نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع)
نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي به مناسبت ولادت امام حسن مجتبي(ع)
اخلاق اسلامي با جلوههايي چون گشاده رويي، خوش زباني، ملايمت، نرمخويي و نيك گويي در معاشرتها و تعاملات اجتماعي متجلي ميشود.
به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)،روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «نقش عقلانيت در تعاملات اجتماعي» به مناسبت سالروز ولادت حضرت امام حسن مجتبي(ع) آورده است:
فرهنگ و معارف اسلامي جايگاه و اهميتي خاص براي عقلانيت و نقش و آثار آن قائل ميباشد، به گونهاي كه هر جلوه از حيات فردي، اجتماعي، علمي، اقتصادي و سياسي را با حضور عقل و راهگشاييهاي آن رو به بالندگي و كمال يابي ميداند.
"عقل" به "سر" در پيكر ميماند. آيا ميتوان پيكر بدون سر را داراي حيات و حركت و اثر دانست؟ انسان بيبهره از عقلانيت نيز همين گونه فاقد جنبش و ثمردهي ميباشد.
نقش آفرينيهاي عقل بسيار وسيع است و هر زاويه و جنبه و جلوه از زندگي فردي و حيات جمعي را فرا ميگيرد.
در متون فرهنگ اسلامي و در كلام گهربار ائمه دين(ع) اين ابعاد و جلوههاي حيات اجتماعي معرفي شده و نقش عقل و خرد نمايان گرديده است. از اين ميان، اين كلام از حضرت امام حسن مجتبي(ع) بسيار درس آموز است و يكي از جنبههاي حضور و نقشآفريني نيروي عقل را آشكار ميكند:
"رأس العقل معاشره الناس بالجميل"
"ريشه و رأس عقل، همزيستي و معاشرت و تعامل با مردم با روشي زيبا و نيكوست."
اين كلام از حضرت امام حسن مجتبي(ع) يكي از مهمترين جلوههاي عقلانيت را همزيستي و معاشرت و تعامل مردم با يكديگر ميداند و به اين ترتيب نشان ميدهد كه اسلام ديني اجتماعي است كه انزوا و رهبانيت را بر نميتابد و پيروان خود را از عزلت و كناره گيري از حيات جمعي منع ميكند و به داخل اجتماع ميآورد و بر هرگونه فكر و رفتاري كه خزيدن به خلوت است و نيز آن نوع حيات ديني و معنوي را كه به اذكار و عبادتهاي فردي منحصر ميشود، خط بطلان ميكشد. با اين وصف تعاليم و قوانين دين خدا، زندگيگرا هستند و اصولاً براي رونق و شكوفايي پيوندها و رابطهها و تعاملات وضع شدهاند و به همين دليل آنها كه ديانت را به ذكر و عبادت و آن هم در كنج خلوت خلاصه و محدود ميكنند، آگاه يا ناآگاه برخلاف مسير اسلام حركت ميكنند.
علاوه بر ضرورت معاشرتها و تعاملات اجتماعي در ميان مردم برمبناي عقلانيت، و نيز در كنار معرفي روابط و پيوندها به عنوان ريشه و اصل و اساس عقل و خرد، به روش اين مواجهات و تعاملات نيز اشاره شده است و آن اينكه اين همزيستيها و معاشرتها با روشي جميل و زيبا و نيكو صورت ميگيرد. يعني اخلاق اسلامي با جلوههايي چون گشاده رويي، خوش زباني، ملايمت، نرمخويي و نيك گويي در معاشرتها و تعاملات اجتماعي متجلي ميشود. ثمره و حاصل اين "عقلانيت" سرشار از همزيستي و مواجهات زيبا، حالاتي عطرآگين از محبت و صميميت و طراوت است كه در تمام عرصههاي حيات اجتماعي متجلي ميگردد.
اگر در وسعت تلاشها و فعاليتها از هر نوع و با هر تخصص و مهارت و در همه فنون و مشاغل نظر گستريم، و نيز اگر در همه عرصههاي مديريتها و برنامه ريزيها در سطوح كلان و در حوزههاي فرهنگ و اقتصاد و سياست توجه و دقت روا داريم، متوجه ميشويم كه عقلانيت در مواجهات و تعاملات و پيوندها و روابط متقابل، داراي نقش كليدي و راهبردي ميباشد و به همين دليل بايد جايگاه آن را شناخت و اهميت آن را دريافت و آثار گوناگون آن را به بهره برداريهاي مكرر در آورد.
* "عقل" به "سر" در پيكر ميماند. آيا ميتوان پيكر بدون سر را داراي حيات و حركت و اثر دانست؟
* در وسعت تلاشها در همه فنون و مشاغل، و نيز در عرصه مديريتها و برنامهريزيها در سطح كلان و در حوزههاي فرهنگ و اقتصاد و سياست، عقلانيت داراي نقش راهبردي ميباشد