني :

عزيز من کمک خواستن از علي چه اشکالي دارد ؟ اگر کسي معتقد باشد علي طبق آيه قرآن زنده است و صداي ما را هم مي‌شنود و خدا به او قدرت داده است که حاجت ما را بدهد اگر با اين نيت از علي حاجت بخواهد چه اشکالي دارد ؟

           بيننده :

آقاي قزويني خدا در قرآن مي‌گويد شهدا زنده هستند ، و قبول هم داريم که حضرت علي شهيد محراب هستند ولي شهدا در نزد خداوند زنده هستند و روزي مي‌خورند.

      استاد قزويني :

يعني من و شما پيش شيطان زنده هستيم؟

         بيننده :

کجاي آيه قرآن مي‌گويد شهدا زنده هستند و بر مردم دارند حکومت مي‌کنند؟

      استاد قزويني :

عزيز من چرا پرت و پلا مي‌گويي برادر عزيزم سرور من ، مگر ما گفتيم ائمه حکومت مي‌کنند؟ اينکه عبد الله عمر پايش فلج مي‌شود و مي‌گويد :

يا محمد

و مشکل پايش برطرف مي‌شود آيا اين يا محمد گفتن عبدالله عمر کفر او را ثابت مي‌کند ؟

          بيننده :

نه .

       استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد.

         بيننده :

مدد گرفتن از غير خدا.

             استاد قزويني :

عزيز دل من اين عبارتي است که جناب آقاي بخاري در کتاب الأدب المفرد ص 207 حديث 993 نقل مي‌کند که اواخر عمر آقاي عبدالله عمر بود و سکته مي‌کند و پايش فلج شده بود بنده خدايي به او گفت :

اذكر أحب الناس إليك

محبوبترين افراد را صدا کن تا شفايت بدهد.

فقال محمد

اي محمد مرا نجات بده

فانبسطت.

با گفتن يا محمد مشکل پايش برطرف شد.

روايت هم صحيح است .

غريب الحديث للحربي - ج 2 - ص 674

مسند ابن الجعد - ج 1 - ص 369

الطبقات الكبرى - ج 4 - ص 154

آيا شما معتقديد عبد الله عمر که از پيامبر اکرم طلب شفا خواست و پيامبر هم او را کمک کرد و پاي او را شفا داد آيا معتقديد عبدالله عمر کافر شد ؟ از دين خارج شد ؟

        بيننده :

آقاي قزويني.

       استاد قزويني :

عزيز من جواب به من بده اين طرف و آن طرف نرو

            بيننده :

الان تنها چيزي که من مي‌دانم هرجايي از قرآن را که باز مي‌کنيم خداوند مي‌فرمايد :

بنده غفور هستم ، بنده رحمان هستم ، بنده رحيم هستم ، از هر چيزي به شما نزديک تر هستم آيا درست است وقتي شما نزديک و دم دست من هستيد ابتدا بيايم پيش مجري برنامه آقاي محسني و به ايشان بگويم که از شما فلان سوال را بپرسد؟

             استاد قزويني :

اگر اين گونه است که شما مي‌گوييد پس اعتراض شما به خود قرآن است و شما با اين با اين نگاه کافر مي‌شويد.

      بيننده :

شما به من نشان بده که فلان جاي قرآن نوشته است از خلق خدا فلان کار را بخواهيد اگر نشان داديد بنده گواه مي‌دهم فردا تشريف بياورم قم و در شبکه شما بگويم : اشهد ان عليا ولي الله.

           استاد قزويني :

ما مي‌دانيم که شما دروغ مي‌گوييد ولي نشان مي‌دهم

                      بيننده :

خدا گواه است مي‌آيم ولي به اين شرط که اين آيه قرآن را حداقل 10 نفر از علما و مفسرين اسلام تاييد کرده باشند .

    استاد قزويني :

باشه اشکالي ندارد الان تلويزيون را مي‌بينيد ؟

     بيننده :

 ممنونم خداحافظ من شارژم تمام است از تلويزيون صداي شما را مي‌شنوم

      استاد قزويني :

نه همينطور حضور داشته باشيد من با شما کار دارم.

       بيننده :

بيننده تلفن خود را قطع مي‌کند.

        استاد قزويني :

بله قطع کردند، گرچه ما مي‌دانيم که شما دروغ مي‌گوييد؛ چون يوسف هم از بندر عباس گفت يک دليل بياوريد من شيعه مي‌شوم ولي ديگر جرأت نکرد به برنامه ما بيايد؛ چون ما سوالي طرح کرديم براي ايشان ولي رفت و نيامد.

در سوره يوسف آيه ۹۷ مي‌فرمايد که فرزندان حضرت يعقوب خدمت پدر مي‌آيند و مي‌گويند:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

آيا اين فرزندان حضرت يعقوب که نزد پدر آمدند و گفتند که اي پدر! تو واسطه شو تا خدا گناه ما را ببخشد؟ حضرت يعقوب نگفت که خدا به شما نزديک تر است شرک نگوييد و از خدا بخواهيد که گناه شما را ببخشد؟ و نگفتند که اي پدر ما را ببخش ، فرق است بين اينکه بگويند :

يا ابانا اغفر لنا

پدر ما را ببخش

و بين

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا

اي پدر از خداي عالم براي ما طلب مغفرت کن ما خطاکاريم .

حضرت يعقوب پيامبر مي‌گويد:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي

من براي شما از خداي عالم طلب مغفرت مي‌کنم خداي عالم غفور و رحيم است.

اگر

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ

سوره غافر- آيه 60

درست است

فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

 سوره بقره - آيه 186

درست است ، اگر :

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق - آيه 16

 درست است؛ پس چرا حضرت يعقوب نگفت خدا که نزديک است از خدا بخواهيد و از او طلب مغفرت کنيد؟

در آيه ۶۳ سوره نساء در رابطه با نبي مکرم صلي الله عليه و آله وسلم است که مي‌فرمايد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

اين آيه را برادر عزيزمان دقت کنند تا بعد از حداقل ۵۰ نفر از بزرگان اهل سنت در اين باره صحبت کنم.

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ

آنهايي که در حق خودشان ظلم کردند.

جَاءُوكَ

پيش تو بيايند اي پيامبر

فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ

استغفار کنند

وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

پيامبر هم براي آنها استغفار کند خدا آنها را مي‌بخشد

پيامبر واسطه است ، پس چرا اينجا نمي‌گويد : مردم برويد و مستقيم از خدا بخواهيد بلکه مي‌گويد: پيامبر اکرم بايد براي آنها طلب بخشش کند.

حداقل بالاي 50 نفر از علماي اهل سنت اين آيه را از آداب زيارت رسول اکرم آورده اند که اگر کسي آمد به زيارت قبر نبي مکرم بيايد بگويد : اي پيامبر من در حق خودم ظلم کردم مرا ببخش.

امام سبکي مي‌گويد :

دلت الآية على الحث على المجئ إلى الرسول صلى الله عليه وآله وسلم والاستغفار عنده.

اين آيه 64 سوره نساء که مي‌گويد نزد پيامبر بيايند و از پيامبر طلب مغفرت کنند دلالت مي‌کند که هم در زمان حيات پيامبر به او متوسل شويم و هم بعد از رحلت ايشان .

شفاء السقام - السبكي - ص 181

سمهودي شافعي مي‌گويد :

علماي اهل سنت از اين آيه استفاده کرده اند هم در زمان حيات پيامبر و هم بعد از رحلت ايشان.

جناب آقاي شوکاني همين مطلب را بيان کرده است .

آقاي ابن قدامه مقدسي که حنبلي مذهب است در کتاب المغني ج 3 ص 590 مي‌گويد :

کسي که خدمت نبي مکرم مي‌آيد بگويد:

انك قلت وقولك الحق

تو حرف حق زدي

وقد أتيتك

پيامبر! من نزد تو آمدم

مستغفرا من ذنوبي

از گناهانم استغفار مي‌کنم

مستشفعا بك إلى ربي

تو را بين خود و خدا شفيع قرار مي‌دهم.

الشرح الكبير لابن قدامة - ج 3 - ص 495

المغني - ج 3 - ص 298

المجموع نووي - ج 8 - ص 274

الاختيار - ج 1 - ص 189

الدرر الثنيه - ص 9

اگر واقعاً کسي دنبال حقيقت است بفرماييد اين هم حقيقت.

در آيه 35 سوره مائده مي‌فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

واسطه نزد خداي عالم ببريد و هرگز نگفته است که واسطه شما زنده باشد يا مرده باشد، پيامبر باشد، عمل صالح باشد.

در خطبه 110 نهج البلاغه علي مي‌فرمايد :

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإيمان به وبرسوله والجهاد في سبيله.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 215

با فضيلت ترين چيزي که مي‌توان به خدا متوسل شد، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر و جهاد است.

پس معلوم مي‌شودکه توسل جايز است، شما که مي‌گوييد توسل شرک است و ما نياز به واسطه نداريم و خدا از همه به ما نزديک تر است اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌گويند که توسل است.

اولا ما توسل را هم به اعمال صالحه جايز مي‌دانيم که اين منطق قرآن است :

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران - آيه 193

هم توسل به عمل صالح و هم توسل به اسماء الهي :

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف - آيه 180

و هم توسل به انبيا، مانند آيه 97 سوره يوسف و آيه 64 سوره نساء که دلالت مي‌کند که توسل به پيامبران هم هيچ اشکالي ندارد.

من يک سوالي از شما دارم گرچه کارشناسان شبکه هاي وهابي نمي‌توانند پاسخ دهند ولي حداقل احمد آقا مقداري فکر کنيد:

اميرالمؤمنين نگفتند که توسل به پيامبر و ائمه حرام است بلکه مي‌گويد :

با فضيلت ترين توسل ايمان به خداست.

آيا اگر ايمان به خدا با فضيلت ترين توسل باشد، توسل هاي ديگر حرام مي‌شود؟ در کتب اهل سنت آمده است که :

أفضل الصلوات وهي العصر

با فضيلت ترين نماز ها نماز عصر است.

تفسير ابن كثير - ج 1 - ص 191

تفسير القرطبي - ج 20 - ص 179

آيا معني آن اين است که نماز ظهر حرام است ؟ نماز مغرب و عشاء حرام است؟ اگر شخصي آمد و گفت فلان کار افضل است در برابر چه است ؟ يعني ديگران باطل است؟ علي که مي‌گويد:

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 - ص 216

يعني توسل به پيامبر باطل و شرک است؟ توسل به انبياء شرک است؟

ابونعيم نقل مي‌کند که :

أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح يوم الجمعة.

با فضيلت ترين نماز ها نماز صبح روز جمعه است.

حلية الأولياء - ج 7 - ص 207

شعب الإيمان - ج 3 - ص 115

فضائل الأوقات - ج 1 - ص 512

بيان الوهم والإيهام في كتاب الأحكام - ج 3 - ص 203

آيا وقتي اين گونه گفت يعني ديگر نماز ها همگي باطل است؟

در جاي ديگر آمده است:

أَفْضَلُ الصَّلاَة صَلَاةُ الْمَرْءِ في بَيْتِهِ

بافضيلت ترين نماز ها نمازي است که در خانه مي‌خوانند.

صحيح البخاري - ج 1 - ص 256

مصنف ابن أبي شيبة - ج 2 - ص 52

پس با اين حساب نمازهايي که به صورت جماعت بيرون از خانه خوانده مي‌شود شرک و باطل است؛ چون پيامبر فرموده است که بهترين نماز نمازي است که مرد در خانه بخواند.

شما مقيد هستيدکه در ماه رمضان نماز تراويح مي‌خوانيد، جناب عمربن خطاب مي‌گويد: آنهايي که در خانه خود مي‌خوابند افضل هستند از کساني که نماز تراويح مي‌خوانند.

قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ.

آنهايي که شبهاي ماه رمضان در خانه مي‌خوابند افضل هستند از کساني که نماز تراويح مي‌خوانند.

اگر خواب افضل است پس آنهايي که نماز تراويح مي‌خوانند شرک است؟

صحيح البخاري - ج 2 - ص 707

و دهها قضاياي ديگر داريم که کلمه افضل آمده است. آقايان کارشناس عقل درست و حسابي ندارند، مي‌گويند مردم ببينيد علي مي‌گويد :

أفضل ما توسل به المتوسلون إلى الله سبحانه الإيمان به.

علي مي‌گويد توسل به پيامبر توسل به من توسل به ائمه حرام است.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 - ص 216

کجاي عبارت اميرالمؤمنين آمده است که حرام است ؟

ما نمي‌خواهيم که احمد آقا بيايد و شيعه شود ولي تقاضا دارم حداقل احساس کند آن چيزي که در ذهن او خوانده اند يک سري خرافات و مطالب ضد دين و قرآن است. و کساني که مي‌گويند توسل به پيامبر شرک است مخالف قرآن، مخالف دين  و دشمن اهل بيت هستند. اگر چنانچه در کتب آنها توسل به عمر و ابابکر جايز بود آنها در تمام دنيا مي‌نوشتندکه دعاي توسل به ابو بكر و عمر ولي توسل به ائمه اطهار بوده است و لذا اينها مي‌خواهند توسل را رد کنند.

البته اهل سنت اين گونه نيست چون اهل سنت همگي توسل را قبول دارند چون خود جناب سبکي مي‌گويد که : تمام علماء، عقلا و عوام اهل سنت و همه آنهايي که دين دارند، معتقد به توسل هستند.

         جواب استاد به سوال آقاي موسوي :

در رابطه با غدير انشاء الله ما داريم بحث ها را دنبال مي‌کنيم تا کل شبهاتي که پيرامون غدير است را مطرح کنيم و پاسخ دهيم .

در رابطه با افرادي که به قولي

هر دم از اين باغ بري مي‌رسد            تازه تر از تازه تري مي‌رسد

اولين فتنه اي که ما با آن مواجه هستيم آقاي احمد الحسن نيست؛ چون قبل از او هم دجال هاي زيادي آمدند که ادعاي مهدويت و بابيت کردند مانند : علي محمد باب بنيانگذار بهائي‌ها که ادعا کردند ما سيد يماني هستيم و ايشان وقتي که آمد در رابطه با مباحث بابيت صحبت کرد و اينکه من اين چنين و چنان هستم و آن کسي که پيامبر به آن وعده داده است من هستم.

احمد الحسن در محرم 1208 حدود 500 نفر از افراد بي خبر و نا آگاه را جمع کرد و روز عاشورا در بصره و ناصريه قيام کردند ، مردم در حال عزاداري بودند که اين احمد الحسن دجال که تعبير بزرگان ما اين است که اين آقا هم ضال است و هم مضل است بعضي از مراجع ما فتوا به ارتداد و وجوب قتل او دادند مانند آيت الله حائري چون او از مصاديق مفسد في الارض است.

آمد و شروع کرد به حمله کردن و گفت :

جاء المهدي

مهدي آمد مهدي آمد 

و با نيروهاي دولتي درگير شدند و فقط در خود بصره 80 نفر انسان بي‌گناه کشته شد و در ناصريه 70 نفر کشته شد سپس از عراق به امارات فرار کرد و زير پرچم وهابي ها زندگي مي‌کند.

اين چگونه سيد يماني است که فرار مي‌کند و پشت چادرهاي زنان مي‌رود و خود را مخفي مي‌کند. جالب است ايشان يک نامه اي نوشته بود با اين مضمون که :

اما بعد الي السيد الخامنه اي: السلام عليکم و رحمة الله ، الي السيد القزويني في ايران : السلام عليکم و رحمة الله ، شيخ عبدالحميد مهاجر السلام عليکم ، شيخ علي کوراني السلام عليکم

شما همين نامه را اگر دوستان ببينند کاملا مي‌فهمند که اين آقا اصلا عقل ندارد و يک ديوانه هزار بار بر اين آقا شرافت دارد و در نوشتن نامه از او بهتر است.

ما ايشان را آدم بي‌دين ، لا مذهب ، گمراه ، گمراه گر ، فاسد و از مصاديق مفسد في الارض مي‌دانيم و اهانت هايي که ايشان به مراجع ما کرده است باالاخص خدمت آيت الله العظمي سيستاني همين کافي است که ارتداد ايشان را صادر کند.

مي گويند چرا براي مناظره نمي آييد؟ بنده رسماً اينجا آماده هستم که براي مناظره بيايند تا ما ثابت کنيم که تو عقل نداري و ديوانه و گمراه و گمراه گر هستي اگر توانستيم ثابت کنيم که هيچ ولي اگر ثابت نکرديم ما هم تابع شما هستيم.

آقا مي‌گويد: مباهله ، بنده آماده هستم ايشان با اسکايپ اينجا بيايد با اينکه چند نفر از علماي بزرگ شيعه اعلام مباهله کردند ولي ايشان فرار کردند و لذا اينها را ما گروه فاسد مي‌دانيم و از عزيزاني که در روم ها هستند توصيه مي‌کنيم که حيف است که اينها روم شما را با حضورشان آلوه کنند چرا که صدا و منطق آنها آلوه کنند است و نظر بزرگان و علماي شيعه نسبت به ايشان و امثال ايشان هم اين بوده است.

ايشان ادعا کرده بود که حضرت آيت الله کوراني از آقاي احمد الحسن معجزه و کرامت ديده است ، بر پدر آدم دروغگو لعنت ، لعنت خدا و ملائکه بر احمد الحسن که او را امام مي‌خوانيد.

ما مي‌خواستيم امروز آيت الله کوراني روي خط بيايند و کتابي هم ايشان نوشتند به نام دجال البصرة که در اين کتاب حداقل 50 جا ايشان را دجال ، ضال ، مضل ، ديوانه خوانده است.

آقاي کوراني در قسمتي از کتاب به صورت مسخره گفته است که :

پس شما کرامت هم داريد

به اين عنوان که بگويد اين شخص عقل ندارد و ديوانه است ولي گرفتند اين عبارت را در روم ها قرار دارند و گفتند که آيت الله کوراني کرامت ايشان را قبول دارد.

خدايا تو را قسمت مي‌دهيم به آبروي محمد و آل محمد، فرج مولاي ما ولي عصر نزديک بگردان و ما را از ياران آن بزرگوار قرار بده.

«والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته»

اللهم عجل لوليک الفرج

     
ادامه نوشته

فضيلت شبهاي قدر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:

۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:
«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»

۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:
«از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»

۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:
«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.

چرا امام حسن(ع) توصیه پدرشان در مورد عفو ابن ملجم را نادیده گرفتند؟

چرا امام حسن(ع) توصیه پدرشان در مورد عفو ابن ملجم را نادیده گرفتند؟

     

    شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)
    چرا با این وجود که امام علی(ع) در نهج البلاغه –نامه‌ی شماره 23- توصیه به عفو ابن ملجم می‌کنند، امام حسن(ع) این کار را نکردند؟

    ادامه نوشته

    زندگی امام حسن علیه السلام را بهتر بشناسیم

    زندگی امام حسن علیه السلام را بهتر بشناسیم

       

       

       

      شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)

      نگاهی به زندگی امام حسن علیه السلام
      ولادت امام حسن علیه السلام

      ادامه نوشته

      نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع)

      نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع)

       

       

       

      اخلاق اسلامي با جلوه‌هايي چون گشاده رويي، خوش زباني، ملايمت، نرمخويي و نيك گويي در معاشرت‌ها و تعاملات اجتماعي متجلي مي‌شود.

      به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)،روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي» به مناسبت سالروز ولادت حضرت امام حسن مجتبي(ع) آورده است:


      فرهنگ و معارف اسلامي جايگاه و اهميتي خاص براي عقلانيت و نقش و آثار آن قائل مي‌باشد، به گونه‌اي كه هر جلوه از حيات فردي، اجتماعي، علمي، اقتصادي و سياسي را با حضور عقل و راهگشايي‌هاي آن رو به بالندگي و كمال يابي مي‌داند.
      "عقل" به "سر" در پيكر مي‌ماند. آيا مي‌توان پيكر بدون سر را داراي حيات و حركت و اثر دانست؟ انسان بي‌بهره از عقلانيت نيز همين گونه فاقد جنبش و ثمردهي مي‌باشد.
      نقش آفريني‌هاي عقل بسيار وسيع است و هر زاويه و جنبه و جلوه از زندگي فردي و حيات جمعي را فرا مي‌گيرد.
      در متون فرهنگ اسلامي و در كلام گهربار ائمه دين(ع) اين ابعاد و جلوه‌هاي حيات اجتماعي معرفي شده و نقش عقل و خرد نمايان گرديده است. از اين ميان، اين كلام از حضرت امام حسن مجتبي(ع) بسيار درس آموز است و يكي از جنبه‌هاي حضور و نقش‌آفريني نيروي عقل را آشكار مي‌كند:
      "رأس العقل معاشره الناس بالجميل"
      "ريشه و رأس عقل، همزيستي و معاشرت و تعامل با مردم با روشي زيبا و نيكوست."
      اين كلام از حضرت امام حسن مجتبي(ع) يكي از مهم‌ترين جلوه‌هاي عقلانيت را همزيستي و معاشرت و تعامل مردم با يكديگر مي‌داند و به اين ترتيب نشان مي‌دهد كه اسلام ديني اجتماعي است كه انزوا و رهبانيت را بر نمي‌تابد و پيروان خود را از عزلت و كناره گيري از حيات جمعي منع مي‌كند و به داخل اجتماع مي‌آورد و بر هرگونه فكر و رفتاري كه خزيدن به خلوت است و نيز آن نوع حيات ديني و معنوي را كه به اذكار و عبادت‌هاي فردي منحصر مي‌شود، خط بطلان مي‌كشد. با اين وصف تعاليم و قوانين دين خدا، زندگي‌گرا هستند و اصولاً براي رونق و شكوفايي پيوندها و رابطه‌ها و تعاملات وضع شده‌اند و به همين دليل آنها كه ديانت را به ذكر و عبادت و آن هم در كنج خلوت خلاصه و محدود مي‌كنند، آگاه يا ناآگاه برخلاف مسير اسلام حركت مي‌كنند.
      علاوه بر ضرورت معاشرت‌ها و تعاملات اجتماعي در ميان مردم برمبناي عقلانيت، و نيز در كنار معرفي روابط و پيوندها به عنوان ريشه و اصل و اساس عقل و خرد، به روش اين مواجهات و تعاملات نيز اشاره شده است و آن اينكه اين همزيستي‌ها و معاشرت‌ها با روشي جميل و زيبا و نيكو صورت مي‌گيرد. يعني اخلاق اسلامي با جلوه‌هايي چون گشاده رويي، خوش زباني، ملايمت، نرمخويي و نيك گويي در معاشرت‌ها و تعاملات اجتماعي متجلي مي‌شود. ثمره و حاصل اين "عقلانيت" سرشار از همزيستي و مواجهات زيبا، حالاتي عطرآگين از محبت و صميميت و طراوت است كه در تمام عرصه‌هاي حيات اجتماعي متجلي مي‌گردد.
      اگر در وسعت تلاش‌ها و فعاليت‌ها از هر نوع و با هر تخصص و مهارت و در همه فنون و مشاغل نظر گستريم، و نيز اگر در همه عرصه‌هاي مديريت‌ها و برنامه ريزي‌ها در سطوح كلان و در حوزه‌هاي فرهنگ و اقتصاد و سياست توجه و دقت روا داريم، متوجه مي‌شويم كه عقلانيت در مواجهات و تعاملات و پيوندها و روابط متقابل، داراي نقش كليدي و راهبردي مي‌باشد و به همين دليل بايد جايگاه آن را شناخت و اهميت آن را دريافت و آثار گوناگون آن را به بهره برداري‌هاي مكرر در آورد.
      * "عقل" به "سر" در پيكر مي‌ماند. آيا مي‌توان پيكر بدون سر را داراي حيات و حركت و اثر دانست؟
      * در وسعت تلاش‌ها در همه فنون و مشاغل، و نيز در عرصه مديريت‌ها و برنامه‌ريزي‌ها در سطح كلان و در حوزه‌هاي فرهنگ و اقتصاد و سياست، عقلانيت داراي نقش راهبردي مي‌باشد

      امام حسن مجتبی(ع) به محمد حنفیه در مورد امامت امام حسین(ع) چه سفارشی کرد؟

      شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)

      امام حسن مجتبی(ع) در مورد لیاقت برادرش حسین(ع) برای ا مامت به محمد حنفیه چه فرمود و او چه پاسخ داد؟

      امام صادق(ع) می‌فرماید: «امام حسن بن على(ع) هنگام فرا رسیدن وفات خود، به قنبر فرمود: اى قنبر! ببین پشت در، مؤمنى از غیر آل محمد(ع) هست؟ قنبر عرض کرد: خداى تعالى و پیامبر و پسر پیامبرش بهتر می‌دانند. امام(ع) فرمود: محمد بن على(محمد حنفیه) را نزد من آور! قنبر می‌گوید: من رفتم و سفارش امام(ع) را به محمد گفتم، وى اظهار داشت مگر خبر تازه‌اى پیش آمده؟! قنبر گفت: ابا محمد را اجابت کن که تو را می‌خواند، محمد بن حنفیه با عجله هر چه بیشترى خود را خدمت حضرت امام حسن(ع) رسانید، چون مقابل امام(ع) رسید سلام کرد. حضرت حسن بن على(ع) به او فرمود: بنشین که مانند تو شخصى نباید از شنیدن سخنى که سبب زنده شدن مردگان و مردن زنده‌ها می‌شود، غایب باشد (آن سخن وصیت پایان عمر من است که دل‌هاى مرده را زنده می‌کند و هر زنده‌اى که آن را نپذیرد، در شمار مردگان آید).

      وجود خود را همچون ظرفى قرار دهید که علم و دانش در آن جاى گیرد، و مانند شعله‌هاى فروزان شب‏هاى تاریک و ظلمانى را روشن کنید؛ با این حال، موج‌هاى تابان روز روشن با هم تفاوت دارند و بعضى از بعضى روشن‌تر و تابنده‌ترند، (پس اگرچه تو هم برادر من و حسین هستی، اما بدان که من و او نور تابنده‌تر خورشید وجود پدر هستیم، با آن‌که اگرچه همه بشر از یک اصل‌اند، ولى تو به واسطه انتساب به امام على(ع) باید علم و کمالت از مردم دیگر تابنده‌تر باشد) مگر نمی‌دانى که خدا فرزندان ابراهیم را امام قرار داد ولى بعضى را بر بعض دیگر فضیلت بخشید و به داود(ع) زبور را داد، در صورتى که می‌دانى محمد(ص) را به چه امتیازى برگزید (قرآن را به او فرستاد و او را بر خُلق عظیم ستود).[1]

      اى محمد بن على! من از حسد بر تو نگرانم؛ زیرا خدا حسد را صفت کفار دانسته و فرموده است: «(بسیارى از اهل کتاب می‌خواهند) با وجود این‌که حق بر آنها روشن شده به سبب حسدى که در دل خود دارند، شما را به کفر برگردانند»[2] مبادا خداى -عزّ و جلّ- شیطان را بر تو مسلط کند.

      اى محمد بن على! نمی‌خواهى آنچه را از پدرت (امام علی) درباره تو شنیده‌ام به تو بگویم؟ گفت: چرا، فرمود: شنیدم پدرت(ع) روز جنگ بصره (جنگ جمل) می‌فرمود: کسى که می‌خواهد در دنیا و آخرت به من نیکى کند، باید به پسرم محمد نیکى کند ...

      اى محمد بن على! نمی‌دانى که حسین بن على(ع) بعد از وفات من و بعد از جدائى روحم از پیکرم، امام پس از من است و نزد خداوند نام او به امامت در کتاب (لوح محفوظ یا قرآن) ثبت است، و وارث پیامبر است و این ارث از پدر و مادرش به او داده شده است، خدا می‌داند که شما بهترین مردم هستید، لذا محمد(ص) را از میان شما به رسالت برگزید و محمد(ص)، على(ع) را انتخاب کرد و على(ع) مرا به امامت برگزید و من حسین(ع) را برگزیدم.

      محمد بن على عرض کرد: تو امام و واسطه میان من و محمد(ص) هستی، به خدا من دوست داشتم که پیش از آن‌که این سخن را از تو بشنوم مرده باشم، همانا در سرم سخنى است که دلوها نتوانند همه آن را بکشند (آن‌قدر از فضیلت شما در خاطر دارم که به وصف در نیاید) و ترانه و آهنگ بادها دگرگونش نسازد (یاوه‏گوئی‌هاى دشمنان عقیده مرا نسبت به شما سست نمی‌کند) آنها مانند نوشته نقطه‌داری در برگ کاغذ مزیّنی نقش بسته است، می‌خواهم اظهارش کنم ولى دریافتم که قرآن و کتاب‌های دیگرى که پیامبران آورده‌اند، بر من پیشى گرفته‌اند، و آن سخنى است که زبان هر گوینده و دست هر نویسنده از اداى آن عاجز است تا آن‌جا که قلم‌ها تمام شود و کاغذها سیاه شود و باز هم فضیلت شما پایانی ندارد، خدا نیکوکاران را چنین جزا می‌دهد و هیچ نیروئى جز از خدا نیست. حسین از همه ما داناتر و از لحاظ خویشتن‌دارى بردبار‌تر و از جهت خویشاوندی به رسول خدا(ص) نزدیک‌تر است، او پیش از خلقتش فقیه بوده (یعنى خدا روحش را پیش از تعلق به بدن، عالم ساخت) و پیش از آن‌که زبان باز کند وحى خدا را خوانده است و اگر خدا در شخص دیگرى خیرى می‌دانست، محمد(ص) را بر نمی‌گزید، پس چون خدا محمد(ص) را برگزید؛ و محمد(ص)، على(ع) را انتخاب کرد و على(ع) شما را به امامت برگزید و شما حسین را، ما تسلیم شدیم و راضی هستیم، کیست که به غیر آن راضی باشد؟ و کیست جز او که در کارهاى مشکل خویش تسلیمش شویم»؟!.[3]

      [1]. قلم، 4.

      [2]. بقره، 109.

      [3]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 1، ص 300 – 302، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 1، ص 422 – 423 (با اندک تفاوتی در برخی از فقرات)، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1417ق.