( به دیداررضا بیا ابن ا لرضا )

به دیداررضا بیا ابن ا لرضا
تماشائی شدم تماشاکن مرا
بگوکجائی جوادمن        ازمن جدائی جوادمن
چــرا نیــائــی جــوادمن
غریبم من غریب ـ غریبم من غریب
***********
توکه درباغ دل گل یاسی مرا
ازآن ترسم دگرتونشناسی مرا
ای قرص ماهم بیابیا      من غرق آهم بیابیا
دیـده بـرا هـم بـیـا بـیـا
غریبم من غریب ـ غریبم من غریب
***********
گل زهرایم و ولی خشکیده ام
دراین حجره زبس به خودپیچیده ام
چشم انتظارم بیاجواد          جان می سپارم بیاجواد
دارونـــــدارم بـیـا جــواد
غریبم من غریب ـ غریبم من غریب

شاعر : سید محسن حسینی

امام رضا (ع)     مولا رضا جانم        مولارضا جانم

امام رضا (ع)
چون آهوی سرگشته ام ای ضامن آهو
من خار سر راه توأم ای گل خوشبو
من با همه گفتم مدیون رضایم
ممنون رضایم، مجنون رضایم
مولا رضا جانم        مولارضا جانم
/./././
من زائر و دست ادبم هست به سینه
آید ز فضای حرمت بوی مدینه
ای عمر من عمریست من دل به تو بستم
ای صاحب خانه مهمان تو هستم
مولا رضا جانم        مولارضا جانم
/./././
چون حلقه شدم بسکه به در حلقه زدم من
تو خوبتر از خوبی و بدتر ز بدم من
از خاک در تو من بوسه بگیرم
ای کاش کنار صحن تو بمیرم
مولا رضا جانم        مولارضا جانم

چشم من سائل به امید کرم توست
بر کعبه قسم کعبه عشقم حرم توست
هم محرم اشکم هم محرم دردم
من آمـــدم اینجا دور تو بگردم
مولا رضا جانم        مولارضا جانم
/./././
کوچکتر از آنم که بگویم که چنین کن
یک گوشه چشمی به من گوشه نشین کن
من آمــــــدم از تو ره توشه بگیرم
از دست تو امشب شش گوشه بگیرم
مولا رضا جانم        مولارضا جانم
/./././
هستی تو غریب و منم ای دوست غریبم
سر تا به قدم دردم و هستی تو طبیبم
من لطف شما را کی می برم از یاد
بستم دل خود را بر پنجره فولاد

شاعر : سید محسن حسینی

السلطان ابا الحسن

آخر محرم و صفر دوباره       دِلَمو تا مشهدُ الرضا آوردم
پیراهن مشکی و این شال عزامو    به امانات درِ حرم سپردم
خداحافظ خداحافظ نوحه خون و سینه زن ها
خداحافظ خداحافظ اجرتون با خود آقا
یک خونم تو مشهد و    یک خونم تو کربلاس
اربابم حسین و         سلطانم امام رضا
السلطان ابا الحسن
 ******
 هر کسی برات کربلا گرفته     رفته مشهد از امام رضا گرفته
چه شلوغه کنار پنجره فولاد   گمونم باز یه مریض شفا گرفته
حرم این خونواده شده قبله برا مردم
توی ایران میدرخشن شاه چراغ و مشهد و قم
داره تاج سروری   هر کی اینجا نوکره
مزد زائرای تو     با موسی بن جعفره
السلطان ابا الحسن
******
دم سقا خونه ی تو یادم افتاد    تشنه لب رو خاکا دست و پا زدی تو
شبیه حسین و روضه ی جَوونش          علیِ اکبرت و صدا زدی تو
سفره های این دو ماهه جمع میشه با دست زهرا
کاش ببینم سال دیگه باز محرم رو ایشالا
یادت باشه که سه بار    وعده دادی ای آقا
من که اومدم تو هم          وقت مُردنم بیا
السلطان ابا الحسن

 

شاعر : سعید پاشازاده

اعمال روز اربعین+ متن کامل زیارت

روایتی که «شیخ طوسی» از امام حسن عسکری(علیه السلام) نقل کرده، چنین آمده است: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: به جای آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله) و زیارت اربعین (امام حسین(علیه السلام)) در این روز و انگشتر را بر دستِ راست نهادن، و پیشانی را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم الله الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.

 متن زیارت مخصوصی که برای اربعین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، به شرح زیر است:

اَلسَّلامُ عَلی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ

سلام بر ولی خدا و دوست او

اَلسَّلامُ عَلی خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ

سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

اَلسَّلامُ عَلی صَفِیِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش

اَلسَّلامُ عَلیَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ

سلام بر حسین مظلوم و شهید

اَلسَّلامُ علی اَسیرِ الْکُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر آن بزرگواری که به گرفتاری‌ها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّی اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ

خدایا من به راستی گواهی دهم که آن حضرت ولیّ (و نماینده) تو و فرزند ولیّ تو بود

وَ صَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ

و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود که کامیاب شد به بزرگداشت تو

اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ

گرامیش کردی به وسیله شهادت و مخصوصش داشتی به سعادت و برگزیدی او را به پاکزادی

وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ

و قرارش دادی یکی از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یکی از کسانی که از حق دفاع کردند

وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلی خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ

و میراث‌های پیمبران را به او دادی و از اوصیائی که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادی

فَاَعْذَرَ فیِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ

او نیز در دعوت مردم جای عذر و بهانه‌ای (برای کسی) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی) گمراهی

وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنی

و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانی که دنیا فریبشان داد.

وَ شَری آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْکَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّی فی هَواهُ

و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهای پست ناچیزی و بداد آخرتش را در مقابل بهائی اندک،

و بی مقدار و بزرگی کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند،

وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَ اَطاعَ

و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و پیروی کردند

مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ

از میان بندگانت آنانی را که اهل دو دستگی و نفاق بودند و کسانی را که بارهای سنگین گناه به دوش می‌کشیدند.

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً

و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبائی و پاداش جوئی با آنها جهاد کرد

حَتّی سُفِکَ فی طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

تا خونش در راه پیروی تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد.

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیم

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتی وبال دار و عذابشان کن به عذابی دردناک

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند آقای اوصیاء

اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً

گواهی دهم که به راستی تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌دار اویی سعادتمند زیستی

وَ مَضَیْتَ حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ

و ستوده از دنیا رفتی و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتی و نیز گواهی دهم که خدا به راستی وفا کند بدان وعده‌ای که به تو داده،

وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ

و به هلاکت رساند هر که را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسی که تو را کشت و گواهی دهم که تو به خوبی وفا کردی به عهد خدا،

وَ جاهَدْتَ فی سَبیلِهِ حَتّی اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ،

و جهاد کردی در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسی که تو را کشت

وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ

و خدا لعنت کند کسی که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمی که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضی بودند،

اَللّهُمَّ اِنّی اُشْهِدُکَ اَنّی وَلِیُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

خدایا من تو را گواه می‌گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت ای فرزند رسول خدا.

اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فیِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،

گواهی دهم که تو به راستی نوری بودی در پشت پدرانی بلند مرتبه و رحم‌هایی پاکیزه

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها،

که آلوده‌ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نکرد از لباس‌های چرکینش

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ،

و گواهی دهم که به راستی تو از پایه‌های دین و ستون‌های محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی

وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ،

و گواهی دهم که تو به راستی پیشوای نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنمای راه یافته‌ای

وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی وَ اَعْلامُ الْهُدی

و گواهی دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانه‌های هدایت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَالْحُجَّةُ علی اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته‌های محکم (حق و فضیلت) و حجت‌هایی بر مردم دنیا هستند و گواهی دهم که من به شما ایمان دارم

وَ بِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینی وَ خَواتیمِ عَمَلی وَ قَلْبی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ،

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَ اَمْری لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّی یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ،

و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن که خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَرْواحِکُمْ،

پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهای خدا بر شما و بر روان‌های شما

وَ اَجْسادِکُمْ وَ شاهِدِکُمْ وَ غاَّئِبِکُمْ وَ ظاهِرِکُمْ وَ باطِنِکُمْ.

و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان.

آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

التماس دعا

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی

پنجم ماه صفر٬ سالروز شهادت بی بی سه ساله

«بسم رب الرقيه عليهاسلام»

السلام علیک یا سیدتنا رقیه

پنجم ماه صفر٬ سالروز شهادت بی بی سه ساله٬ شبه زهرا (س)٬ بنت الحسین٬ حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها بر همه دوستداران مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تسلیت باد.

 آجرک الله یا بقیه الله

یا رب به جز  رقیه کدامین یتیـــــم را      تسکین به دیدن ســــــر از تـــن بریده است

نازم به آن کسی که هستـی خود داد     وز خدای روز ازل مطاع شفـاعت خریده است 

تنها زمین نگشته عــــزاخانه حسیـن     پشت فلک هم از غم آن شه خمیده است

بر چیدنش محال بود تا ابد صغــــــیر    سلطان عشق طرفه بساطی که چیده است

یا رقیه.............  

زهرای سه ساله.....

حسین (ع) دختری به نام رقیه داشت.  که در واقعه عاشورا این پاره تن حسین سه٬ چهار و در برخی از روایات پنج یا ۷ ساله ذکر شده است. اما مشهور روایات ۳ ساله ذکر کرده اند......

نازدانه حسین شبی از خواب برخواست و با حالتی پریشان سراغ بابایش را گرفت. گویی پدر را در خواب دیده بود. صدای "بابایم کجا رفت؟"  زنان بنی هاشم را بیقرار تر کرد. صدای شیون برخاست و یزید که کاخش نزدیک خرابه اسرا بود٬ صدا را شنید. از مامورانش جریان را پرسید: گفتند دختر سه ساله حسین است که سراغ پدر را میگیرد.......

یا أبَتاه........

بابا به وعده اش عمل کرده بود. روز پنجم صفر در خرابه شام٬ پدر به دیدار رقیه آمد. اما دنیا عجب بد نیرنگی به کار برد. در همه دنیا رسم این است که پدر٬ دختر را به دامن بگیرد. اما این رقیه ای سه ساله است که سر پدر را بر دامن میگیرد و با دستان کوچکش خون از پیشانی بابا پاک میکند.

«چه کسی تو را به خون خضاب کرده است ای پدر؟
چه کسی رگ گلوی تو را بریده است ای پدر؟
چه کسی مرا به این کوچکی یتیم کرده است پدر؟
پس از تو به چه کسی امیدوار باشیم ای پدر؟
این دختر یتیم را چه کسی بزرگ کند؟
ای کاش من فدایت شده بودم، ای کاش من نابینا شده بودم!
ای کاش من در خاک آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمی دیدم.»

 

لعنت بر یزید و یزیدیان

 

بیا تو ای زن غسّـــــاله از طـریق وفــا       به این صغیره بده غسل از برای خدا

مگو که از چه رخ او چو کــهربا باشد       ز داغ تشـنگی دشت کربـــــلا باشد

مگو که زخم به پایش برون بُود از حـد       به روی خار مغیلان دویده او بی حدّ

در نقلی از روایات آمده است: هنگامی که زن غساله، پیکر رقیه علیها سلام را غسل میداد، ناگاه دست از کار کشید و پرسید: سرپرست این اسیران کیست؟

حضرت زینب سلام الله علیها فرمود: چه میخواهی؟

غساله گفت: این دخترک به چه بیماری مبتلا بوده، که بدنش اینچنین کبود است؟

حضرت زینب (س) در پاسخ فرمود: ای زن! او بیمار نبود و این اثار تازیانه ها و ضربه های دشمنان است.......

نمایی از داخل ضریح بی بی سه ساله

هنگامیکه یزید، اهل بیت امام حسین (ع) را در شام آزاد کرد، و آنها به قصد مدینه میخواستند از شام خارج شوند، به دستور حضرت زینب (س) محمل های شتران را سیاه کردند. هنگام خروج، اهل شام با حال خجالت و عزا به بدرقه اهل بیت (ع) آمدند.

موقع وداع، ناگاه زینب (س) سر از محمل بیرون آورد و خطاب به شامیان فرمود: «ای اهل شام! از ما در این خرابه امانتی مانده است. جان شما و جان این امانت.....

روز اربعین که حضرت زینب (س) و همراهان به کربلا باز آمدند، حضرت در کنار قبر برادر، درد دلها کرد. از جمله به یاد رقیه (س) افتاد و زبان حالش این بود:

برادر جان! همه کودکانی که به من سپرده بودی، به همراه خود آوردم. مگر رقیه ات را که در شهر شام با دلی غمبار به خاک سپردم....

از سفر آورده ام جمع یتیمان تو را      جز رقیه آنکه از داغش کمان وار آمدم

تا بماند یادگاری از تو در شام خراب     نوگلت بنهاده ام و تنها به گلزار آمدم

آجرک الله یا بقیه الله

مولا شرمنده.........

اللهم عجل لوليک الفرج

اعمال ماه صفر

اعمال ماه صفر

اعمال ماه صفر

بدانکه این ماه معروف به نُحُوسَت است و براى رفع نُحُوسَت هیچ چیز بهتر از تصدّق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد که محفوظ ماند از بلاهاى نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدّث فیض و غیره فرموده :

یا شَدیدَ الْقُوى وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنى شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

·         روز سوم

روز سیّم سیّد بن طاوُس از کتب اصحابُنَا الاِمامِیَّه نقل کرده که

مستحب است در این روز دو رکعت نماز : در رکعت اوّل حمد و اِنّا فَتَحنا و در رکعت دوم حمد و توحید بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صَلَوات بفرستد و صد مرتبه بگوید : اَللّهُمَّ الْعَنْ الَ اَبى سُفْیانَ و صد مرتبه استغفار کند پس حاجت خود را بخواهد .

·     اعمال روز اربعین

روز بیستم روز اربعین و به قول شَیْخَیْن روز رُجُوع حرم امام حسین علیه السلام است از شام به مدینه و روز وُرُود جابربن عبدالله انصارى است به کربلا بجهت زیارت امام حسین علیه السلام و او اوّل زائر آن حضرت است و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است و از حضرت عسکرى علیه السلام روایت شده که فرمود علامات مؤ من پنج چیز است پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز گذاردن و زیارت اربعین کردن و انگشتر بر دست راست کردن و جَبین را در سجده بر خاک گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را بلند گفتن و شیخ در تهذیب و مصباح زیارت مخصوصه این روز را از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده است.  

·     روز وفات خاتم الانبیاء

روز بیست و هشتم سنه یازدهم روز وفات حضرت خاتم الا نبیاء صَلَوات اللّهِ عَلَیْهِ وَ الِهِ است و روز وفات روز دوشنبه بوده بالاتفاق و در وقت وفات سنین عمر مبارکش به شصت و سه رسیده بود چهل سال از سنّ شریفش ‍ گذشته بود که وحى بر حضرتش نازل شد و بعد از آن سیزده سال در مکّه مردم را دعوت به خداپرستى نمود و پنجاه و سه سال داشت که به مدینه هجرت فرمود و در سال دهم هجرت وفات فرمود و امیرالمؤ منین علیه السلام متوجّه غسل و حنوط آن حضرت شد و بعد از تغسیل و تکفین بر آن جناب نماز گذارد پس دسته دسته اصحاب آمدند و بدون امام بر آن حضرت نماز گذاردند و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آن جناب را در حجره طاهره در همان محلى که از دنیا رفته بود مدفون ساخت از انس بن مالک روایت است که چون از دفن پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله فارغ شدیم حضرت فاطمه عَلیهَا السَّلام سوى من آمد و گفت اى انس چگونه نفس ‍ شما همراهى کرد که خاک بصورت پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله بریزید پس گریست .و فرمود:

پدر جان پاسـخ دادى پروردگارت را که تو را خواند     

پدر جان چقدر به پروردگار خود نزدیکى

ماه صفروعلت نامگذاری آن

ماه صفر
در نامگذاري اين ماه، دو وجه ذكر كرده‏اند:
1. از «صُفْرَة (زردي)» گرفته شده؛ زيرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاييز و زردي برگ درختان بوده است.
2.از «صِفْر (خالي)» گرفته شده؛ زيرا مردم پس از پايان ماه‏هاي حرام، رهسپار جنگ مي‏شدند و شهرها خالي مي‏شد.
اين ماه، معروف به شومي و بدشگوني است. از پيامبر اكرم (ص) درباره ماه صفر، چنين نقل شده است:
هر كس خبر تمام شدن اين ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مي‏دهم.
لذا در اين ماه، به دادن صدقه اهتمام بيشتري شود و براي ايمني از بلاها، دعاي زير هر روز ده مرتبه خوانده شود:
يا شَديدَ الْقُوي‏ وَيا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ فَاكْفِني‏ شَرَّ خَلْقِكَ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ وَصَلَّي اللَّهُ عَلي‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏
الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ!
اي سخت نيرو، و اي سختگير! اي عزيز، اي عزيز، اي عزيز! خوارند از بزرگي‏ات همه خلقت. پس كفايت كن از من شرّ خلق خودت را، اي احسان بخش! اي نيكوكار! اي نعمت بخش! اي عطا دِه! اي كه معبودي جز تو نيست! منزّهي تو! به راستي من از ظالمانم. اجابت كرديم برايش و نجاتش داديم از غمّ و همچنين نجات دهيم مؤمنان را، و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكيزه‏اش!

ادامه نوشته

آیا ماه صفر نحس است؟

ماه صفر به نحوست معروف و مشهور است. برای رفع این نحوست هیچ چیزی بهتر از صدقه دادن و اعیه و استعاذات وارد نشده است.کسی که مایل است از بلاهای نازله در این ماه محفوظ بماند این اعمال را انجام دهد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از جام، ماهی که بدان وارد شده ایم ماهی است که نحوست مشهور است، علت نامگذاری ماه صفر چیست و مهمترین رویدادهای آن چیست؟ اعمال مخصوص این ماه چیست؟

علت نامگذاری:

صَفَر (صفرالخیر یا صفر المظفّر) (به عربی: صَفَر) دومین ماه قمری پس از محرم است. در دوران جاهلیت آن را ناجِر می‌نامیدند. صفر از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی است. دلیل نامگذاری آن این است که چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم - به دلیل اینکه از ماههای حرام بود- از جنگ دست می‌کشیدند، با فرارسیدن ماه صفر به جنگ روی می‌آوردند و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.
 

رویدادها:

اوّل ماه صفر: آغاز جنگ صفین، مطابق نقل مورّخان در سال ۳۷ هجری است. همچنین در این روز در سال ۶۱ هجری (بنا بر روایتی) سَر بریده ‌شدهٔ امام حسین(ع) را همراه کاروان بازماندگان واقعهٔ کربلا وارد شهر شام کردند.

دوم ماه صفر: روز کشته‌شدن زید بن علی ع پس از قیام بر ضدّ بنی امیّه در سال ۱۲۰ هجری است؛ وی به هنگام شهادت ۴۲ سال داشت.

هفتم ماه صفر: بنا بر نقل شیخ مفید و کفعمی، روز شهادت امام حسن مجتبی ع است. همچنین طبق روایتی زاد روز امام موسی کاظم ع در سال ۱۲۸، در این روز در منطقه «ابواء» (محلّی میان مکّه و مدینه) واقع شده‌است.

ادامه نوشته